البته حرف زدن کار خیلی خوبی ست. آدم وقتی حرف می زند ذهن اش شکوفا می شود و همین طوری حرف که می زند ایده های جدید و بکری به سرش می زند که این ایده ها به ذهن هیچ اهل تفکری در جهان نزده است و گوینده اگر یک کوچولو معطل کند، همان حرف بدیع و جدید و دوران ساز، از یاد خودش هم می رود و دیگر امکان بیان آن وجود ندارد. یعنی اگر شما به گوینده دو ثانیه بیشتر فرصت ندهید که آن ایده را مطرح کند، بشریت کلا از آن ایده محروم می ماند و خسارتی عظیم به جامعه ی انسانی وارد می آيد.
از مزیت های حرف زدن و نظر صادر کردن هر چه بگویم کم گفته ام و این نکته ی عجیب را همینجا تا یادم نرفته اضافه کنم که ما ایرانیان که الهی قربون خودامون برم یک استعداد عجیبی در حرف زدن و نظرهای جدید صادر کردن داریم که در کمتر مردمی در جهان قابل مشاهده است.
من از خودم که یکی از متخصصان حرف زدن و فک جنبوندن هستم خیلی تعریف نمی کنم چون ممکنه منو خودخواه فکر کنید که هستم و می خوام جلوه گری کنم ولی چند نمونه براتون میارم که قشنگ متوجه بشید که چرا ما ملت بزرگ تئوری ساز هستیم و روزانه صدها چاقو درست می کنیم که یکی اش هم دسته نداره. اصلا هم فکر نکنید که دارم به خودامون تیکه میندازم و خودامون رو مسخره می کنم و از این حرفا، اصلا و ابدا این طور نیست.
در ادامه ی برنامه کمی به کانت و زندگی و فلسفه ی مسخره ی عقلی اش می پردازیم.
بعد میریم سراغ کثرت گرایی و تکثر و کنگره آزادی ایران که چند روز پیش توو لندن برگزار شد و شخصیت هایی مثل محسن چیریک و مهدیه گلرو و رضا علیجانی و اینا در آن حضور داشتند.
بعد دو تا موشک از بالا سر شما رد میشه که البته اصلا مهم نیست و شما تکثر و کثرت گرایی و کوردستان و تورکستان و لورستان و اینا رو بچسب که از نون شب هم واجب تره بخصوص باید از کاتالان ها و کورسی ها و کبک ی ها استقلال طلبی رو یاد بگیریم....
با ما همراه باشید....

ایران در دست چه کسی خواهد افتاد؟ سپاه، یا مردم؟
















