در روزهای اخیر، ایران بار دیگر صحنه خیزش دانشجویی و اعتراضات گستردهای بوده که نشان میدهد بخش مهمی از نسل جوان، دیگر ترسی از حاکمیت جمهوری اسلامی ندارند و خواستههای سیاسی و اجتماعی خود را علناً ابراز میکنند. تجمعات پرشور در دانشگاهها، شعارهای ضدحکومتی، و نمادهای سیاسی که تاکنون ممنوع یا تابو به شمار میرفتند، همه اینها حکایت از یک تغییر محسوس در فضای سیاسی ایران دارند که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
تحولات مهم در اعتراضات اخیر نشان میدهد که این خیزش بیش از یک «اعتراض صنفی» یا «موقعیتی» است. در دانشگاههایی مانند دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه تهران، دانشگاه بهشتی و سایر مراکز آموزشی در تهران و مشهد، دانشجویان نه تنها به یاد کسانی که در سرکوبهای ماههای اخیر کشته شدهاند، گرد هم آمدهاند، بلکه شعارهایی را سر دادهاند که مستقیماً ساختار قدرت حاکم و رهبری آن را به چالش میکشد. این شعارها شامل «مرگ بر خامنهای»، «آزادی، آزادی» و حتی فریاد «جاوید شاه» است -- عبارتی که علامت آشکاری از مخالفت با جمهوری اسلامی و گرایش به نهادهای سیاسی جایگزین محسوب میشود.
در برخی از تجمعها پرچم شیر و خورشید -- نماد پیشین ایران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ -- نیز برافراشته شده است، که به معنای بازخوانی هویت ملی پیشین و رد مشروعیت نظام کنونی است. برافراشتن چنین نشانههایی در دانشگاهها، در صحنهای که تا همین چند سال پیش حتی به صورت محدود هم قابل تصور نبود، نشانه مهمی از تغییر جهتگیری سیاسی و فرهنگی بخشهایی از جامعه محسوب میشود.
زمینه این اعتراضات، سرکوبهای خونین دولت در ماههای اخیر است. گزارشهای معتبر خبر از هزاران کشته و دهها هزار بازداشت در جریان اعتراضات ضدحکومتی میدهند، رقمی که منابع مختلف حتی از چند هزار تا دهها هزار نفر را شامل میشود. این سطح از سرکوب بیسابقهتر از بسیاری از دورههای پیشین اعتراضات ایران است و به نوبه خود باعث شده است که میزان ترس مردم کاهش یابد و رادیکالیته اعتراضها افزایش یابد.
واکنش امنیتی حکومت نیز شدت یافته، از حضور نیروهای بسیج در دانشگاهها تا برخوردهای فیزیکی با دانشجویان. این تقابل دوگانه -- سرکوب از یک سو و مقاومت جوانان از سوی دیگر -- وضعیت سیاسی ایران را به نقطهای رسانده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً «آشفتگی» خواند؛ بلکه به نظر میرسد در چندین عرصه اجتماعی و سیاسی، مردم به دنبال تعیین سرنوشت خود هستند.
به این ترتیب، اعتراضات اخیر دانشگاهها چند پیام روشن دارند: جوانان ایرانی آمادهاند که ترس را کنار بگذارند، صریحاً صدای خود را بیان کنند، و درباره آینده سیاسی کشور بحث کنند. ظهور شعارها و نمادهای پیشین به مفهوم بازگشت به هویت باشکوه ایران گذشته است و نوعی بیان فرهنگی و سیاسی است که نشان میدهد بخش مهمی از جامعه دیگر حاضر نیست به ساختار سیاسی فعلی مشروعیت بدهد.
این تحولات به تنهایی موضوعی عظیم و پیچیده است، اما در همان حال نقطه عطف مهمی در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود؛ جایی که نسل تازهای، از دانشگاهها شروع میکند تا به دیگر بخشهای جامعه سرایت کند و چشماندازی متفاوت از قدرت، هویت و آینده ایران را شکل دهد.
رضا یاقوت
معاون انجمن ایران آلمان

















