Saturday, Mar 21, 2026

صفحه نخست » اشتباه راهبردی جمهوری اسلامی؛ همه به این نتیجه رسیده‌اند که قدرت رژیم باید فلج شود

economist.jpgجنگ انرژی؛ چگونه جمهوری اسلامی همه دشمنانش را به یک هدف واحد رساند

اکونومیست - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

جنگی که اکنون خاورمیانه را دربر گرفته، بیش از آنکه یک درگیری صرفاً نظامی باشد، به دو جنگ موازی تبدیل شده است؛ جنگ اول، حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه زیرساخت‌های نظامی جمهوری اسلامی است و جنگ دوم، نبردی است که تهران علیه اقتصاد جهانی به راه انداخته است. این دو جنگ اگرچه در ظاهر جدا از هم به نظر می‌رسند، اما در عمل به هم گره خورده‌اند و هرچه ادامه پیدا می‌کنند، دامنه درگیری را گسترده‌تر می‌کنند.

در جبهه نظامی، برتری با آمریکا و اسرائیل است. جمهوری اسلامی توان مقابله با حملات هوایی مداوم را ندارد و بخش بزرگی از توان موشکی، پهپادی و دریایی آن هدف قرار گرفته است. هزاران حمله هوایی به انبارهای تسلیحاتی، کارخانه‌های تولید موشک و مراکز فرماندهی انجام شده و ده‌ها فرمانده ارشد کشته شده‌اند. در مقابل، تهران تلاش کرده است با انتقال جنگ به حوزه انرژی، توازن را تغییر دهد.

راهبرد جدید جمهوری اسلامی بر این اساس شکل گرفته که اگر نتواند در میدان نظامی پیروز شود، باید هزینه جنگ را برای اقتصاد جهانی بالا ببرد. هدف اصلی از حمله به کشتی‌ها، میدان‌های نفت و گاز و زیرساخت‌های انرژی، فشار بر آمریکا و متحدانش برای توقف حملات است. اما این محاسبه ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

تنگه هرمز به مرکز این جنگ تبدیل شده است. این آبراه باریک یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال نفت و گاز در جهان است و هرگونه ناامنی در آن، بلافاصله قیمت انرژی را در سراسر دنیا افزایش می‌دهد. جمهوری اسلامی با حملات پراکنده موشکی و پهپادی و ایجاد فضای ناامن برای کشتی‌رانی، عملاً نوعی محاصره غیررسمی ایجاد کرده است؛ محاصره‌ای که بدون بستن کامل تنگه، همان اثر را بر بازار می‌گذارد.

ایالات متحده برای باز نگه داشتن این مسیر با مشکل جدی روبه‌روست. جغرافیای تنگه هرمز، نزدیکی سواحل ایران و برد موشک‌ها و پهپادها باعث می‌شود که حتی حضور ناوهای جنگی نیز امنیت کامل ایجاد نکند. هر کشتی تجاری که وارد منطقه می‌شود، در معرض خطر است و شرکت‌های کشتیرانی تمایلی به پذیرش چنین ریسکی ندارند.

در همین حال، نشانه‌هایی دیده می‌شود که واشنگتن ممکن است به جای تمرکز صرف بر دفاع، به دنبال ضربه‌ای راهبردی باشد. جزیره خارک، که بخش بزرگی از صادرات نفت ایران از آن انجام می‌شود، بار دیگر به یک هدف مهم تبدیل شده است. حملات اخیر به تأسیسات نظامی این جزیره، این گمانه را تقویت کرده که آمریکا می‌خواهد اهرم فشار جدیدی علیه تهران ایجاد کند.

اگر صادرات نفت ایران محدود شود، در حالی که کشورهای عربی نیز با تهدید حملات روبه‌رو هستند، جنگ به مرحله‌ای می‌رسد که هیچ‌یک از طرف‌ها نمی‌توانند بدون تغییر جدی در موازنه، آن را پایان دهند. در چنین شرایطی، هدف از عملیات نظامی دیگر صرفاً تضعیف توان نظامی نیست، بلکه فلج کردن ظرفیت اقتصادی رژیم خواهد بود.

هم‌زمان، جمهوری اسلامی دامنه حملات را به خارج از ایران گسترش داده است. حمله به میدان‌های نفتی عربستان، تأسیسات امارات و حتی زیرساخت‌های گازی در خلیج فارس نشان می‌دهد که تهران می‌خواهد عرضه انرژی را در کل منطقه مختل کند. این تغییر تاکتیک، پیام روشنی دارد: اگر ایران نتواند نفت صادر کند، دیگران هم نباید بتوانند.

اما همین سیاست باعث شده کشورهای عربی که در آغاز جنگ موضع محتاطانه داشتند، به تدریج به موضعی سخت‌تر برسند. دولت‌های خلیج فارس اکنون بیش از گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه این وضعیت برای اقتصادشان غیرقابل تحمل است و بدون تضعیف جدی جمهوری اسلامی، امنیت پایدار به دست نخواهد آمد.

در نتیجه، جنگی که در ابتدا اهداف متفاوتی برای هر طرف داشت، به‌تدریج همه دشمنان جمهوری اسلامی را به یک جمع‌بندی مشترک رسانده است. با تبدیل شدن درگیری به جنگی بر سر انرژی و اقتصاد جهانی، تهران عملاً شرایطی ایجاد کرده که پایان جنگ بدون ضربه‌ای تعیین‌کننده به ساختار قدرت در ایران، برای طرف مقابل قابل قبول نباشد. همین واقعیت می‌تواند مسیر این جنگ را به مرحله‌ای ببرد که سرنوشت آن نه فقط در میدان نبرد، بلکه در توان یا ناتوانی رژیم برای ادامه حیات تعیین شود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy