Saturday, Feb 28, 2026

صفحه نخست » حاکمیت ملی و نشانه های تجزیه طلبی، اسماعیل نوری علا

Esmaeil_Nouriala.jpgاخیراً شاهزاده رضا پهلوی طی یادداشتی اعلام داشته اند که «در روزهای اخیر، چند گروه‌ تجزیه‌طلب - که در کارنامهء‌ بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو، به چشم می‌خورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را دربارهء تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کرده‌اند. چنانکه بارها تأکید کرده‌ام، حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران، اصلی خدشه‌ناپذیر است. ما بر سر یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نه با کسی مذاکره می‌کنیم و نه ذره‌ای از آن کوتاه می‌آییم».(1)

برخی ها این مطلب را «واکنشی شتاب زده» خوانده و توضیح داده اند که، هر پنج حزب کُردیِ عضو این ائتلاف، «کردستان» را تکه ای از ایران می دانند و از همین منظر هم ائتلاف کرده و خواسته هائی، یا هدف هائی، را مطرح ساخته اند. من، برای ارزیابی صحت و سقم سخن شاهزاده، نخست اهداف این ائتلاف را از متن اعلامیه شان استخراج کرده و سپس به طرح توضیحاتی در مورد اینکه این پاراگراف چگونه نوشته شده می پردازم.

در بخشی از یکی از پاراگراف های این اعلامیه چنین آمده است:

« اهداف اصلی و مشترک ما در این ائتلاف عبارت است از: مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، تحقق حق تعیین سرنوشت ملت کورد و بنیان‌گذاری نهادی ملی و دموکراتیک بر اساس اراده‌ی سیاسی ملت کورد در کوردستان ایران... همچنین، ضمن حمایت از شکل‌گیری مرحله‌ای گذار دموکراتیک و فراگیر، مبنای هرگونه همکاری و ائتلاف خود با طرف‌های دیگر را "به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها"، "پذیرش دموکراسی" و "رد هرگونه دیکتاتوری" قرار می‌دهیم».(2)

آشکار است که آنهائی که اهل بررسی تحولات سیاسی هستند، هنگام بررسی همین تک پاراگراف هم باید معیارهای زیرسازندهء تفکر خود را معرفی کرده و بررسی خود را بر اساس آن معیارها عرضه کنند. این نیاز مرا واداشته است تا، بعنوان یک دانش آموختهء جامعه شناسی سیاسی، برخی نکات وابسته به «معیارهای بررسی در این مورد» را به شرح زیر بیان کنم.

حاکمیت (Sovereignty) و غیر قابل تقسیم بودن آن

در جهان امروز مفاهیم مختلف اما بهم پیوسته ای وجود دارند (همچون حاکمیت، قدرت سیاسی، کشور، مرز، ملت، و نظایر اینها) که هر یک دارای تعاریف دقیق، و پذیرفته شده از جانب جامعهء بین المللی، هستند و من هم، عطف به همین گونه تعاریف، از بحث دربارهء «حاکمیت» می آغازم که مادر اصلی مفاهیم دیگر است.

مفهوم مدرن حاکمیت در قرن شانزدهم شکل گرفته است، مثلاً نزد «ژان بودن»،حقوقدان، فیلسوف سیاسی و عضو پارلمان فرانسه (1530 تا 1596 میلادی) که در اثر مهم خود، «شش کتاب دربارهء جمهوری»(3) گفته است: «حاکمیت قدرتی مطلق، دائمی و "غیرقابل تقسیم" است».

محموعاً، در حامعه شناسی سیاسی، «حاکمیت» یعنی بالاترین و نهایی‌ترین قدرت تصمیم‌گیری در یک «قلمروی سیاسی» (یا همان «کشور»، که با مرزهای شناخته شده اش از جانب جامعهء بین المللی مشخص می شود). در عمل، حاکمیت مرجع اصلی حقانیت، مرجع نهایی تصمیم گیری و کنترل نهایی قدرت (یا زور) است. با این توجه که، این سه، در حکومت های با ثبات با یکدیگر هم‌پوشانی دارند.

حال اگر کسی بپرسد که آیا «حاکمیت در یک کشور قابل تقسیم است یا نه؟»، همانطور که در گفتار «بودن» هم دیدیم، پاسخ روشن یک «نه»ی بزرگ است و این یک امر مورد تصدیق همه مراجع بین المللی است که «حاکمیت یک کشور» تقسیم پذیر نیست،

اما، درعین حال، می توان به میزان تمرکز یا پخش شدگی و گستردگی و واگذاری آن نیز توجه داشت. در اینجا اگر منظورمان از «واگذاری» کاری نظیر «انتقال برخی از صلاحیت ها به احزاء داخلی یک کشور» باشد این عمل قطعاً عملی است. بدین معنی که حکومت می‌تواند اختیاراتی را به استان‌ها و فرمانداری ها و شهرداری‌ها بدهد. اما این به معنای از دست دادن حاکمیت نیست. در هر کشور، از این شکل از گستراندن حاکمیت با عنوان «سیستم عدم تمرکز» یاد می کنند که نوع بارز آن «تشکل فدرال» نام دارد.

همچنین کشورها می توانند، با عضویت در اتحایه هائی، با شرکت کشورهای دیگر، بخشی از اختیارات حاکمیت شان را به آن اتحادیه واگذار کنند. مثلاً در پدیده هائی همچون «اتحادیهء اروپا» کشورهای عضو بخشی از صلاحیت‌های خود را به اتحادیه واگذار کرده‌اند، اما چون تصمیم نهایی در وضعیت های بحرانی همچنان در چارچوب ملی گرفته می‌شود و نیز کشورهای عضو اتحادیه همیشه «حق خروج از اتحادیه» را دارند «حاکمیت ملی» همچنان از نظر حقوقی محفوظ می ماند. در این مورد نیز، علاوه بر اصطلاح «اتحادیه»، از این نوع همکاری با عنوان «تشکل کنفدرال» یاد می شود.

تفاوت های فدرالیسم و کنفدرالیسم در چیست؟

حال که به دو مفهوم فدرال و کنفدرال اشاره شد بد نیست در مورد تفاوت این دو شکل اندکی تأمل کنیم چرا که نتایج این کار به پرسش ابتدای این مطلب ربط مستقیم دارد.

تفاوت را می توان در یک جمله مختصر چنین توضیج داد: در فدرالیسم (Federalism) یک کشور واحد با حاکمیت واحد وجود دارد؛ و در تشکل آن ایالات یا استان‌ها دارای اختیارات قانونی مشخصی هستند. به این صورت که بخش هائی از وظایف حاکمیت «واگذار» می‌شود اما خود حاکمیت از بین نمی‌رود. ویژگی های اصلی این سیستم عبارتند ار: یک قانون اساسی واحد، یک تابعیت واحد، ارتش و سیاست خارجی واحد، تقسیم اختیارات میان دولت مرکزی و واحدهای محلی. در عین حال «حق خودمحتاری تا جدایی» هم اصلاً وجود ندارد. ایالات متحدهء امریکا، آلمان، کانادا و سوئیس همگی کشورهای فدرال محسوب می شوند. در این کشورها ایالات (یا استان ها) قدرت دارند، اما کشور یکی است و تجزیه‌پذیر نیست.

اما در کنفدرالیسم (Confederalism)چند کشور مستقل با هم پیمان می‌بندند و متحد می شوند، بدون آنکه حاکمیت‌شان را واگذار کنند. در این شکل سیاسی هر عضو اتحادیه «کشوری مستقل» است، قدرت مرکزی اتحادیه بسیار ضعیف است و اقتدار مستقیمی بر شهروندان کشورهای عضو ندارد،تصمیمات با اجماع گرفته می‌شود و، مهم تر از همه اینکه، هر عضو می‌تواند، با تصمیم داخلی خود، از اتحادیه خارج شود. مثلاً بریتانیا (شامل کشورهای انگلیس، اسکاتلند، ویلز، ایرلند شمالی) و «اتحادیهء اروپا» تشکل هائی «کنفدرال» محسوب می شوند

بطور خلاصه می توان گفت که فدرالیسم به معنی تقسیم قدرت «در داخل یک کشور» است و کنفدرالیسم به معنی اتحاد داوطلبانهء چند کشور مستقل است، بی آنکه حاکمیت شان متزلزل شده باشد.

ترفند تجزیه طلب ها

با توجه به تعاریف بالا، در ایران نیز، کسانی که «تجزیه طلب» محسوب می شوند ، برای رسیدن به مقصود خود، قبل از هر چیز، باید ثابت کنند که ایران یک «اتحادیهء کنفدرال» (برآمده از اتحاد کشورهائی مستقل) است. اما این نیاز آنها را وا می دارد که در اولین قدم منکر وجود یک ملت یکپارچه به نام ملت ایران شوند و، در نتیجه، ادعا کنند که: ایران اتحادیه ای (یا کنفدراسیونی) متشکل از «ملت» های مختلف است و اکنون یکی، با چند تائی، از این «ملت» ها می خواهند (مثل بریتانیا که از اتحادیه اروپا خارح شد) از «اتحادیه موسوم به ایران» خارج شود.

اما می بینند که اثبات چنین مطلبی چندان ممکن نیست زیرا، در مورد «کشور مستقل بودنِ» مناطق مورد نظرشان، شواهد تاریخی قابل اتکائی وجود ندارد و ایران همیشه سرزمینی بوده که در نقاط مختلف اش اقوام مختلف زندگی می کرده اند. پسوند «اِستان» در کلماتی همچون کردستان و بلوچستان هم تنها نشان از محل اسکان اینگونه قبایل دارند و دال بر کشور مستقل بودن آنها نیستند.

پس چارهء کار تجزیه طلبان، برای خروج از اتحادیهء فرضی شان، چیست؟ حکومت دوران استالین، که در پی تکه تکه کردن ایران بود، راه حلی را پیش پای تجزیه طلبان گذاشت: بجای کنفدرال خواندن ایران نخست خواستار فدرال شدن ایران می شویم و سپس ویژگی های کنفدرالیسم را به تعریف مشخص فدرالیسم منتقل می کنیم!

و زمزمه ها از آنجا آغاز می شود که می گویند: «ما خواستار یک سیستم فدرال هستیم» (و توجه کنیم که آقای مهتدی، در یک سخنرانی به زبان کردی، واژهء «فعلاً» را هم به جمله فوق افزوده اند). و تعارض از همین جا آغاز می شود: آنها، در عین حالی که خواستار یک سیسنم فدرال (و نه کنفدرال) هستند، مدعی می شوند که «ما ملت هائی مستقلی» هستیم که در اتحادیه ای به نام «ایران» عضو بوده ایم (تضاد با رژيم فدرالی که مدعی خواستاری آن هستند!).

سپس می گویند: وجود این «ملت ها» (که - توجه کنید - مخصوص کنفدرالیسم است و نه فدرالیسم) به ما اجازه می دهد که دارای دو حق مشخص باشیم: یکی «حق تعیین سرنوشت» (که مخصوص کشورهای مستقل است) و یکی هم «حق خودمختاری» (که به داشتن حق طلاق شباهت تام دارد).

به این ترتیب آنها، با فراهم آوردن این معجون بی بدیل، نخست می گویند «ما خواستار سیستم فدرال هستیم» اما، با منتقل کردن حقوق «کشورهای مستقل عضو یک اتحادیه» (یا سیستم کنفدرال) به مفهوم تثبیت شدهء فدرالیسم، راه شان را برای جدا شدن از «اتحادیه» از طریق خواستاری «حق خود مختاری» و سپس «حق تعیین سرنوشت» باز می کنند.

من، برای کوتاه کردن سخن، تنها همان پارگراف برگرفته از اطلاعیهء احزاب موئلف فوق را بار دیگر نقل می کنم و به خواننده این مطلب پیشنهاد می کنم که آن را این بار بر اساس مطالبی که نوشتم بخواند:

« اهداف اصلی و مشترک ما در این ائتلاف عبارت است از: ...تحقق حق تعیین سرنوشت ملت کورد و بنیان‌گذاری نهادی ملی و دموکراتیک بر اساس اراده‌ء سیاسی ملت کورد در کوردستان ایران... همچنین ... مبنای هرگونه همکاری و ائتلاف خود با طرف‌های دیگر را "به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها"، "پذیرش دموکراسی" و "رد هرگونه دیکتاتوری" قرار می‌دهیم».

حال اگر هنوز در مورد صحت واکنش شاهزاده رضا پهلوی نسبت به ماهیت این «اهداف» تردیدی هست، من بجای ادامه بحث، بدون هیچ ملاحظه ای با این کلام شاهزاده همسخن می شوم که «بر سر تمامیت ارضی ایران نه با کسی مداکره می کنیم و نه ذره ای از آن کوتاه می آئیم».

__________________________________

1. https://x.com/PahlaviReza/status/2026642882988322890

2. https://akhbar-rooz.com/1404/12/07/42243/

3. Jean Bodin - Les Six Livres de la République، -1576



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy