خبرنامه گویا - جمهوری اسلامی دچار یک خطای محاسباتی فاجعهبار شده است. راهبردی که قرار بود مخالفان را دچار تفرقه و چنددستگی کند، در عمل به شکلگیری اجماعی گستردهتر علیه تهران انجامیده است.
در گزارشی از روزنامه تلگراف به قلم ریچارد کمپ (فرمانده بازنشسته ارتش بریتانیا) آمده است که کل راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در جریان تحولات اخیر بهکلی دگرگون شده است. رهبران جمهوری اسلامی هرگز تصور نمیکردند وارد یک جنگ مستقیم، مستمر و با شدت بالا با آمریکا و اسرائیل شوند. محاسبات آنها بر این اساس بود که از طریق نیروهای نیابتی و در نهایت با اتکا به توان هستهای، بر خاورمیانه برتری پیدا کنند.
حاکمان جمهوری اسلامی میلیاردها دلار صرف ایجاد شبکههایی از گروههای شبهنظامی کردند تا هم در حمله و هم در دفاع، بهجای آنها عمل کنند. آنها انتظار داشتند واکنش به اقداماتشان محدود به عملیاتهای پنهانی و حملات سایبری باقی بماند؛ همانطور که طی سالهای گذشته تجربه کرده بودند.
اما اگر با حمله مستقیم آمریکا یا اسرائیل مواجه میشدند، به سلاحهایی نهچندان پنهان نیز تکیه داشتند: حزبالله، حماس و در مرتبهای پایینتر حوثیها.
قرار بود این گروهها بهطور همزمان هزاران موشک به سمت اسرائیل شلیک کنند، سامانههای دفاعی را اشباع کرده و خسارات سنگینی وارد آورند؛ بهگونهای که آمریکا ناچار به عقبنشینی شود. اما این سناریو عملی نشد.
هر سه نیروی نیابتی در پی حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، بهشدت توسط اسرائیل (و در مورد حوثیها، توسط آمریکا) تضعیف شدهاند و در نتیجه نقش آنها در دفاع از ایران طی هفتههای اخیر از نظر راهبردی ناچیز بوده است.
در نتیجه، زمانی که جنگ به خاک ایران کشیده شد، حاکمیت ناچار شد بهدنبال راه دیگری برای وادار کردن آمریکا به عقبنشینی بگردد. حمله صرف به اسرائیل کافی نبود؛ تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داده بود که اسرائیل میتواند بخش عمدهای از موشکها و پهپادها را دفع کند و در هر صورت از ادامه جنگ دست نخواهد کشید.
در ذهن رهبران جمهوری اسلامی، حمله به کشورهای عربی همسایه میتوانست نتیجهبخش باشد؛ چراکه این کشورها، با نگرانی از بیثباتی سیاسی و اقتصادی، ممکن بود ترامپ را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار قرار دهند.
اما نتیجه دقیقاً برعکس بود. گزارشها حاکی از آن است که عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در پشت صحنه از رئیسجمهور آمریکا خواستهاند حملات را تا رسیدن به نتیجه نهایی ادامه دهد. فارغ از مواضع علنی، استفاده مداوم آمریکا از پایگاههای نظامی در منطقه، نشاندهنده موضع واقعی این کشورهاست.
اقدامات ایران همچنین تهدیدی را برجستهتر کرده که کشورهای عربی سالها از آن بیم داشتند؛ در نتیجه، وابستگی آنها به حمایت آمریکا و اسرائیل بهویژه در حوزه اطلاعاتی و پدافند هوایی افزایش یافته است. حتی کشورهایی که تلاش داشتند بیطرف بمانند، مانند قطر و امارات، ناچار شدهاند موضعگیری کنند. راهبردی که قرار بود شکاف ایجاد کند، عملاً باعث انسجام بیشتر علیه تهران شده است.
یکی دیگر از خطاهای راهبردی، بستن تنگه هرمز بوده است. این اقدام، بهعنوان یک حمله به اقتصاد جهانی، به آمریکا و اسرائیل بهانه بیشتری برای ادامه جنگ و حتی گسترش آن به زیرساختهای انرژی ایران میدهد.
همچنین این اقدام روایت «تهدید جهانی بودن جمهوری اسلامی» را تقویت کرده و احتمال کشیده شدن کشورهای دیگر به درگیری را افزایش میدهد.
افزون بر این، به نظر میرسد جمهوری اسلامی بیش از دیگران به اقتصاد خود آسیب میزند. رژیم برای واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت به تنگه هرمز وابسته است و ممکن است روزانه تا ۱۰۰ میلیون دلار از درآمدهای نفتی خود را از دست بدهد ضربهای جدی به اقتصادی که پیشتر نیز بسیار ضعیف بوده و تاب چنین فشاری را ندارد.
این اشتباهات راهبردی، حاصل دههها مماشات غرب و ضعف واکنشها در برابر اقدامات تهاجمی جمهوری اسلامی است. اما اکنون این رژیم با شرایط متفاوتی روبهروست: رئیسجمهوری در آمریکا با رویکردی متفاوت، همسایگان عربی که روابط نزدیکی با او دارند، و اسرائیلی که پس از ۷ اکتبر قدرتمندتر و متحدتر شده است.
در مقابل، موضع اروپا همچنان متزلزل باقی مانده است. در حالی که از تهدید جمهوری اسلامی سخن میگوید، بسیاری از کشورهای اروپایی خواستار کاهش تنش شدهاند که در عمل میتواند به معنای ادامه همان وضعیت پیشین باشد. محدودیتهایی که کشورهایی مانند بریتانیا، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا برای استفاده آمریکا از پایگاههایشان اعمال کردهاند، این رویکرد را نشان میدهد. با این حال، بهنظر میرسد اروپا در این جنگ عملاً به بازیگری کماثر تبدیل شده و تهران نیز نمیتواند دلگرمی خاصی از این وضعیت بهدست آورد.

لغو تابعیت دختر و داماد لاریجانی

دو تن از بستگان قاسم سلیمانی در امریکا بازداشت شدند















