آینده ایران
چه کسی سرنوشت جمهوری اسلامی را تعیین خواهد کرد؟
افشون اوستوار، فارن افرز - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
پس از مرگ علی خامنهای، مسئله اصلی دیگر «چه اتفاقی افتاده» نیست بلکه این است که چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت و مسیر آینده ایران را تعیین میکند. بهعبارت دیگر، آینده ایران نه به یک عامل، بلکه به رقابت میان چند نیروی کلیدی وابسته است.
نخستین و قدرتمندترین بازیگر، سپاه پاسداران است. این نهاد نهفقط یک نیروی نظامی، بلکه شبکهای از قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی است که توانایی تحمیل اراده خود را دارد. بسیاری از تحلیلها تأکید میکنند که حتی پس از حذف رهبر، این ساختار همچنان پابرجاست و «ستون بقای نظام» محسوب میشود.
اگر سپاه بتواند کنترل کامل را تثبیت کند، آینده ایران بهسمت یک نظام اقتدارگرای نظامی با پوشش مذهبی خواهد رفت نظامی که در آن تقابل خارجی، سرکوب داخلی و اولویت دادن به امنیت، جای هرگونه اصلاح واقعی را میگیرد.
در مقابل، جریان دوم یعنی عملگرایان و اصلاحطلبان حکومتی قرار دارند. این گروه فاقد قدرت نظامی است، اما از تجربه اداره کشور و درک بحرانهای اقتصادی برخوردار است. آنها میتوانند مسیر متفاوتی پیشنهاد دهند: کاهش تنش خارجی، معامله بر سر پرونده هستهای و تلاش برای احیای اقتصاد. اما مشکل اصلی آنها این است که هم ابزار قدرت ندارند و هم اعتماد عمومی را تا حد زیادی از دست دادهاند.
سومین عامل تعیینکننده، خود ساختار درونی حکومت است یعنی رقابت میان نخبگان. پس از خامنهای، دیگر شخصی با همان سطح اقتدار وجود ندارد که تعادل میان جناحها را حفظ کند. این خلأ میتواند به چنددستگی در رأس قدرت منجر شود؛ جایی که سپاه، روحانیت، سیاستمداران و شبکههای اقتصادی هرکدام تلاش میکنند سهم بیشتری از قدرت را به دست آورند. نتیجه این رقابت میتواند یا تثبیت یک بلوک مسلط (احتمالاً سپاه) باشد یا یک دوره بیثباتی درونی.
اما شاید مهمترین و در عین حال نامطمئنترین عامل، مردم ایران باشند. جامعهای که طی سالهای اخیر بارها اعتراض کرده، اما هیچگاه نماینده واقعی در ساختار قدرت نداشته است. اگر نارضایتی اقتصادی و اجتماعی به سطحی برسد که اعتصابات گسترده یا اعتراضات فراگیر شکل بگیرد، میتواند معادله قدرت را تغییر دهد.
برخی تحلیلها تأکید میکنند که آینده ایران در نهایت نه فقط رقابت میان نخبگان، بلکه انتخابی میان «ترس یا کنش» از سوی مردم خواهد بود.
در کنار این عوامل داخلی، بازیگران خارجی نیز بیتأثیر نیستند. ایالات متحده، اسرائیل، و حتی چین و روسیه میتوانند از طریق فشار، حمایت یا معامله، بر مسیر آینده ایران اثر بگذارند. اما برخلاف تصور رایج، هیچیک از این نیروها بهتنهایی تعیینکننده نیستند آنها فقط میتوانند توازن داخلی را تغییر دهند، نه اینکه جایگزین آن شوند.
در نهایت، پاسخ به پرسش این گزارش ساده اما نگرانکننده است:
سرنوشت جمهوری اسلامی نه توسط یک فرد، بلکه در نتیجه تقابل چهار نیرو تعیین خواهد شد:
سپاه پاسداران، افراد قدرتمند در ساختار حکومت، جریانهای عملگرا، و مردم ایران.
با این حال، تعیینکنندهترین عامل میتواند خود مردم ایران باشند. تجربه سالهای اخیر نشان داده که جامعه حتی زیر شدیدترین فشارها توانایی ابراز نارضایتی و ایجاد تغییر در معادلات قدرت را دارد. اگر بخشهای مختلف جامعه، از نسل جوان تا گروههای صنفی و اقتصادی، بتوانند خواستههای مشترک خود را به شکلی هماهنگ و پایدار مطرح کنند، میتوانند به نیرویی تبدیل شوند که هیچیک از مراکز قدرت نتواند آن را نادیده بگیرد. آینده ایران هنوز نوشته نشده است و این بار، بیش از هر زمان دیگری، امکان آن وجود دارد که این آینده نه صرفاً در اتاقهای بسته قدرت، بلکه با فشار و خواست مستقیم مردم شکل بگیرد.















