ایران اینترنشنال - بر اساس گزارش اورشلیمپست، جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه، شبکهای پیچیده و نهادینه از زیرساختهای ایدئولوژیک، مدارس، مساجد و بنیادهای خیریه را در سراسر آمریکا ایجاد کرده است.
روزنامه اورشلیمپست، شامگاه پنجشنبه ۲۰ فروردین، در یک گزارش تحلیلی مفصل بر پایه یافتههای سازمان «نوفدی»، به فعالیتهای جمهوری اسلامی در خاک آمریکا پرداخت.
هدف شبکه جمهوری اسلامی نه فقط جاسوسی، بلکه تاثیرگذاری عمیق و بلندمدت بر سیاستهای واشینگتن و عادیسازی فعالیتهای حکومت ایران در بطن جامعه آمریکا بوده است.
نفوذ ساختارمند؛ فراتر از عملیاتهای مخفی
طبق گزارش اورشلیمپست، فعالیتهای جمهوری اسلامی در آمریکا معمولا با عناوینی چون دور زدن تحریمها، حملات سایبری یا توطئههایی برای ترور شناخته میشود، اما اطلاعات جدید نشان میدهد تهران دههها زمان صرف ساختن یک شبکه نفوذ پایدار کرده است.
این شبکه شامل املاک، مدارس، مراکز مذهبی و سازمانهای غیرانتفاعی است که بهگونهای طراحی شدهاند تا با تغییر دولتها در واشینگتن یا تشدید تحریمها، از بین نروند.
صادرات انقلاب در پوشش مذهبی و مدنی
برخلاف گروههایی مثل حزبالله در لبنان یا حوثیها در یمن، جمهوری اسلامی در آمریکا نمیتواند بازوی نظامی آشکار داشته باشد. به همین دلیل، استراتژی خود را بر پایه تاسیس نهادهایی بنا کرده که در ظاهر محلی، مذهبی یا آموزشی هستند، اما در باطن بهعنوان بازوهای حکومت «برای ترویج وفاداری به نظام و کادرسازی» عمل میکنند.
اورشلیمپست نوشت در مرکز این شبکه، بنیاد علوی در نیویورک بوده است. این بنیاد با در اختیار داشتن یک برج ۳۶ طبقه در خیابان پنجم منهتن، بودجه بیش از ۳۵ سازمان و مرکز را در سراسر آمریکا تامین میکرده است: «بنیاد علوی با بهرهگیری از روحانیون آموزشدیده در قم، بر نسلهای جوان تاثیر میگذارند.»
واشینگتن و مریلند؛ آزمایشگاههای نفوذ
گزارش به «مرکز آموزش اسلامی» در پوتومک مریلند (IEC-M) اشاره کرده است که بهعنوان الگوی موفقی از ترکیب «مدرسه-مسجد» شناخته میشود.
این مرکز که میلیونها دلار از بنیاد علوی دریافت کرده، بارها میزبان مقامهای دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی بوده است.
این گزارش تاکید کرد که این نهادها نه بهخاطر مذهب یا ملیت، بلکه بهدلیل عملکردشان بهعنوان تریبونی برای یک دولت انقلابی خارجی، مورد انتقاد هستند.
در ویرجینیا نیز «مسجد مناسس» به رهبری بهرام ابوالفضل ناهیدیان، بهعنوان یکی از کانونهای تندرو معرفی شده است.
به نوشته اورشلیمپست، ناهیدیان که سابقهای طولانی در فعالیتهای انقلابی در آمریکا دارد، به چهرههایی مرتبط بوده که در کشتن «علیاکبر طباطبایی» (دیپلمات مخالف جمهوری اسلامی) در سال ۱۹۸۰ نقش داشتند.
دیربورن؛ نقطه اوج پروژه نفوذ
اورشلیمپست نوشت که در شهر دیربورن ایالت میشیگان، مدل ایدئولوژیک تهران به کاملترین شکل خود رسیده است.
در این منطقه، مجموعهای از مساجد و برنامهها برای جوانان چنان با هم همپوشانی دارند که روایتهای همسو با تهران به بخشی از زندگی عادی جامعه تبدیل شده است.
از جمله این مراکز به «مرکز اسلامی آمریکا» و «بیتالحکمه» اشاره شده که امامان آنها پیوندهایی با محافل سیاسی جمهوری اسلامی داشته و در عین حال با سیاستمداران ارشد آمریکایی نیز ارتباط برقرار کردهاند.
بهرهبرداری از آزادیهای غرب
بخش پایانی گزارش اورشلیمپست به تناقضی آشکار اشاره دارد. حکومت ایران که غرب را «فاسد و بیدین» میخواند، بهشدت بهدنبال استفاده از آزادیها، سیستمهای حقوقی و امکانات رفاهی آن برای اعضا و خانواده مقامهای خود است.
نمونه بارز این موضوع، بازداشت اخیر خواهرزاده یا برادرزاده قاسم سلیمانی و فرزند او در آمریکاست که «از حامیان صریح رژیم تمامیتخواه و تروریستی ایران» معرفی شدهاند و در لسآنجلس از زندگی مجللی برخوردار بودند.
اورشلیمپست نوشت که در سال ۲۰۲۶ و در اوج تنشهای مستقیم میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل، درک این شبکه نفوذ برای واشینگتن حیاتیتر شده است.
چالش اصلی دولت آمریکا اکنون تمایز قائل شدن میان «آزادی مذهبی» و «زیرساختهای ایدئولوژیک یک دولت خارجی» است که دههها در دیدرس کامل، اما به دور از نظارت جدی، فعالیت کرده است.

خاک بر سرت عباس
















