مقالهای از دریادار بازنشسته مارک مونتگومری، در نیویورک تایمز
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
در کمتر از سه هفته، ایالات متحده و اسرائیل بخش بزرگی از توان نظامی جمهوری اسلامی را که طی دههها برای تهدید خاورمیانه به کار گرفته میشد، نابود کردهاند. پنتاگون اعلام کرده که تنها در ده روز نخست، بیش از ۱۵ هزار حمله انجام شده؛ حملاتی که نهتنها پرتابگرها، موشکها و شناورها را هدف قرار داد، بلکه برخی از مراکز تولیدی را نیز از بین برد که وظیفه تأمین و بازسازی زرادخانه ایران را بر عهده داشتند.
با این حال، برای آنکه رژیم برای چند سال نتواند تهدید نظامی جدی ایجاد کند، دستکم دو هفته دیگر حملات لازم است البته اگر اساساً رژیم از این جنگ جان سالم به در ببرد. اگر تهدید تهران برای مدتی طولانی مهار شود، میتوان آن را یک پیروزی نظامی دانست.
اما دو عامل میتواند چنین پیروزیای را از بین ببرد.
نخست، اگر دونالد ترامپ پیش از آنکه همه اهداف ضروری منهدم شوند، عملیات را متوقف کند. او تابستان گذشته نیز چنین کاری کرد و باعث شد کارزار نظامی اسرائیل زودتر از موعد پایان یابد؛ تصمیمی که احتمالاً به تهران فرصت داد در روزهای نخست این جنگ واکنشی شدید نشان دهد.
دوم این این خواهد بود که امریکا اجازه دهد جمهوری اسلامی همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد. اگر رژیم از جنگ جان سالم به در ببرد و همچنان بتواند هر زمان که بخواهد مسیر عبور نفت و گاز را ببندد، هر اعلام پیروزی از سوی واشینگتن بیمعنا خواهد بود.
اکنون نبردی میان الزامات نظامی و فشار شدید مالی ناشی از جنگ بر بازار انرژی و بورسهای جهان در جریان است. پیروزی ممکن است، اما فقط در صورتی که آمریکا این فشار اقتصادی را تحمل کند تا بتواند کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد و جریان تجارت را دوباره برقرار کند.
در حال حاضر، عبور کشتیها از تنگه هرمز حدود ۹۰ درصد کاهش یافته است. تقریباً همه صادرات گاز مایع متوقف شده و حدود ۴۰۰ نفتکش در خلیج فارس، در غرب تنگه، گرفتار شدهاند و امکان خروج ندارند؛ تعداد مشابهی نیز در سوی دیگر تنگه، در دریای عمان، متوقف ماندهاند. قیمت نفت برنت طی یک ماه گذشته بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و اگر به بشکهای ۱۵۰ دلار برسد، میتواند بازارهای مالی را وارد سقوطی شدید کند. در آن صورت، فشار بر دولت ترامپ برای بازگشایی تنگه بهشدت افزایش خواهد یافت.
باز کردن تنگه کار آسانی نیست. ایران میتواند با پهپادهای انفجاری، بهویژه پهپادهای شاهد، و قایقهای تندرو بدون سرنشین، کشتیرانی را تهدید کند. همچنین موشکهای کروز در اختیار دارد که بهدلیل باریکی تنگه بسیار خطرناکاند، زیرا ناوهای آمریکایی فقط چند ده ثانیه برای واکنش فرصت خواهند داشت.
با این حال، حملات هوایی بخش بزرگی از توان موشکی و پهپادی ایران را از کار انداخته و احتمالاً این روند ادامه خواهد یافت. اکنون بزرگترین مانع برای بازگشایی تنگه، مینهای دریایی ایران است؛ مینهایی که برخی از آنها به اندازه یک ماشین لباسشوییاند و بیصدا در کف دریا قرار دارند. حملات آمریکا ۱۶ شناور مینگذار ایران را از کار انداخته، اما احتمالاً هنوز صدها یا حتی هزاران مین باقی مانده است.
دولت ریگان حدود ۴۰ سال پیش با چالشی مشابه روبهرو شد؛ زمانی که ایران در جنگ با عراق تلاش میکرد کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد. در عملیات «ارنسْت ویل»، ناوهای آمریکایی نفتکشهای کویتی را اسکورت کردند. این عملیات در نهایت موفق بود، هرچند در نخستین کاروان، یک مین به نفتکش اصابت کرد و سال بعد نیز یک مین نزدیک بود یک ناو آمریکایی را غرق کند.
امروز شرایط دشوارتر است، زیرا ایران مینهای پیشرفتهتری در اختیار دارد و بسیاری از قواعد جنگ دریایی را که در کنوانسیون ژنو آمده، رعایت نمیکند. برخی مینها روی بستر دریا قرار دارند، برخی به آن متصلاند و برخی حتی میتوانند تعداد کشتیها را بشمارند و با تأخیر منفجر شوند.
گزارشها حاکی است که ترامپ مایل است هرچه زودتر اسکورت نفتکشها آغاز شود، اما تجربه گذشته نشان میدهد عبور عجولانه از تنگه اشتباه است. اگر مین در آب باشد، باید کار دشوار و زمانبر پاکسازی بهطور کامل انجام شود.
من خود حدود ۴۰ سال پیش در عملیات اسکورت حضور داشتم و آموختم که راه سریع وجود ندارد؛ فقط کار مرحلهبهمرحله، همراه با نظارت ماهوارهای مداوم و پوشش هوایی، میتواند مسیر را امن کند. احتمالاً در دو هفته آینده، تعداد کافی ناوشکن آمریکایی به منطقه خواهد رسید تا کشتیهای تجاری را همراهی کند. حضور متحدان مفید است، اما در کوتاهمدت ضروری نیست.
رئیسجمهور باید بداند که چین با دقت اوضاع را زیر نظر دارد. اگر فشار بازار نفت باعث شود آمریکا عقبنشینی کند، رهبران چین ممکن است به این نتیجه برسند که تعهد واشینگتن برای دفاع از تایوان نیز جدی نیست.
اگر آمریکا چند هفته دیگر مقاومت کند، میتواند توان جنگی جمهوری اسلامی را بهطور کامل از کار بیندازد.
چنین نتیجهای میتواند دورهای چندساله از آرامش ایجاد کند؛ آرامشی که نه تحریمها و نه دیپلماسی در چهار دهه گذشته نتوانستهاند به وجود آورند.
اکنون رئیسجمهور به نقطهای تعیینکننده رسیده است:
او نمیتواند هم جنگ را فوراً پایان دهد و هم ادعای پیروزی کند.
باید یکی را انتخاب کند.

"جلسه پرتنش بین احمدرضا رادان و احمد وحیدی"
















