Tuesday, Apr 14, 2026

صفحه نخست » زیرساخت‌ها و تخریب سیستماتیک آن‌ها در جمهوری اسلامی، سیاوش هادیان

hadian.jpgچکیده
در ادبیات توسعه و سیاست‌گذاری عمومی، «زیرساخت» معمولاً به مؤلفه‌های فیزیکی نظیر جاده‌ها، شبکه‌های انرژی و تأسیسات حیاتی اطلاق می‌شود. با این حال، این تعریف در شکل کلاسیک خود، از درک یک واقعیت بنیادین بازمی‌ماند: مهم‌ترین زیرساخت هر کشور، سرمایه انسانی آن و در بنیادی‌ترین سطح، کودکان آن کشورند. این مقاله با گسترش مفهوم زیرساخت به سه حوزه «سرمایه انسانی»، «منابع طبیعی» و «فناوری»، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، به‌صورت مستمر و در اشکال مختلف، در مسیر تضعیف این بنیان‌ها حرکت کرده است؛ روندی که پیامد آن نه‌تنها آسیب به حال، بلکه تخریب آینده ایران است.

۱. بازتعریف زیرساخت؛ از سازه‌های فیزیکی تا بنیان‌های حیات اجتماعی
در چارچوب نظری توسعه پایدار، زیرساخت صرفاً به ساختارهای فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه شامل مجموعه‌ای از بنیان‌های حیاتی است که امکان بقا، بازتولید و پیشرفت یک جامعه را فراهم می‌کنند. در این چارچوب، سه سطح اصلی قابل تفکیک است:
• سرمایه انسانی (کودکان، نخبگان، نیروهای متخصص)
• منابع طبیعی و زیست‌بوم
• زیرساخت‌های فناورانه و دانشی

تضعیف هر یک از این سطوح، به معنای آسیب به ظرفیت بقا و توسعه یک کشور است؛ و تخریب هم‌زمان آن‌ها، نشانه یک بحران ساختاری عمیق.

۲. دهه ۱۳۶۰؛ فروپاشی مرز کودک و دشمن
در دهه ۱۳۶۰، هم‌زمان با تثبیت قدرت سیاسی، سرکوب مخالفان به سطحی رسید که نوجوانان نیز در دایره آن قرار گرفتند. گزارش‌های نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد که افراد زیر ۱۸ سال بازداشت، محاکمه و در مواردی اعدام شدند. اما این واقعیت صرفاً در سطح اسناد باقی نماند. انتشار نام کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان در روزنامه‌هایی چون کیهان، به‌روشنی نشان می‌داد که مرز میان کودک و بزرگسال در منطق حذف سیاسی عملاً فرو ریخته است. در اینجا دیگر با مجموعه‌ای از «استثناها» مواجه نیستیم، بلکه با بازتعریف کودک به‌عنوان «سوژه تهدید» روبه‌رو هستیم؛ تغییری که پیامدهای آن تا امروز امتداد یافته است.

۳. جنگ ایران و عراق؛ تبدیل کودک به ابزار جنگ
در جریان جنگ ایران و عراق، این روند وارد مرحله‌ای دیگر شد. استفاده از نوجوانان در جبهه‌ها، در بستر بسیج ایدئولوژیک، به بخشی از واقعیت جنگ تبدیل شد. تجربه زیسته بسیاری از حاضران در جبهه، از حضور کودکانی با حداقل سن، با نشانه‌هایی چون سربندهای رنگی در خطوط مقدم حکایت دارد؛ نشانه‌هایی که آن‌ها را حتی برای هدف‌گیری دشمن قابل تشخیص‌تر می‌کرد. در ادبیات حقوق بین‌الملل، این وضعیت در چارچوب «کودک‌سرباز» تحلیل می‌شود؛ یعنی تبدیل کودک از «آینده جامعه» به «ابزار مصرفی در جنگ». این تغییر کارکرد، یکی از عمیق‌ترین اشکال تخریب سرمایه انسانی محسوب می‌شود.

۴. دهه‌های اخیر؛ تداوم الگو در خیابان
این الگو در دهه‌های بعد تغییر شکل داد، اما متوقف نشد. در جریان اعتراضات سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کشته‌شدن کودکان بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد. نام‌هایی چون کیان پیرفلک، نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده، آرتین رحمانی، اسرا پناهی، علی‌رضا کوچکی و عرفان رضایی، صرفاً نام نیستند؛ بلکه نشانه‌های تداوم یک الگوی ساختاری‌اند. در اینجا فاصله میان «گزارش» و «تجربه» از میان برداشته شده است؛ واقعیتی که در برابر دیدگان جامعه و افکار عمومی جهانی رخ داده است.

۵. فراتر از کشتار؛ بهره‌برداری سیستماتیک از کودک
مسئله صرفاً به خشونت مستقیم محدود نمی‌شود. در سطحی عمیق‌تر، با نوعی بهره‌برداری سیستماتیک از کودکان مواجه هستیم. از دهه ۱۳۶۰ تا امروز، کودکان در اشکال مختلف در خدمت بازتولید قدرت قرار گرفته‌اند: از زندان و جبهه تا خیابان و حتی در برخی سازوکارهای کنترلی (ایست بازرسی‌ها). در چنین شرایطی، کودک هم‌زمان «قربانی» و «ابزار» است؛ و این دقیقاً بیانگر نوع رابطه ساختار قدرت با مفهوم کودکی است.

۶. فرسایش سرمایه انسانی؛ از سرکوب تا فرار نخبگان
در کنار حذف فیزیکی، یکی از مهم‌ترین اشکال تخریب زیرساخت انسانی، پدیده فرار نخبگان است. سالانه ده‌ها هزار نفر از نیروهای متخصص، دانشجویان و نخبگان علمی کشور را ترک می‌کنند. این روند، در بسیاری از موارد، نتیجه مستقیم محدودیت‌های ساختاری، ناامنی اجتماعی و انسداد افق‌های پیشرفت است. هم‌زمان، سرکوب فضای دانشگاهی و محدودسازی تولید دانش، موجب تضعیف نهادهای علمی شده است. در چنین شرایطی، کشور نه‌تنها نیروی انسانی خود را از دست می‌دهد، بلکه توان بازتولید آن را نیز از دست می‌دهد.

۷. تخریب منابع طبیعی؛ فروپاشی زیست‌بوم
تخریب زیرساخت، تنها به حوزه انسانی محدود نمی‌شود. در دهه‌های اخیر، ایران با بحران‌های گسترده زیست‌محیطی مواجه بوده است: خشک‌شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها، افت منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین، تخریب جنگل‌ها و گسترش بیابان‌زایی. این روندها، نه‌تنها منابع طبیعی را از بین می‌برند، بلکه مستقیماً بر امنیت غذایی، پایداری اجتماعی و آینده نسل‌های بعدی اثر می‌گذارند. در اینجا نیز، همان الگوی تخریب ساختاری قابل مشاهده است؛ این‌بار در سطح زیست‌بوم.

۸. عقب‌ماندگی فناورانه؛ انسداد آینده
در جهان امروز، قدرت ملی به‌شدت وابسته به فناوری و دانش است. با این حال، ترکیبی از تحریم‌ها، سیاست‌گذاری‌های محدودکننده و مهاجرت نخبگان، موجب شکل‌گیری شکاف فناورانه در ایران شده است. کاهش سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، محدودیت در دسترسی به فناوری‌های نوین و تضعیف ارتباطات علمی بین‌المللی، همگی به معنای تضعیف زیرساختی هستند که آینده یک کشور را شکل می‌دهد.

۹. خشونت ساختاری؛ فراتر از یک مقطع تاریخی
در کنار این روندها، تداوم خشونت ساختاری، از اعدام‌های گسترده تا سرکوب مستمر، به تضعیف عمیق سرمایه انسانی منجر شده است. کشتار گسترده در مقاطع مختلف، در کنار چهار دهه تداوم ماشین سرکوب، نشان می‌دهد که تخریب زیرساخت، صرفاً به نابودی فیزیکی محدود نیست، بلکه به حذف و فرسایش سیستماتیک انسان‌ها گره خورده است. در چنین شرایطی، آنچه از میان می‌رود، تنها جان انسان‌ها نیست؛ بلکه اعتماد، امنیت و امکان شکل‌گیری آینده‌ای پایدار نیز از بین می‌رود.

جمع‌بندی
با گسترش مفهوم زیرساخت به سه حوزه سرمایه انسانی، منابع طبیعی و فناوری، تصویر کلی روشن‌تر می‌شود: در ایران، طی چهار دهه گذشته، این سه بنیان به‌صورت هم‌زمان در معرض تضعیف و تخریب قرار گرفته‌اند. از کودکی که به‌جای حمایت، سرکوب می‌شود؛ تا نخبه‌ای که مهاجرت را بر ماندن ترجیح می‌دهد؛ و زیست‌بومی که توان بازسازی خود را از دست می‌دهد؛ همگی نشان‌دهنده یک روند پیوسته و قابل ردیابی‌اند. در این چارچوب، تخریب زیرساخت دیگر یک مفهوم فنی نیست، بلکه به معنای فرسایش هم‌زمان بنیان‌های بقا، توسعه و آینده یک کشور است.

و در آخر پرسشی بنیادین باقی می‌ماند: وقتی یک نظام سیاسی، طی دهه‌ها، اصلی‌ترین زیرساخت‌های یک کشور را به‌صورت مستمر تضعیف کرده است، آیا می‌توان این روند را مجموعه‌ای از خطاها دانست، یا باید آن را بخشی از منطق درونی آن تلقی کرد؟

«و در نهایت، جمهوری اسلامی با ادامه همان سیاستِ سیستماتیکِ تخریب زیرساخت‌ها، این‌بار از مسیر کشاندن کشور به جنگ، مأموریت خود را به اوج رساند؛ باشد که این پایان، آغازی شایسته برای رهایی ایران باشد. پاینده ایران»



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy