فری پرس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
او پنج سال پیش از چهرههای نوظهور در سیاست حزب دموکرات بود؛ اما امروز بهگفته مقامهای آمریکایی، بهدلیل ارتباط با جمهوری اسلامی، کوبا و گروههای تروریستی، نام او در فهرست افراد تحت نظر امنیتی قرار گرفته است.
کالا والش که در ۱۶ سالگی بهعنوان نماد نسل جدید فعالان چپ در رسانههای امریکا مطرح شده بود، اکنون به یکی از صریحترین حامیان جمهوری اسلامی و گروههای موسوم به «محور مقاومت» تبدیل شده است. چنین مسیری نشان میدهد که چگونه بخشی از فعالان چپ رادیکال، در مخالفت با سیاستهای آمریکا، به نقطهای رسیدهاند که عملاً در کنار حکومتهایی قرار میگیرند که خود بهطور گسترده به سرکوب داخلی و خشونت متهم هستند.
"Death to America, Death to Israel." Imagine being this much of a puppet for the Iranian regime. The US should have Calla Walsh on EVERY POSSIBLE watchlist. pic.twitter.com/SLSviU7ckO
-- Canary Mission (@canarymission) March 21, 2026
در هفتههای پس از آغاز درگیری میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، والش در سفر خود به لبنان بهطور علنی از حمله به شرکتهای دفاعی آمریکا و اسرائیل حمایت کرده و حتی فهرست اهداف صنعتی در داخل ایالات متحده را بازنشر کرده بود. او کشتهشدن سربازان آمریکایی را تمسخر کرده و خواستار «افزایش سطح مبارزه» شده است. این مواضع برای بسیاری از ناظران نشاندهنده عبور از مرز اعتراض سیاسی و ورود به حوزه ترور و خشونت است.
مقامهای آمریکایی میگویند ارتباطات گسترده او با رژیم جمهوری اسلامی و کوبا، و همچنین تماس با گروههایی که در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا قرار دارند، باعث شده نام او در فهرست افراد تحت نظر نهادهای امنیتی ثبت شود.
روند رادیکال شدن والش بهصورت علنی در شبکههای اجتماعی قابل مشاهده بوده است. او ابتدا از فعالیت در حزب دموکرات به سوسیالیستهای دموکرات آمریکا رفت، سپس در حمله به شرکتهای دفاعی اسرائیل در خاک آمریکا مشارکت کرد و در سال ۲۰۲۴ به زندان محکوم شد. پس از آزادی، نهتنها عقبنشینی نکرد بلکه مواضعش تندتر شد و به همکاری با رسانههای دولتی ایران و حضور در برنامههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی رسید.
او در سفرهایی که با حمایت حکومت ایران انجام شد، در برنامههای رسانهای رسمی شرکت کرد و روایت حکومت را درباره اعتراضات داخلی تکرار کرد؛ از جمله ادعاهایی که سرکوب معترضان را به «دشمنان خارجی» نسبت میداد. این نوع موضعگیری برای منتقدان نشانهای از آن است که بخشی از چپ افراطی، در دشمنی با غرب، حاضر است چشم خود را بر واقعیتهای سرکوب در کشورهایی مانند ایران ببندد.
کارشناسان افراطگرایی میگویند این پدیده تازه نیست و در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نیز گروهی از فعالان چپ غربی به حمایت از جنبشهای مسلحانه یا حکومتهای اقتدارگرا رسیدند. تفاوت امروز در این است که شبکههای اجتماعی و فضای رسانهای جدید، روند رادیکال شدن را سریعتر و علنیتر کرده است. در چنین فضایی، مرز میان اعتراض سیاسی، تبلیغات ایدئولوژیک و همکاری با ساختارهای خصمانه بهسرعت از بین میرود.
منتقدان میگویند بخشی از چپ رادیکال در سالهای اخیر به نقطهای رسیده که هر نیرویی را که در برابر آمریکا یا اسرائیل قرار گیرد، بدون توجه به ماهیت آن «مقاومت» مینامد، حتی اگر آن نیرو یک حکومت سرکوبگر یا یک گروه مسلح باشد. در چنین نگاه سیاهوسفیدی، حقوق بشر و آزادی سیاسی قربانی دشمنی ایدئولوژیک با غرب میشود؛ تا جایی که برخی هشدار میدهند اگر این مسیر ادامه یابد، هستههای بعدیِ بهاصطلاح مقاومت وابسته به جمهوری اسلامی ممکن است نه در خاورمیانه، بلکه در داخل خودِ غرب شکل بگیرند.
داستان کالا والش برای بسیاری یک هشدار است؛ اینکه چگونه شور سیاسی جوانی میتواند در فضای قطبیشده امروز به افراطگرایی برسد، و چگونه بخشی از چپ که زمانی خود را مدافع آزادی میدانست، در نهایت در کنار حکومتهایی قرار میگیرد که با همان ارزشها در تضادند. این روند، بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، نشانه بحرانی عمیقتر در بخشی از جریان فکری غرب است.















