Monday, Apr 13, 2026

صفحه نخست » «جنگ‌طلبی» ایرانیانِ برانداز، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpgبر خلاف روایت رسمی، ایرانیانِ برانداز «جنگ‌طلب» نیستند. یکی دو سال اخیر بخشی از کار دستگاه عظیم روایت سازی دولت جمهوری اسلامی آن بوده که تقصیر جنگ‌افروزی خود را به گردن ایرانیانی بیاندازد که خواهان برچیدن این دولت تئولوژیک و تمامیت‌خواه هستند. استمرارطلبانی که مخالف انقلاب ملی جاری در میهن هستند از تریبون‌های گوناگون همین روایت را بازپخش می‌کنند.

آقای امیر مصدق کاتوزیان در مقاله‌ای بر کسانی که خواستار واژگونی دولت سرکوبگر جمهوری اسلامی هستند می‌تازد و آن‌ها را «جنگ‌طلب» و «نئوکانِ ایرانی-آمریکایی» می‌نامد. در این نوشته تنها به اتهام نادرست «جنگ‌طلبی» که ایشان به ناراستی نثار ایرانیان مقیم آمریکا کرده می‌پردازم.

در واقع «اتهام جنگ طلبی» ناشی از صلح‌طلبی نیست بلکه ابزاری است برای پیش بردن نزاع داخلی «اپوزیسیون» یا دقیق‌تر، سنگ اندازی شبه‌اپوزیسیون در راه اپوزیسیون واقعی که به کمتر از سرنگونی نظام ملایان رضایت نمی‌دهد.

آن دسته از ما که دلمان در گرو نجات مردم و کشورمان ایران است حاضریم به سوی هر کس که حاضر باشد با ما همگام شود دست دوستی دراز کنیم و برای آزادی میهن دست آن‌ها را صمیمانه بفشاریم. اما موضعگیری‌های کسانی مانند آقای کاتوزیان که عمری است بر سازش با حکومت سرکوبگر اسلامی اصرار می‌ورزند جایی برای همگامی باقی نمی‌گذارد. آقای کاتوزیان چه در کسوت ژورنالیست و چه در نوشته‌های پراکنده نشان داده که از لحاظ فکری دوقلوی سکولارِ ملی‌ـمذهبی‌ها هست و گمان نمی‌رود که هرگز منافع ملی ایران و ایرانیان را بالاتر از «مصلحت» مورد نظر ایشان که کمک به استمرار و برجایی جمهوری اسلامی باشد بگذارد.

برخلاف جایگیری آقای کاتوزیان که می‌خواهد مسوولیت جنگ‌افروزی سردمداران معمم و سپاهی جمهوری اسلامی را به گردن مخالفان این دولت ستمگر بیاندازد، تا این تاریخ دیگر بر آگاهانِ جهان روشن و آشکار شده که مقصر اصلی جنگ و آشوب در خاورمیانه دولت جنگ‌افروز جمهوری اسلامی است. این دولت اسلام‌گرای حاکم بر ایران است که این بحران بزرگ را در خاورمیانه بوجود آورده است.

قطار مرگِ اسلامگرایان

حکومت اسلامی را می‌توان به ترنِ مرگ مانند کرد، قطاری توانمند با نیروی خارق‌العاده زیاد و ترمز بریده که توان توقف ندارد و سال‌هاست که با سرعت روزافزون روی تکْ ریلِ خودش به پیش می‌رود. سرنوشت چنین ترنی از دو حال خارج نیست: سرانجام یا از دره‌ای سقوط می‌کند (دچار انقلاب می‌شود) و یا با قطار دیگری برخورد می‌کند (وارد جنگ می‌شود). سال‌ها از روی تهدیدها و تحریک‌های ملایان شیعه می‌شد به آسانی دید که آنها سرانجام یا با اسراییل یا عربستان وارد جنگ خواهند شد و یا مانند امروز تلاش خواهند کرد به جنگی گسترده در خاورمیانه دامن بزنند.

ایرانی‌ها بخاطر آنکه به چیرگی این دولت بر کشور یاری رساندند و بخاطر تحمل کردن این حکومت برای چند دهه در بوجود آمدن وضعیت موجود بی‌تقصیر نیستند اما پادافره این خطا را با بهره‌ی سنگینی در این پنج دهه پرداخته‌اند. خطای سه گروه «مذهبی» و «چپ» و به اصطلاح «ملی‌گرا» نیز در یاری رساندن به انقلاب مشروعه ۵۷ و کمک به ماندگاری آن را همگان می‌دانند.

ایرانی‌ها چه آن‌ها که داخل کشورند و چه آن‌ها که از بد حادثه به خارج پناه آوردند هر کدام به نحوی قربانی سیاست‌ها و جنگ‌طلبی حکومت تئولوژیک ملایان/سپاه هستند. مردم عادی سبب‌ساز و آغازگر درگیری نظامیِ جاری نبودند، جای حکومت جبار اسلامی و قربانیانش را با هم عوض نکنیم.

چه ما می‌خواستیم و چه نمی‌خواستیم آمریکا و اسراییل روزی وارد این جنگ می‌شدند چون عاقبت تحریک کردن و موشک‌اندازی و «شش ارتش نیابتی» دور اسراییل راه انداختن و کشتن و معلول کردن هزاران نظامی آمریکایی از عراق تا لبنان همین است. دولت هر کشوری تنها و تنها منافع ملی خودش را پیش می‌برد و با حرف من و شما وارد جنگ نمی‌شود.

تقاضای دخالت نظامی از درون ایران

وکیلان حقوق بشری ساکن ایران نه «نئو‌کان ایرانی-آمریکایی» هستند و نه «طرفدار ترامپ و نتانیاهو» و آقای کاتوزیان اگر هم روزی لازم بداند که برای کمک به ماندگاری جمهوری اسلامی آن‌ها را جنگ طلب بنامد قادر به چنین کاری نخواهد بود. وقتی پس از کشتار دی‌ماه برخی از نامورترین وکیلان حقوق بشری از درون ایران از جامعه‌ی بین‌المللی تقاضای کمک کردند منظورشان چه بود؟ آنها با توسل به قانون نامور به R2P که مصوبه سازمان ملل متحد است از جامعه‌ی بین‌المللی تقاضای دخالت مستقیم و توقف کشتار را می‌کردند‌. جامعه‌ی بین‌المللی در عمل نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد مگر آنکه از راه نظامی وارد شود، یعنی همان کاری را بکند که آمریکا و اسراییل در چهل روز کردند.

اتهام «جنگ‌طلبی» ناراست و ناجوانمردانه است

هیچ انسانی که عقل سلیم داشته باشد از جنگ خوشش نمی‌آید. ایرانیانی که متهم به جنگ خواهی می‌شوند در واقع با مساله‌ی جنگ این طور برخورد می‌کنند:

■ یک ~ ذات جنگ‌طلب جمهوری اسلامی را مردم ایران نمی‌توانند عوض کنند، این دولت بطور ماهوی جنگ طلب است و رسالتش دامن زدن به جنگ و اغتشاش و صدور تروریسم است.

جنگ پایان ناپذیر بخشی از میراث خمینی هست که گفت اگر تمام دنیا هم مسلمان شوند باز نسل‌های جدید به دنیا می‌آیند و باید آن‌ها را به راه اسلام آورد. دنیا در نگاه اسلامگرایان شیعه به «دارالاسلام» و «دارالحرب» تقسیم می‌شود، هر جا که اسلام تسلط ندارد منطقه حرب و جنگ با کافران است.

■ دو ~ جنگ‌طلبی و کشتن و معلول کردن چند هزار ارتشی آمریکایی و ساختن ارتش‌های نیابتی پیرامون اسراییل و به ویژه حمایت از حماس چیزی نیست که بی‌پاسخ بماند و در نهایت باعث حمله‌ی متقابل و جنگ می‌شد، که شده است.

■ سه ~ تصمیم دولت‌های متخاصم در دو سو بیرون از اراده‌ی ماست، حالا که این جنگ بوجود آمده باید از آن برای ساقط کردن این دولت ضدبشری استفاده کرد.

■ چهار ~ حالا که این جنگ با تحریک دولت اسلامی بوجود آمده باید دید که در این لحظه چه راهی پیش روی ماست. دو احتمال پیش روی ما هست، یا این نظام ساقط می‌شود یا می‌ماند. اگر بماند مثل مار زخمی به جان مردم خواهد افتاد و کشتار وحشتناکتری به راه خواهد انداخت، به همان ترتیب که از اژه‌ای و رادان گرفته تا مداحان حکومتی شبانه روز دارند حرف از «انتقام» می‌زنند. پس بهترین گزینه در شرایط کنونی این است که کار تمام شود و نظام اسلامی سرنگون شود؛ چون در صورت بقا نه تنها به کشتار موحش دست خواهد زد بلکه دیر یا زود مسبب جنگ دیگری خواهد شد و چرخه‌ی خشونت ادامه پیدا خواهد کرد. شش ماه یا یکسال دیگر دوباره جنگ. و بعد از آن باز هم.

این‌ها واقعیت‌های سخت و تلخ پیش روی ما هستند. این چیزی که حمایت از جنگ توسط بخشی از ایرانی‌ها خوانده می‌شود در واقعیت امر جنگ طلبی نیست بلکه استدلال‌هایی در این خط است که با جنگ‌طلبی تفاوت ماهوی دارد. ایرانی‌ها تنها یک زندگی آرام و بی‌دغدغه می‌خواهند که از آن‌ها دریغ شده، همین. این طرز استدلال را «جنگ طلبی» نامیدن نه درست است و نه منصفانه.

اگرچه ما به عنوان یک جامعه در بوجود آوردن این وضعیت بی‌تقصیر نیستیم اما مسبب و علت‌العلل جنگ جاری جمهوری اسلامی هست و تا این حکومت برقرار باشد چرخه‌ی جنگ و خشونت ادامه خواهد داشت و شش ماه یا یک سال دیگر باید خرابی کنونی را دوباره از سر بگذرانیم. تنها راه خروج از این دور باطلِ مرگ و نیستی پایان دادن به جمهوری تبهکار اسلامی حاکم بر ایران است.

یوسف جوانْ جاویدان

تاریخ‌دان هنر



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy