یادداشت تحریریهٔ خبرنامه گویا:
متنی که در ادامه میخوانید، نسخهای خلاصهشده و ویرایششده از مقالهٔ آقای اسماعیل نوری علا است. متن کامل این مقاله را میتوانید در قالب پی دی اف از طریق این لینک مطالعه کنید.
***
جنگی که نه آغاز میشود، نه پایان مییابد
اسماعیل نوری علا - خبرنامه گویا
امروزه، در خلیج فارس، «وضعیت جنگی» دیگر صرفاً حاصل یک «رویداد» نیست، بلکه پدیدار شدگی یک «وضعیت» است؛ محصول جنگی است که نه اعلام می شود و نه پایان می پذیرد. آنچه جریان دارد چیزی میان این دو حالت است: نوعی تعلیق دائمی که در آن، قدرت ها هم زمان می جنگند و مذاکره می کنند، عقب می نشینند و پیشروی می کنند، و در عین حال می کوشند از لحظه ای که همه چیز از کنترل خارج می شود فاصله بگیرند.
پرسش اصلی این نیست که «آیا جنگی رخ خواهد داد یا نه؟»، بلکه آن است که «این وضعیت تا کجا ادامه مییابد و در چه نقطهای تغییر ماهیت میدهد؟».
خاورمیانه در وضعیت «جنگ نیمهپنهان»
در این میان، خاورمیانه، و بهویژه ایران تحت سلطه رژیم اسلامی، به یکی از پیچیدهترین صحنههای تلاقی «قدرت، ترس، محاسبه و تصادف» بدل شده است؛ جایی که نه صلحی کامل وجود دارد و نه جنگی تمامعیار.
در نتیجه، وضعیتی میانه شکل گرفته که میتوان آن را «جنگ نیمه پنهان» نامید؛ وضعیتی که نه نشانه آرامش، بلکه خود شکلی از بحران است.
منطق تصمیمگیری در وضعیت تعلیق
در این وضعیت، بازیگرانی چون ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و رژیم اسلامی در پی پیشبرد اهداف خود هستند، بیآنکه بخواهند یا بتوانند به جنگی تمامعیار تن دهند.
تصمیمها نه بر اساس طرحی نهایی، بلکه بر پایه آزمایش مداوم قدرت طرف مقابل و سنجش آستانه تحمل او، و نیز واکنشهای لحظهای گرفته میشوند. از همین رو، آینده نه یک مسیر قطعی، بلکه چند مسیر محتمل است که همزمان شکل میگیرند.
سه مسیر اصلی پیش رو
سناریوی اول: فرسایش کنترلشده
نخستین مسیر، که قویترین نشانهها از آن حکایت دارد، ادامه وضعیت فرسایشی اما کنترلشده است؛ درگیریهای محدود، حملات نقطهای، فشارهای اقتصادی و مذاکرههای نیمهپنهان همزمان ادامه مییابند و هر طرف میکوشد بدون عبور از آستانه جنگ، امتیاز بگیرد.
این وضعیت در ظاهر ثبات را تداعی میکند، اما در واقع حرکت آهسته به سوی فرسایش است. در بلندمدت، همین فرسایش میتواند اقتصاد، اعتماد عمومی و انسجام درونی را تضعیف کند. این مسیر نه راهحل، بلکه تعویق بحران است.
سناریوی دوم: جهش ناگهانی درگیری
مسیر دوم، تشدید ناگهانی اما محدود درگیری است؛ نتیجه خطای محاسباتی، یک حمله موفق یا حادثهای پیشبینینشده. در این حالت، سطح خشونت بالا میرود و دامنه درگیری ممکن است به زیرساختها یا عمق سرزمینی کشیده شود، هرچند تلاش برای مهار آن ادامه دارد.
خطر این مسیر در جابهجایی مداوم «آستانه تحمل» است؛ هر بار که این آستانه تغییر میکند، بازگشت به وضعیت قبلی دشوارتر و فاصله تا بحران کنترلناپذیر کمتر میشود.
سناریوی سوم: جنگ گسترده
مسیر سوم، گسترش درگیری به جنگی وسیع و چندلایه است؛ با هدفگیری گسترده زیرساختها و تلاش برای تغییر موازنه قدرت. چنین جنگی ممکن است در کوتاهمدت به انسجام داخلی رژیم اسلامی کمک کند، اما در صورت تداوم، میتواند همان انسجام را از درون فرسوده کند.
عامل تعیینکننده: درون ساختار قدرت
در کنار این سه مسیر، عامل تعیینکنندهای نیز وجود دارد: وضعیت درونی ساختار قدرت در ایران. این ساختار، با تمرکز قدرت و حساسیت به مسئله جانشینی، باعث میشود هر فشار خارجی بهطور همزمان به چالشی داخلی تبدیل شود.
ابهام درباره موقعیت چهرههایی مانند مجتبی خامنهای میتواند به تشدید شکافهای درونی بینجامد؛ جایی که مسئله فقط «مقاومت در برابر دشمن خارجی» نیست، بلکه «آینده قدرت در داخل» نیز مطرح میشود. در چنین شرایطی، وفاداریها به محاسبه تبدیل میشوند.
جنگ؛ ابزار بقا یا عامل فروپاشی؟
جنگ میتواند در کوتاهمدت انسجام ایجاد کند، اما اگر با تردید در مرکز قدرت همراه شود، به عاملی برای تعمیق شکافها بدل میشود. به بیان دیگر، جنگ میتواند هم ابزار بقا باشد و هم عامل فروپاشی--و این به وضعیت درونی قدرت بستگی دارد.
جمعبندی
آنچه این منطقه را بیثبات میکند، ترکیب سه عامل است: «فشار خارجی، فرسایش داخلی، و ابهام در تصمیمگیری». این ترکیب باعث میشود آینده نه بهصورت تدریجی، بلکه با جهشهای ناگهانی شکل بگیرد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که آیا جنگی رخ خواهد داد، بلکه این است که کدام سناریو، در چه لحظهای و تحت تأثیر چه عاملی، غالب خواهد شد.
جمعبندی نویسنده
حال اجازه می خواهم سخنم را با بیان یک باور شخصی به پایان برسانم: باور دارم که همهء این سناریوها، در منطق نهایی خود، و به دلیل فرسایش درونی و ناپایداری ساختاری، مآلاً به انحلال رژيم اسلامی خواهند انجامید. من این نکته را نه از سر امیدواری، بلکه بر پایه منطق درونی این سناریوها اظهار می کنم.

بنر پوریا زراعتی در بابلسر
















