ایران وایر - «کمال خرازی» با نام واقعی «علینقی» از مشهورترین چهرههای سیاست خارجی ایران در دوره «علی خامنهای» در حالی در حملات آمریکا و اسراییل کشته شد که بر اساس گزارشها اساساً از اهداف نظامی نبود. در حملهای که به اطراف خانه او شد، ابتدا همسرش و بعد از چند روز در اغما بودن، کمال خرازی هم در ۸۱ سالگی کشته شد.
خامنهای او را در سال ۱۳۸۴، زمانی که «محمود احمدینژاد» به ریاستجمهوری رسید و دوره وزارت خرازی به سر رسید، به ریاست شورای جدیدی منصوب کرد که از نمونه آمریکایی آن یعنی «شورای روابط خارجی» الگوبرداری کرده بود.
هرچند «شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی» مهمترین خصوصیت نمونه آمریکایی یعنی غیردولتی بودن را نداشت، اما اطرافیان خامنهای گفته بودند که هدف از تأسیس آن، دادن مشورت به رهبر در دورهای بود که به نظر میرسید با سیاستهای خام و افراطی احمدینژاد که حمایت خامنهای را داشت، دورهای سخت در انتظار روابط خارجی جمهوری اسلامی بود.
اگرچه به نظر میرسید که این شورا قرار است سیاستی مشابه دوره ریاستجمهوری «محمد خاتمی» در تنشزدایی و بهبود روابط خارجی را دنبال کند، اما خرازی در این سالها بارها مجبور شد مشت آهنین جمهوری اسلامی را از این شورا به جهان نشان دهد؛ چنانکه بارها اعلام کرده بود اگرچه حکومت سلاح هستهای نخواهد ساخت، اما توانایی آن را دارد.
زمانی که خامنهای این شورا را با حکم به خرازی تأسیس کرد، هشت سال بود که «علیاکبر ولایتی» مشاور اصلی او در امور بینالملل بود. در محافل دیپلماتیک تهران آن زمان گفته میشد جایی که ولایتی حضور نداشته باشد و خرازی رییس باشد، امور به سرانجام نخواهد رسید. به نظر میرسد که بیست سال پس از آن روزها، اعتبار این گفته روشن شده است.
بخشی از این وضعیت احتمالاً به روحیه انزواجوی خرازی بازمیگردد، اما تردیدی نیست که شورای تحت رهبری او به ابتکاری که در سطح عمومی مشهور شده بود، هرگز دست پیدا نکرد. او در این مدت یک مرکز علمی دولتی که به علوم زیستی میپرداخت تاسیس کرد. نشانه ای از اینکه چندان شورای تحت ریاست او در بازیسازی دخیل نبود.
مهمترین برنامه عمومی این شورا پس از توافق برجام بود که با جمعکردن اعضای گروه مذاکرهکننده و در رأس آنها «محمدجواد ظریف»، روایت آنها و نقد چهرههای مخالف توافق به بحث گذاشته شد. جایی که ظریف گفته بود «امضای [جان] کری تضمین توافق برجام است» و این جمله تا کنون که نزدیک به یک دهه از خروج آمریکا از توافق گذشته، گریبان او را رها نکرده است.
خرازی بیست سال در این شورا رییس بود. هرچند در یک دهه اخیر خامنهای حکم ریاست او را تمدید نکرده بود، اما همچنان از این جایگاه، نفوذ خود را داخل نظام و اعتبار سیاسیاش را در خارج، دو دهه پس از وزارت حفظ کرد. او تنها کسی بود که هم در زمان «روحالله خمینی» و هم در زمان خامنهای موافقت حکومت برای رفتن به نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد را جلب کرد.
حکم او در سال ۱۳۶۸ چند هفته پیش از مرگ خمینی صادر شده بود، اما تغییرات وسیع در رهبری ایران اجرای آن را به تأخیر انداخت تا اینکه این بار با موافقت خامنهای، حکم او تکرار و خرازی همراه با گروهی که بعدها به «باند نیویورکیها» مشهور شدند، به مدت ۸ سال عازم مقر اصلی سازمان ملل متحد شد. او عموی «سوسن خرازی» همسر مسعود، پسر کوچک رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی است.
ماموریت او که با شروع رهبری خامنهای و ریاستجمهوری «اکبر هاشمی رفسنجانی» بود، تلاش برای نمایش چهره بهتری از جمهوری اسلامی در آمریکا بود. کارنامه او در این دوره نشان از مأموریت او بهعنوان سفیر غیررسمی جمهوری اسلامی در واشینگتن داشت. «دعوت از ایرانیان» برای بازگشت به کشور و آوردن سرمایه به داخل اولین بار در این زمان مطرح شد، اما بهمرور روشن شد با موانعی روبهرو است که خامنهای در حال برقرار کردن آن در داخل بود.
وقتی خرازی پس از هشت سال به تهران بازگشت، وزیر خارجه دولت خاتمی بود. مهمترین و مؤثرترین دوره در تاریخ جمهوری اسلامی برای بهبود روابط با آمریکا، اما هنوز سطح مخالفت و کارشکنی خامنهای برای حتی اعضای دولت و وزرا هم روشن نشده بود. پس از ایجاد موانع داخلی در ایران، از جمله حمله انصار حزبالله، یعنی شبهنظامیان و گروههای فشار تحت کنترل خامنهای، به اتوبوس جهانگردان آمریکایی که در قالب تبادلات فرهنگی و بهبود روابط با آمریکا به تهران آمده بودند، خرازی متعجب از این وضعیت از هاشمی رفسنجانی پرسیده بود که بالاخره مواضع اصلی نظام در برابر آمریکا چیست؟
بهمرور برای دولت وقت روشن شده بود که مساله فقط آمریکا نیست. تلاشهای فزاینده دولت برای ازسرگیری روابط با مصر هم به مانع خامنهای خورده بود. در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی آمده است که خرازی بهصورت مستقیم به او گفته بود که خامنهای مانع از به سرانجام رسیدن تلاشهای دولت در برقراری روابط با مصر و بهبود وضعیت با آمریکا شده است، اما با اینهم خرازی محافظهکارتر از آن بود که کنارهگیری کند یا با استفاده از نفوذ خانوادگی، از شدت کارشکنی خامنهای کم کند. برادر بزرگتر او محسن، یعنی پدرزن مسعود خامنهای، در آن زمان نماینده مجلس خبرگان رهبری بود.
احتیاطهای خارج از معمول او تا به آنجا پیش رفت که جلوی توزیع کتاب خاطراتش را که در این سال های اخیر منتشر شده بود، گرفت. با این همه در هفته های آخر حیات از «اشتباهات در سیاست جمهوری اسلامی» گفت که باعث ترس همسایگان خصوصا اعراب خلیج فارس شده بود.
کارنامه خرازی در زمان حیات خمینی، از قائممقامی وزارت خارجه در زمان وزارت «صادق قطبزاده» شروع میشود. مشهور است که او در نامهای به «عباس امیرانتظام» سفیر ایران در سوئد، از او خواست به تهران بازگردد و زمینهساز دستگیری و سپس حکم زندان ابد علیه او شد. او سپس به ریاست کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رسید و مدتی بعد در دوره جنگ ۸ ساله با عراق به رییس خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی تبدیل شد. در هر دو دوره نقلقولهای فراوانی از افراد وجود دارد که حاکی از اخراج و اجبار به بازخرید شدن از کار بوده است.
سختگیریهای اداری و ایدئولوژیک بر فعالیتهای هنری سایه انداخته بود و هنرمندانی چون «عباس کیارستمی» برای تداوم کارهای هنری خود با دشواریهای زیادی روبهرو بودند. کیارستمی در خاطراتش نقل کرده که به دلیل پیگیریهای مداوم و پافشاریاش بر سر جزئیات هنری فیلم «قضیه شکل اول، شکل دوم» یا «اولیها» که اتفاقاً کمال خرازی هم در آن حضور دارد، اصطکاک زیادی با او پیدا کرد؛ بهطوریکه به گفته کیارستمی، خرازی گفته بود: «من آخر از دست این آدم (کیارستمی) خودکشی میکنم.»
مرگ اتفاقی کمال خرازی در اثر خسارت جانبی حملات اسراییل و آمریکا، گزینهای دیگر به فهرست وزرای خارجه بدعاقبت جمهوری اسلامی اضافه کرد: «ابراهیم یزدی» مغضوب و منزوی، صادق قطبزاده اعدامشده، جواد ظریف مطرود، حسین امیرعبداللهیان که در سقوط هلیکوپتر کشته شد و عباس عراقچی که هنوز وزیر است اما در وضعیتی بس شکننده قرار دارد.

مجتبی خامنه ای : باید معترضین را آتش میزدیم
















