سلطه حشدالشعبی و افغانهای مسلح بر ایران
فرزانه روستایی
سال ۲۰۱۵ طالبان اعلام کرد که امیرالمومین ملا عمر دو سال پیش مرده است و معلوم شد در این مدت این ملا اختر منصور بوده که به جای ملاعمر برای مردم افغانستان پنهانی بیانیه صادر و امضا می کرده است. رهبر امروز طالبان نیز هبت الله آخندزاده است که کپی دوم ملا عمر است. او برای حفاظت از جان خود نه از قندهار بیرون می رود، نه عکسی از او در جایی منتشر می شود و نه کسی اجازه دیدار با او را دارد.
مافیای سپاه و آپاراتچی های جمهوری اسلامی در انتخاب مجتبی همان رفتار طالبان را پیشه کردند. کسی نمی داند مجتبی زنده است یا مرده و اگر نمرده است شرایط جسمانی او و اوضاع روحی او بعد ازمرگ همه اعضای درجه اول خانواده اش چگونه است.
سپاهی که ما می شناسیم و تجربه ۴۷ ساله آن را داریم به دروغگویی طالبان و به حیله گری هبت الله آخندزاده است و بی شک هم به به جای مجتبی بیانیه می دهد و هم امضا می کند.
ماجرای رهبر شدن مجتبی به عنوان یکی از منفورترین کاراکترهای تاریخ معاصر نمایانگر این است که جمهوری اسلامی طالبانیزه شده است و به هیچ پارادایم اخلاقی و قانونی یا مسئولیت اجتماعی سیاسی متعهد نیست. سند این ادعا واگذار کردن کنترل شهرها به مهاجران تا دندان مسلح افغان و حشدالشعبی است.
اداره امنیتی کشور با استفاده از نیابتی های عراقی و افغانی ستون فقرات سیاست سپاه برای ایران است. با این راهکار قرار است مطلق قدرت سیاسی و اجتماعی را در اختیار بگیرند و با سرکوب جنبش های اعتراضی موج های بزرگ مهاجرت از کشور شکل بگیرد. هدف بیرون ریختن مردم ایران از کشور و زیاد کردن زاد و ولد عراقی ها و افعان هاست تا مافیای سپاه برای غارت و چپاول و سرسپردگی برای روسها و چینی ها و قاچاقچی های مواد مخدر با هیچ مانعی مواجه نباشند.
این سیاست یک پالیسی تصادفی و خود به خود شکل گرفته نیست. اگر قرار است مجتبی نقش هبت الله آخندزاده طالبان را برای مردم ایران بازی کند معنای آن این است که اگر این رژیم سرنگون نشود و زیر بار فشار بین المللی تسلیم یا خرد نشود دیر یا زود کپی همه معادلات افغانستان را در ایران داریم که نام دیگر آن جنگ داخلی یا فروپاشی کشور است که سفارش آن را از جایی گرفته اند.
همه آنها که با خوش خیالی چشم بر رخدادهای سیاسی امروز کشور بسته اند و هم کلام و همفکر حزب الهی ها و اراذل و اوباش شب های خیابان های تهران شده اند و مانند طیفی از چپ های نشانه و سابقه دار امیدوارند تا قالیباف برای ما دمکراسی و توسعه اقتصادی بیاورد نگاهی به حضور هولناک عراقی ها و افغان های مسلح و سرکوبگر بیاندازند. آنها برای ماندن آمده اند. عراقی ها و افغان ها به استخدام درآمده اند تا آینده ایران را به خونریزی های هولناک گره بزنند تا منافع میلیاردی مافیای اقتصادی سپاه و نهادهایی که قبلا تحت پوشش بیت بودند تامین شود.
بودجه چهار دهه و نیز سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور به پای فعالیت های هسته ای موشکی و نیابتی ها ریخته شد تا مجتبی رهبر شود. دیر یا زود دولت آمریکا این تاسیسات را با بمباران ویران می کند و یا سوار کامیون تا از کشور خارج کنند. بی شک با همه سرکوبی که از مردم صورت گرفته است امیدهایی وجود دارد تا معادلات خارجی بتواند بر فعل و انفعال های داخلی کشور تاثیر بگذارند و منجر به برگزاری انتخابات و روابطی دمکراتیک شود. آنچه مسلم است، تا انتخابات دمکراتیک و شفاف در کشور صورت نگیرد و دولتی پاک دست و توانا اداره امور کشور را در دست نگیرد نمی توان انتطار داشت که نکبت سپاه پایان یابد.
این جنگ باید منجر به پایان سپاه با همه شاخه های نظامی سیاسی و فرهنگی و روابط امنیتی آن شود. بی شک میراث شوم سپاه برای سالیان دراز گریبانگیر دولت و ملت خواهد بود. تا سپاه هست فساد و ارتشاء و سفره رانتخواری و مکانیسم تراشیدن یک رهبر عملا مرده پهن است. تا سپاه هست نه انتخابات در ایران شکل میگیرد و نه روند بازسازی سیستم فاسد جمهوری اسلامی متوقف می شود. این جنگ باید پایان یابد، حتما باید پایان یابد، اما نه پیش از ریشه کن شدن آنهایی که ما را به خاک و خون کشاندند برای امیر المومنین شدن شدن یک منحرف جنسی
***

علی علیزاده: بازداشت یوسف عزیزی درآمریکا

دو انفجار مشکوک در غرب تهران















