خبرنامه گویا - در حالی که محمدجواد ظریف در یادداشت امروز خود در نشریه فارن افرز با عنوان چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد، از ضرورت رسیدن به یک «توافق جامع صلح» سخن میگوید، این پرسش اساسی مطرح است که آیا این چرخش ظاهری به سوی دیپلماسی، واقعاً تغییری در ماهیت رفتار جمهوری اسلامی است یا ادامه همان الگوی دیرینه «خرید زمان» از طریق چهرههای بهظاهر میانهرو؟
ظریف در این مقاله تلاش میکند تصویری از «مقاومت موفق» جمهوری اسلامی ارائه دهد و مدعی میشود که نظام توانسته در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند و حتی دست بالا را داشته باشد. اما این روایت، بیش از آنکه یک تحلیل واقعگرایانه باشد، بازتاب همان ادبیات رسمی حکومت است که سالهاست برای توجیه هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی به کار میرود. در این چارچوب، تخریب زیرساختها و انزوای بینالمللی نه بهعنوان شکست، بلکه بهعنوان «هزینه مقاومت» بازتعریف میشوند.
نکته کلیدی در پیشنهاد ظریف، پذیرش محدودیتهایی بر برنامه هستهای در ازای لغو تحریمها و بازگشت به تعامل اقتصادی است؛ پیشنهادی که در ظاهر منطقی به نظر میرسد. اما تجربه گذشته از مذاکرات هستهای تا توافق برجام نشان داده است که چنین توافقهایی برای جمهوری اسلامی بیش از آنکه مسیر تغییر رفتار باشد، فرصتی برای بازسازی توان اقتصادی و امنیتی، و در نهایت ادامه همان سیاستهای منطقهای و داخلی بوده است.
ظریف همچنین بر این نکته تأکید میکند که «نظام جایی نمیرود» و آمریکا باید با آن کنار بیاید. این جمله، شاید صریحترین بخش یادداشت او باشد؛ چراکه نشان میدهد هدف اصلی این طرح صلح نه تغییر ساختار قدرت، بلکه تثبیت آن است. به بیان دیگر، دیپلماسی پیشنهادی ظریف، در خدمت بقا و تقویت همان ساختاری است که طی دههها به بحرانسازی داخلی و خارجی متهم بوده است.
این در حالی است که خود ظریف پیشتر اذعان کرده بود پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران، از مقامات خواسته «بگویید چه شده تا علاجی پیدا کنیم». این جمله بهروشنی نشان میدهد که رویکرد حاکم، بهجای پاسخگویی، بر مدیریت و کنترل روایت تمرکز دارد. اکنون نیز همان الگو در سطحی کلانتر تکرار میشود بحرانی بزرگتر، با نسخهای دیپلماتیکتر.
در واقع، نقش ظریف در ساختار جمهوری اسلامی را میتوان در قالب «دیپلمات لبخندزن» تعریف کرد؛ چهرهای که با تسلط بر زبان و ادبیات غربی، توانسته در بزنگاههای حساس، پیامهای نرمتری از نظام منتقل کند، بدون آنکه تغییری واقعی در سیاستهای کلان رخ دهد.
از این منظر، یادداشت اخیر او را باید نه بهعنوان یک ابتکار صلح، بلکه بخشی از یک راهبرد تکراری دانست. با این تفاوت که با گذشت زمان، حتی بدون سلاح اتمی برد موشکهایشان افزایش خواهد یافت، قدرتشان بیشتر و تعدادشان نیز ده برابر خواهد شد.

رونمایی از «سلاح جدید»: دمپاییِ نقطهزن!















