آمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
"بر اساس ارزیابی اطلاعاتی ارتش اسرائیل، رهبری سیاسی جمهوری اسلامی اکنون به این نتیجه رسیده که امکان ترمیم خسارات جنگی وجود ندارد؛ چرا که منابع مالی کافی در اختیار ندارد"
از یک وزیر ارشد اسرائیلی پرسیدم: «اگر ماشین زمان داشتید و از یک ماه قبل میدانستید چنین اتفاقی خواهد افتاد، آیا باز هم به آغاز جنگ رأی میدادید؟»
او پاسخ میدهد: «اول از همه، بله. باید درک کنید که این یک قمار سرد و کاملاً حسابشده بود. ایرانیها در حال برنامهریزی بودند تا کل صنعت هستهای و موشکی خود را به زیر زمین منتقل کنند، بهگونهای که تقریباً غیرقابل نفوذ شود. در هر صورت، ما امسال حمله میکردیم--اما وقتی آمریکا در کنار ما بود، دیگر تردیدی وجود نداشت.»
پاسخ او: «مهمترین دستاورد جنگ، وارد آوردن ضربهای شدید به موشکهای بالستیک و زنجیره تولید آنها بود. این بار، با هدف قرار دادن کل چرخه تولید، بازسازی این توان برای آنها بسیار دشوارتر خواهد بود.»
این مقام همچنین افزود: «باید به یاد داشت که سالها، سناریوی کابوسوار در اسرائیل، جنگی چندجبههای با صدها کشته در داخل کشور بود. سال گذشته، در عملیات 'شیر خیزان'، طی ۱۲ روز جنگ تنها با ایران، ۳۰ کشته ثبت شد. حالا، در جنگی با سه برابر جبههها و سه برابر دشمنان، این عدد به ۲۰ نفر رسیده است. اگر این اثبات بیفایده نبودن 'شیر خیزان' نیست پس چیست؟ و همینطور 'شیر غران'.»
مأموریت نابودی موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی یک نقطه عطف بود اما نه دقیقاً به شکلی که اسرائیل انتظار داشت.
بعدازظهر جمعه گذشته، اسرائیل بخش حیاتی از صنعت موشکی جمهوری اسلامی دو کارخانه بزرگ تولید فولاد را هدف قرار داد، اما برخلاف انتظار، مشخص شد این حمله فراتر از حوزه نظامی تأثیر گذاشته است.
تأسیسات فولاد در "منطقهای خاکستری" قرار دارند؛ نه کاملاً نظامی مانند کارخانههای موشکی یا سایتهای هستهای، و نه کاملاً غیرنظامی مانند تأسیسات آبشیرینکن. در ایران، این مرز حتی مبهمتر است؛ تقریباً هیچ بخشی از اقتصاد نیست که حکومت در آن نفوذ نداشته باشد. یکی از این کارخانهها در سال ۲۰۱۸ از سوی آمریکا تحریم شده و بهعنوان یکی از منابع مالی مهم برای بسیج معرفی شده بود. با این حال، هدف اسرائیل از حمله، متوقف کردن تولید فلزات مورد استفاده در موشکهای بالستیک بود، نه قطع منابع مالی آن.
ایران بزرگترین تولیدکننده فولاد در خاورمیانه است و در میان ده تولیدکننده برتر جهان قرار دارد. همین دو کارخانه بهتنهایی میلیاردها دلار درآمد ایجاد میکنند و حدود سه درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل میدهند. ضربه اقتصادی ناشی از این حملات، پیامدی بود که اسرائیل آن را پذیرفته بود.
اما اکنون به نظر میرسد این «پیامد جانبی» حتی از هدف اصلی هم اثرگذارتر بوده است. بر اساس ارزیابی اطلاعاتی ارتش اسرائیل، رهبری سیاسی جمهوری اسلامی اکنون به این نتیجه رسیده که امکان ترمیم خسارات جنگی وجود ندارد؛ چرا که منابع مالی کافی در اختیار ندارد.
گزارشها حاکی از آن است که این وضعیت، روحیه بسیاری از افراد درون حاکمیت را تضعیف کرده است.
برآوردها نشان میدهد با توجه به دوره طولانی بازسازی اقتصادی پس از جنگ که بخش عمده بودجه کشور را خواهد بلعید احتمال بروز اعتراضات گسترده بسیار بالا است.
به نظر میرسد دونالد ترامپ نیز به همین ارزیابیهای اطلاعاتی دست یافته است؛ موضوعی که میتواند توضیح دهد چرا تهدیدهای او در اولتیماتومهای اخیر، از اهداف صرفاً نظامی به سمت زیرساختهای «خاکستری» میان نظامی و غیرنظامی بهویژه تأسیسات انرژی و نفت ایران--تغییر کرده است.
با این حال، این وزیر اسرائیلی درباره تغییر رژیم در آغاز جنگ به من گفت: «برآوردهای خوشبینانه و بدبینانهای وجود داشت، اما هیچکس نمیتوانست تضمین کند که در حالی که تهران زیر بمباران است، مردم به خیابانها خواهند آمد. تردیدی نیست که جنگ، حکومت را به پایان خود نزدیکتر کرده اما نمیتوانم بگویم این اتفاق پیش از پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ رخ خواهد داد یا پیش از پایان دوران نتانیاهو.»
















