رادیو بین المللی فرانسه - در پی تهدید صریح علی خامنهای مبنی بر منطقهای کردن هرگونه درگیری نظامی با آمریکا، آرمان مستوفی هشدار میدهد که اگر تهران به یکی از کشورهای عرب خلیج فارس حمله کند، این کشورها ممکن است با واکنشی جمعی نه تنها زیرساختهای حیاتی ایران را نابود سازند، بلکه جزایر ایران در خلیج فارس را نیز اشغال کنند.
در حالی که گفتگوهای تهران و واشنگتن در ژنو زیر سایۀ تهدید اقدام نظامی ادامه دارد، معاون رئیسجمهوری ایالات متحد آمریکا، جیدی ونس تأکید کرده است که حملۀ احتمالی آمریکا به ایران به معنای ورود آمریکا به جنگی طولانی در خاورمیانه نخواهد بود. ونس در عین حال تصریح کرده است که همه چیز، یعنی وقوع جنگ «واقعاً به آنچه مقامات ایرانی انجام میدهند و میگویند بستگی دارد.»
آیا سخن معاون رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر این که جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران کوتاه مدت خواهد بود، جهت رفع نگرانی کشورهای منطقه از پی آمدهای یک جنگ درازمدت ابراز شده است؟
آرمان مستوفی، روزنامه نگار و تحلیلگر با سابقه در پاسخ به این پرسش و پرسش های دیگر از جمله گفته است:
«از منظر نظامی و فنی اگر جنگی میان ایالات متحد آمریکا و ایران روی دهد، این جنگ بسیار شدید و کوتاه مدت خواهد بود. این امر دلایل زیادی دارد. دلیل سیاسی آن در هر حال کاستن از نگرانی کشورهای عرب منطقه است. ولی این موضوع دلیل نظامی هم دارد. جمهوری اسلامی در حال حاضر نیروی هوایی قدرتمندی ندارد. نیروی دریایی آن در مقابل امکانات و نیروهایی که آمریکا در منطقه مستقر کرده قابل ملاحظه نیست. جنگ زمینی هم که اساسا قرار نیست روی دهد تا ما بخواهیم راجع به توان نیروی زمینی ایران صحبت بکنیم. تنها قدرتی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد، توان موشکی و انواع موشکهای آن است : از موشک های زمین به زمین گرفته تا موشک های زمین به دریا، موشک های بالستیکی و پهپادها.
👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه
منطقاً در صورت وقوع جنگ، ایالات متحد آمریکا خواهد کوشید توان واکنش جمهوری اسلامی ایران را خنثی بکند. از اینرو نخستین موج حملات احتمالی آمریکا بسیار سنگین و گسترده و درهم کوبنده خواهد بود. در چنین صورتی دلیلی نخواهد داشت که چنین جنگی میان ایران و آمریکا طولانی شود. تحلیلگران نظامی معتقد نیستند که چنین جنگی بیش از دو هفته به درازا بکشد.
نگرانی کشورهای منطقه از وقوع چنین جنگی در هر حال بی پایه نیست. فرمانروای حکومت اسلامی ایران، آیت الله خامنهای، همین ده روز پیش صریحاً کشورهای منطقه را تهدید کرد و گفت که اگر جنگی میان ایران و آمریکا دربگیرد، این جنگ منطقهای خواهد بود. سخن خامنهای را سخنگویان مختلف رژیم اسلامی بیشتر توضیح دادند از جمله روزنامۀ کیهان که در میان محافل ژورنالیستی به عنوان سخنگوی بیت رهبری شناخته می شود. در توضیح خود، روزنامۀ کیهان تأکید کرد که در صورت وقوع جنگ اگر کشورهای جنوب خلیج فارس علیه آمریکا موضوع نگیرند، حکومت تهران آنها را نه فقط متحد آمریکا، بلکه دشمن جمهوری اسلامی تلقی خواهد کرد و متناسب با همین ارزیابی با آنها رفتار خواهد نمود.
معنای روشن و بی پرده این سخن این است که جمهوری اسلامی ایران به بهانۀ زدن منافع و پایگاه های آمریکا در منطقه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نیز هدف حمله قرار خواهد داد. چنین حمله ای از نظر نظامی برای جمهوری اسلامی ایران امکانپذیر است. هدف تهران از این تهدید این است که کشورهای عربی را وادارد که با اعمال فشار بر ایالات متحد آمریکا از اقدام نظامی آن علیه جمهوری اسلامی جلوگیری کنند.
با این حال، پی آمد حملات احتمالی تهران به کشورهای منطقه برای جمهوری اسلامی ایران بسیار وخیم خواهد بود. تلقی بسیاری از ایرانیان - و نه فقط رهبران جمهوری اسلامی - با واقعیت امروز کشورهای منطقه فاصلۀ نجومی دارد. بسیاری از آنان گمان می کنند که مثلاً ابوظبی یا کویت یا امارات متحد عربی امروز در وضعیت پنجاه سال پیش خود به سر می برند. بسیاری از ایرانیان نمی دانند که اکنون نیروی هوایی قطر یا نیروی هوایی امارات بسیار از نیروی هوایی ایران نیرومندترند و اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد به یکی از این کشورها حمله بکند، در واقعیت خود را با همۀ کشورهای عرب منطقه درگیر میکند.
واضح بگویم : اگر جمهوری اسلامی ایران به این کشورها حمله نکند، فقط با نیروی نظامی آمریکا و اسرائیل - که این البته بحث جداگانهای را می طلبد - طرف خواهد بود. اما، اگر بخواهد به یکی از کشورهای عرب منطقۀ خلیج فارس حمله بکند، کلیه قوای نظامی شش کشور عرب حوزۀ خلیج فارس را علیه خود بسیج و وارد عمل خواهد کرد. و این برای ایران پی آمدهای بسیار وخیمی خواهد داشت. زیرا ممکن است در چنین صورتی این کشورها کلیه زیرساخت های ایران را هدف قرار بدهند و سه جزیرۀ ایران و حتی کل جزایر ایران در خلیج فارس را اشغال کنند. من امیدوارم که جمهوری اسلامی ایران مرتکب چنین خطایی نشود.
[در این میان روسیه نیز به کمک جمهوری اسلامی نخواهد آمد و به این می توان حتی از خلال قرارداد اخیر نظامی دو کشور پی برد که گویا مخفیانه در دسامبر گذشته میان دو طرف امضا شده است]. مناسبات جمهوری اسلامی با روسیه مصداق مهر یک سره است. دلیلش هم واضح است : این جمهوری اسلامی است که خود را متحد راهبردی روسیه می داند. ولی ما هرگز نشنیده ایم که روسیه نیز از جمهوری اسلامی به عنوان متحد راهبردی خود یاد کرده باشد. سیستم های دفاع موشکی که در این قرارداد مورد اشاره قرار گرفته (از نوع «٩ک٣٣٣ وربا») احتمالاً معادل روسی موشک های بسیار قدیمی استینگر آمریکایی است که دولت واشنگتن در اختیار مجاهدان افغانستان در مقابل نیروی هوایی ارتش اشغالگر شوروی سابق قرار داده بود. افزون بر این، حتی قرار نیست که این موشکها را روسیه امروز در اختیار جمهوری اسلامی بگذارد. با این حال، حتی اگر این موشک ها را مسکو همین امروز در اختیار تهران می گذاشت، از آنها در مقابل نیروی نظامی آمریکا کاری ساخته نبود.
در این بین نکته جالب تر این است که در وضعیت بحرانی کنونی که جمهوری اسلامی با خطر یک جنگ بزرگ روبرو است و در حالی که حکومت تهران کل دار و ندار خود - منافع ملی ایران که هیچ حتی منافع خود - را در طبق اخلاص به روسیه تقدیم می کند، دولت مسکو گفته است که همین موشک های «وربا» را نیز در فاصلۀ سال های ٢٠٢٩-٢٠٢٧ در اختیار تهران می گذارد، یعنی به تعبیر عامیانه «بعد از مرگ سهراب».
توسط: ناصر اعتمادی

















