
رفقای مومیایی
رفقای در گل مانده
به نسلی که پرواز میکند
به نسلی که برای ایران میمیرد
به نسلی که ایران را دُرُست میبیند
به نسلی که جهان را دُرُست میبیند
به نسلی که دوست و دشمن ایران را دُرُست میبیند
به نسلی که آینده را دُرُست میبیند
میخواهد سواد سیاسی بیاموزد
*
رفقای مومیایی
رفقای درمانده
رفقای گرفتار در گِلهای آرمانی
هنوز پس از نیم قرن درنیافتهاند
که در سال شوم ۵۷ چه پیش آمد؟
*
رفقای مومیایی
گویی در اینهمه سال
شیخ را و همبارواناش را ندیدهاند
که چون کفتارها به جان ایران افتادهاند
ایرانیّت را تکه پاره کرده، در امّت حل میکنند
غل و زنجیرهای کلانی را که
بر دست و پای ایران بستنهاند ندیدهاند
*
اینهمه ندیدن را که وحشتانگیز است
رفقا باید از ایدئولوژیشان آموخته باشند
*
رفقایی که با قطبنمای کمونیستی
در چپراههها و کجراههها سرگردان شدند
و پس از تار و مار شدن توسط شیخ
بی سر و صدا
زندگیشان را به ساحل امن غرب کشاندند
و اصلان به روی مبارک نیاوردند
که غرب همان جهان آزادیست که بر آن میشوریدند
و خانهی خاله نیست
در غرب هم
از پیلهی ستبر بینش منسوخشان بیرون نیامدند
و دمکراسیای را که پناهشان داده بود
پیش چشمشان ندیدند
*
رفقای مومنی که نماز ضد اسرائیلی
و ضد آمریکاییشان را به امامت شیخ
هنوز ترک کردهاند
وطبق اصلِ دشمنِ دشمنِ من دوست من است
سرافرازانه همسنگر شیخ شدهاند
*
رفقای ولایی
که به هیولا با تعظیم و تکریم میگویند آیتالله
و فرمان کشتارش را در سکوت میبوسند
و چشمشان را از خون زیباترین جوانان
در سراسر ایران برمیگردانند
*
رفقایی که پهلوی را
به خاطر ایراندوستیاش نمیبخشند
چرا که با دگمهایشان سازگار نیست
و از اینکه ایران نام او را فریاد میزند
به زمین و زمان دشنام میدهند
و از حرکتهای هوشمندانهی سیاسیاش خشمگیناند:
چه زیباست دیدن پرچم باستانی ایران
کنار پرچم اسرائیل،
چه چرخش سیاسی نبوغآمیزی
چه چرخش نمادین زیبایی که آشکارا میگوید که ایران
به سوی روشنایی ورق خورده است
و از ظلمت دینی شیخ
از برادران دغلباز مجاهدشان
و از بینش کور رفقای مومیایی
برای همیشه گذر کرده است
*
رضا فرمند

نارضایتی عظما از دوزخ، مهران رفیعی
















