Thursday, Apr 2, 2026

صفحه نخست » پولیتیکو: "این جنگ ما نیست"؛ خطای مرگبار اروپا درباره جمهوری اسلامی

politico.jpgماتیاس دوپفنر، پولیتیکو - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

در میان تحلیلگران و مفسران اروپایی که درباره جمهوری اسلامی صحبت می‌کنند، اغلب این جمله به گوش می‌رسد: «این جنگ، جنگ ما نیست.»

این دیدگاهی است که هم نادرست است و هم از نظر راهبردی ناپخته. البته که این جنگ، جنگ ماست و حتی بیش از آنکه جنگ آمریکا باشد، جنگ ماست. نفوذ شبکه‌های اسلام‌گرا در جوامع اروپایی بسیار پیشرفته‌تر و حادتر از آمریکا است.

اما حتی اگر کسی باور داشته باشد که این جنگ، جنگ ما نیست، یا از این‌که در برنامه‌ریزی این عملیات با او مشورت نشده ناراضی باشد، باز هم باید قبول کرد که در بخش‌هایی از جامعه اروپا گرایشی قدرتمند وجود دارد که در آن ابراز نفرت از ترامپ از منافع واقعی خودشان مهم‌تر تلقی می‌شود.

در چنین محافلی، می‌توان نوعی «شادن‌فرویده» را احساس کرد لذتی پنهان از شکست هر زمان که آمریکایی‌ها بار دیگر با مشکلی روبه‌رو می‌شوند.

فرقی نمی‌کند این گزاره «این جنگ، جنگ ما نیست» از آلمان مطرح شود یا فنلاند یا هر نقطه دیگر اروپا؛ این طرز فکر به ضرر ماست. نخست، چون به‌طور عینی نادرست است. دوم، چون دشمن مشترک را تشویق می‌کند. سوم، چون به تسریع عقب‌نشینی همبستگی آمریکا منجر می‌شود.

منطق امریکایی ها ساده و در عین حال قابل‌فهم است: اگر جنگ با جمهوری اسلامی مسئله اروپا نیست، پس جنگ در اوکراین هم مسئله آمریکا نیست.

در آن صورت، اروپایی‌ها باید در آینده به‌تنهایی از پس آن برآیند. اوکراین و متجاوز روسی در مسکو، هم از نظر ذهنی و هم جغرافیایی، برای واشینگتن بسیار دورتر از تهدیدی است که ملاها و تروریسم آن‌ها برای برلین یا پاریس ایجاد می‌کنند.

با وجود همه ابهام‌ها درباره اهداف نهایی آمریکا و اسرائیل در ایران، در یک نکته تردیدی ندارم: در چنین وضعیت حساسی که آمریکایی‌ها بار دیگر در حال بیرون کشیدن اروپا از بحران هستند بهتر بود در کنار یکدیگر بایستیم. اروپا نباید در حالی که دولت آمریکا چنین تلاش‌هایی را دنبال می‌کند، از پشت به آن خنجر بزند.

اروپا به‌تنهایی قادر به مقابله نیست

به‌جای آنکه در پشت صحنه برای یافتن مسیر درست و رویکرد مناسب با همپیمانان خود تلاش کنیم چیزی که زمانی «دیپلماسی» نامیده می‌شد در حال برگزاری درگیری‌های نمایشی در عرصه عمومی هستیم.

چنین ادبیات غیرضروریِ گلایه‌آمیز، بهایی سنگین خواهد داشت؛ ادبیاتی که بیش از هر چیز تنها برای جلب رضایت و تشویق داخلی به کار می‌رود. دولت‌های آینده آمریکا نیز این عقب‌نشینی از همبستگی را به خاطر خواهند سپرد. وقتی در آینده مجبور شویم به‌تنهایی هم با اسلام‌گرایی هدایت‌شده از تهران مقابله کنیم و هم با تهاجم برخاسته از مسکو، اروپا از پا درخواهد آمد.

جامعه فراآتلانتیکِ مبتنی بر منافع مشترک، به مدت ۸۰ سال ما را حفظ و حمایت کرده است صرف‌نظر از اینکه دولت‌های آمریکا تا چه حد پیچیده، پرتنش یا دشوار بوده‌اند. در لحظات سرنوشت‌ساز، همیشه «ما» پیروز بوده‌ایم.

اما اکنون اروپا می‌گوید: «من» (نه "ما"). یا دقیق‌تر: «من نه». رهبران اروپا ترجیح می‌دهند با سخنرانی‌های علنی، شریک خود را بیش از پیش دور کنند. این به سود "ما" نیست.

بیش از چهار دهه و نیم است که سپاه پاسداران جهان آزاد را به وحشت انداخته است. هدف آن‌ها فقط نابودی اسرائیل و یهودیان نیست، بلکه نابودی جامعه باز است همان دموکراسی لیبرالی که آن را «بی‌خدا» و «فاسد» می‌دانند، درست به این دلیل که آزاد است. شیوه زندگی ما. امنیت ما. منافع ما.

برای دهه‌ها، ملاها نه‌تنها زنانی را که «بی‌حجاب» می‌دانند کشته‌اند، بلکه همجنس‌گرایان را نیز اعدام کرده‌اند. آن‌ها به‌طور سیستماتیک مردم خود را هر زمان که صدایشان را بلند کنند، به قتل می‌رسانند؛ مخالفان را سرکوب می‌کنند و به‌تازگی، ظاهراً هزاران نفر را در عرض چند روز کشته‌اند. با همان بی‌رحمی و کارآمدی، رژیم تهران خشونت را در سطح بین‌المللی سازمان‌دهی می‌کند.

همراه با شبکه‌های تروریستی خود، از حماس تا حزب‌الله هوثی ها، دیکتاتوری ملاها شاید یکی از مؤثرترین و بی‌رحم‌ترین منابع ترور در جهان باشد. آن‌ها به‌ویژه در جوامع اروپایی فعال‌اند و به‌طور هدفمند نفرت و خشونت را گسترش می‌دهند، به‌گونه‌ای که نظم لیبرال و قانون اساسی ما را تضعیف کرده و جریان‌های افراطی را تقویت می‌کند.

برای چهار دهه و نیم، سیاستمداران غربی در اتخاذ اقدامات مؤثر علیه این دولت تروریستی که هم مردم خود را می‌کشد و هم جوامع آزاد را بی‌ثبات می‌کند تردید داشته‌اند. اقدام مشترک آمریکا و اسرائیل برای تضعیف رژیم، در راستای منافع اروپا و جهان دموکراتیک بوده است. اینکه هدف نهایی چیست تغییر رژیم، حذف ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده، تضعیف شبکه چندسرِ، تسریع فروپاشی از طریق قیام مردمی، یا ترکیبی از همه این‌ها قضاوت با من نیست. برخی می‌گویند یک هدف مهم اولیه همین حالا هم محقق شده است: جمهوری اسلامی چندین سال به عقب رانده شده است. دست‌کم یک چیز به دست آورده‌ایم: زمان.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy