Monday, Apr 6, 2026

صفحه نخست » اسلامگرایی و «لیبرال»های مماشات‌خواه (بخش پایانی)، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpgدر بخش‌های پیشین به سیاست مماشات با جمهوری اسلامی در سپهر سیاسی آمریکا پرداختیم و در بخش سوم نقش کنش‌گران و تحلیلگرانی چون هوشنگ امیراحمدی و شیرین هانتر و فریده فرهی که در آمریکا این خط را دنبال می‌کنند بررسیدیم.

ولی نصر، علی واعظ و رضا اصلان

افزون بر «تریتا پارسی» که سال‌ها برای جمهوری اسلامی به کار لابی‌گری اشتغال داشته، در میان تحلیل‌گران و پژوهشگران ایرانی‌تبار دیگری که به درجه‌های گوناگون خواهان مماشات با دولت جمهوری اسلامی هستند و در برنامه‌های رسانه‌هایی چون «سی‌ان‌ان» شرکت داشته‌اند می‌توان از «ولی نصر»، «علی واعظ» و «رضا اصلان» نام برد. افزون بر این چهار نفر گفتار و نوشتار کسانی چون «نرگس باجغلی»، «جواد صالحی‌اصفهانی»، «آرنگ کشاورزیان»، «آرزو اُسانلو»، «ارکیده بهروزان»، «کیوان هریس» و «هاله اسفندیاری» در برنامه‌های دو رسانه‌ی مهم داخلی «پی‌بی‌اس» و «ان‌پی‌آر» و سایر رسانه‌ها بکار برده شده‌اند.

رابرت مالی و علی واعظ دو چهره مهم در پیشبرد سیاست سازش با اسلامگرایان حاکم بر ایران هستند. ¹ علی واعظ در سال ۲۰۱۲ توسط رابرت مالی به گروه بین‌المللی بحران International Crisis Group, ICG منصوب شد. علی واعظ با بهره‌وری از سمت خود به عنوان تحلیلگر ارشد در گروه بحران نقش مهمی در پیشبرد گفتمان سازش با جمهوری اسلامی بازی کرده است. واعظ متهم به این شده که پیش‌نویس برخی نظریه‌هایی را که به عنوان کارشناس می‌خواسته در رسانه‌های آمریکا منتشر کند قبلن نشان ماموران جمهوری اسلامی داده است.

گذشته از علی واعظ، تحلیل‌های پژوهشگران دیگر نیز به عنوان پشتوانه توسط لابی حکومت تئوکراتیک ایران بکار گرفته می‌شوند. آثار بسیاری از این «تحلیلگران» نتیجه‌ای جز مشروعیت بخشی به رفتار نابهنجار دولت جنگ‌طلب حاکم بر ایران ندارد و کم نیستند کسانی که در این راه مرز بین تحلیل و کنش را بسیار مخدوش کرده‌اند. در محیط مناسبی که بر اندیشکده‌ها غالب است برخی از کارشناسان آنقدر احساس امنیت می‌کنند که پا را از حیطه‌ی کارشناس و تحلیلگر واقع‌بین و بی‌طرف بسیار فراتر می‌گذارند و با کنار گذاشتن ضوابط حرفه‌ای مانند کنشگران آرا و ایده‌هایی را ترویج می‌کنند که همسو با روایت رسمی و آنچه دولت جمهوری اسلامی «جنگ نرم» می‌نامد هستند.

نرگس باجغلی: بسیج و سپاه را «عمیق‌تر» درک کنید!

در میان این تحلیلگران آقای ولی نصر و خانم نرگس باجغلی که هر دو در «دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی» SAIS در دانشگاه جانز هاپکینز به کار اشتغال دارند، با بهره‌گیری از نفوذ و پرستیژ این موسسه‌، سخاورزانه به گفتمان سازش با جمهوری اسلامی یاری رسانده‌اند. ولی نصر در وزارت امور خارجه دولت دموکرات‌ها نیز مدتی کار کرده است.

اگر آقای مهرزاد بروجردی خواهان «درک عمیق‌تر» ملایان شیعه‌ی حاکم بر ایران توسط سیاستگذاران واشنگتن هست، خانم نرگس باجغلی تا آنجا پیش می‌رود که خواهان درک عمیق‌تر نیروهای سرکوبگر بسیج و سپاه پاسداران توسط آمریکا هست! ایرانیان خواهان آزادی و کرامت انسانی هستند و می‌خواهند یک زندگی آرام و عادی که حق هر انسانی هست داشته باشند. در کشوری که نیروهای سپاه و بسیج بر مردم آن یک محیط نظامی-امنیتی تحمیل کرده‌اند چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.

سخن از استبداد نه در یک نظام عادی بلکه یک نظام تمامیت‌خواه و تئوکراتیک است که ۴۷ سال است که افزون بر صدور تروریسم و آشوب به خارج دارد با مشتی آهنین و با شعار «النصر بالرعب» بر سر مردم بی‌دفاع کشور حکومت می‌کند. این حکومت از بدو پیدایش درگیر جنگ داخلی با مردم ایران بوده و کارش بسیار فراتر از نزاع داخلی است که اصلاح‌طلبان و همفکران ایرانی‌تبار آن‌ها در آمریکا، برای قفل کردن فضای سیاسی، سال‌ها تلاش کرده‌اند تا دیگران را از آن بترسانند. رهبران جمهوری اسلامی سالیان درازست که هزار بلا بر سر این سرزمین آوار کرده‌اند و به جای امنیت واقعی سایه‌ی یک سامانه‌ی توتالیتر امنیتی-نظامی را بر ایران گسترده‌اند.

در واقع در زیر چتر تیره و سهمناکی که جمهوری اسلامی بر فلات ایران گسترده ایرانیان دارند «استبداد مذهبی» و «نزاع داخلی» و «سلب امنیت» را با هم در یک بسته‌بندی واحد تجربه می‌کنند. سخن برخی از این خانم‌ها و آقایان مماشات‌خواه که استبداد جمهوری اسلامی را تاب بیاورید وگرنه به نزاع داخلی دچار می‌شوید استدلالی است که بر واقعیت زندگی در ایران منطبق نیست.

برای آقای نصر و خانم باجغلی و همفکرانشان که در آسودگی کامل با خانواده‌ی خود در آمریکا روزگار می‌گذرانند صادر کردن چنین تزهای ملانوازانه‌ای که بر زندگی شخصی خودشان هیچگونه تأثیر منفی ندارد آسان است ولی شاید بد نباشد این افراد با کسانی چون خانم گوهر عشقی مادر ستار بهشتی و نزدیکان پویا بختیاری و آرمیتا و مهسا و سارینا و دیگرانی که فشار نعلین ملایان و چکمه‌ی سپاه را تا عمق جان احساس کرده‌اند صحبت کنند تا شاید دریافت واقعی‌تری از نوع استبدادی که بر ایران حاکم است پیدا کنند. شاید اگر چشمشان را بر واقعیت ایران بگشایند سرانجام پس از این همه سال دریابند که نوع دیگری از جنگ داخلی نیز وجود دارد که در یکسوی آن مردم بی‌دفاع قرار دارند و در سوی دیگر کارگزارانِ تا بن دندان مسلحِ دولتی مذهبی که از بکار بردن دوشکا و مسلسل سنگین و قتل‌عام مردم در نیزار ماهشهر یا خیابان شهرهای کوچک و بزرگ ایران هیچ ابایی ندارند. دولت اسلامی حاکم بر ایران تا آنجا پیش رفته که نیروهای شبه نظامی از عراق و پاکستان و افغانستان به ایران می‌آورد تا مردم ایران را از تهران تا بلوچستان سرکوب کنند.

اگر کشتارهای مهیب سال‌های اخیر تا دو شب کشتار هولناک دی‌ماه و انبوه کیسه‌های سیاه جنازه‌ها و صف طولانی پدران و مادران و همسران داغدار را در نظر بیاوریم متوجه می‌شویم که این افرادی که تحلیلگری را با کنش‌گری در خط روایت رسمی جمهوری اسلامی اشتباه گرفته‌اند تا چه حد در تئوری‌های انتزاعی و نبرد سیاسی دو حزب در سپهر سیاسی آمریکا غرق شده‌اند و تا چه اندازه از واقعیت زندگی در ایران و رنج و شکنج مردم آن دور افتاده‌اند.

تحلیلگران آمریکایی و بمب اتمی شیعی

اسلامگرایان ایران سیاست تروریستی را به «امر قدسی» پیوند زده‌اند و خود را جاده‌صاف‌کن ظهور حضرت می‌دانند و به همین دلیل است که می‌گویند «چه ببریم و چه ببازیم پیروز هستیم». آنها به جنگ همیشگی و پایان‌ناپذیر باور دارند و دنیا را به دو بخش «اسلامی» و «دارالحرب» تقسیم می‌کنند: هر جا که اسلام مسلط نیست میدان جنگ با کافران است. جنگ پایان‌ناپذیر بخشی از میراث خمینی است و او بود که اعلام کرد که اگر تمام دنیا مسلمان شوند باز نسل‌های جدید به دنیا می‌آیند و باید آنان را به راه اسلام آورد و با این سخن نشان داد که در ذهن تاریک او جنگ با بشریت پایانی ندارد. آمادگی چنین کسانی برای تخریب و نابودی بسیار فراتر از آن چیزی است که بسیاری از کارشناسان و دولتمردان غربی بتوانند تصور کنند. اسلامگرایان حاکم بر ایران با بمب اتمی می‌توانند تمام جهان را به گروگان بگیرند.

افزون بر کارشناسان ایرانی‌تبار تعدادی کارشناسان اروپایی‌تبار در آمریکا وجود دارند که رشته‌ی کارشناسی آنان مربوط به ایران است. کار مماشات و سازش با دولت جمهوری اسلامی در این سال‌ها به آنجا کشید که آقای کِـنِـت پولاک کارشناس امور امنیتی و نظامی و یکی از تئوریسین‌های حزب دموکرات که در زمان پرزیدنت کلینتون جزو تیم امنیتی کاخ سفید بود در کتاب «معمای ایرانی» بدون توجه به دیدگاه آرماگدونی و تا مغز ِ استخوان مکتبی ِ جمهوری اسلامی می‌نویسد که اگر سرانجام حکومت اسلامی به بمب اتمی دست بیابد جای نگرانی نیست و می‌توان حکومت اسلامی مجهز به بمب اتمی را به راحتی «مهار» کرد. به همین سادگی! حتا اگر خطر ایدئولوژی آخرزمانی اسلامگرایان و خطا در محاسبه در یک محیط پر تلاطم و تنش‌زا مانند خاورمیانه وجود نداشت، اگر جمهوری اسلامی به بمب اتمی دست می‌یافت، کشورهای عربی و ترکیه نیز به آن دست پیدا می‌کردند و دهه‌ها تلاش برای عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای در جهان بر باد می‌رفت.

این کارشناسان علیرغم مهارت‌های فنی و دانش تکنیکی گسترده آنچه در مورد اسلام سیاسی می‌دانند از روی کتاب‌ها فرا گرفته‌اند و نمی‌توانند عمق تباهی اندیشه‌ی کسانی که در گروه‌های آخرزمانی و با اندیشه‌ی مهدویت رشد کرده‌اند و به آماده‌سازی جهان برای ظهور حضرت از راه جنگ و اغتشاش باور دارند را بخوبی دریابند. شمه‌ای از آنچه که حزب‌اللهی‌ها می‌توانند به آن دست بیازند را در دو شب قتل‌عام در دی‌ماه دیدیم و اکنون در موشک‌اندازی به کشورهای عربی و ترکیه و قبرس و جزیره دیه‌گو گارسیا، در عملیات نامور به «مانور مرد دیوانه»، مشاهده می‌کنیم. و اینک که اسلامگرایان تنگه‌ی هرمز و اقتصاد جهانی را گرو گرفته‌اند دنیا نیک می‌بیند که دولت حاکم بر ایران هیچ مرزی نمی‌شناسد.

تلاش این سری نوشته بر آن بود که، تا آنجا که به مماشات و مدارا با جمهوری جنگ‌افروزِ اسلامی مربوط می‌شود، فضای عمومی حاکم بر رسانه‌ها و اندیشکده‌ها و سپهر سیاسی آمریکا را بطور کلی نشان بدهد. اینک باید آشکار شده باشد که چگونه آن دسته از تحلیلگران ایرانی‌تبار که به دلایل گوناگون به سیاست مماشات با جمهوری اسلامی گرایش دارند به راحتی توانسته‌اند در این فضای مناسب تحلیل را با کنش‌گری به سود حکومت ملایان در هم آمیزند.

پایان

یوسف جاویدان

تاریخدان هنر، استاد پیشین دانشگاه

بخش یک

بخش دوم

بخش سوم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پانوشت

¹ رابرت مالی یک دیپلمات آمریکایی است که از سوی پدر مصری تبار می‌باشد؛ پدر او یک فعال چپ‌گرا بود که بخاطر فعالیت علیه فرانسه توسط ژیسکاردستن از آن کشور اخراج شد. موضع رابرت مالی و آنچه درباره‌ی عرفات و حماس نوشته می‌تواند به دفاع از آنها تعبیر شود. رابرت مالی نقش مهمی در برجام و تماس‌های بعدی بین نمایندگان جمهوری اسلامی و دولت‌های اوباما و بایدن بازی کرد و از سال ۲۰۲۱ فرستاده ویژه امور ایران در وزارت امور خارجه بود. او در سال ۲۰۲۳ بر اثر پیگیری جمهوری‌خواهان به اتهام درز داده‌های محرمانه دولتی دسترسی خود به اطلاعات محرمانه و شغل خود در وزارت امور خارجه را از دست داد و تحت تحقیق اف‌بی‌آی قرار گرفت.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy