امروزنما | مصطفی محمدیراد، با ویرایش خبرنامهٔ گویا
مقدمه
با آغاز جنگ اخیر، مجموعهای از تجمعات شبانه در شهرهای ایران بهویژه تهران و مناطق پیرامونی در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفت. رسانههای حکومتی این رویدادها را در قالب «حمایت مردمی» بازنمایی کردند و آنها را نشانهای از پیوند پایدار میان دولت و جامعه دانستند.
این روایت، در امتداد الگوی رایج در نظامهای اقتدارگرا، تلاش میکند حضور فیزیکی جمعیت در خیابان را بهعنوان شاخصی از مشروعیت سیاسی و تأیید سیاستهای حاکمیت تفسیر کند.
در مقابل، گزارشهای مستقل و روایتهای شهروندی بهویژه در شبکههای اجتماعی تصویری متفاوت ارائه میدهند.
در این روایتها، حضور در این تجمعات نه کنشی داوطلبانه، بلکه فعالیتی مزدبنیاد و مبتنی بر مشوقهای مالی توصیف شده است. همین شکاف میان «بازنمایی رسمی» و «تجربه زیسته»، نقطه عزیمت این تحلیل است.
روششناسی و دادهها
این یادداشت بر یک رویکرد کیفی-توصیفی استوار است و اعتبار آن از طریق «همگرایی شواهد» حاصل میشود؛ یعنی بهجای اتکا به یک منبع، بر تکرار الگوها در منابع مستقل تأکید دارد.
دادهها در سه دسته اصلی قابل طبقهبندیاند:
- گزارشهای رسانههای حرفهای فارسیزبان خارج از کشور
- روایتهای شهروندی در شبکههای اجتماعی، بهویژه ایکس
- دادههای ضمنی موجود در رسانههای رسمی
همپوشانی این منابع، حتی در غیاب دادههای آماری گسترده، امکان شناسایی الگوهای قابل اتکا را فراهم میکند.
یافتههای تجربی
زمانبندی و سازماندهی
یکی از ویژگیهای برجسته این تجمعات، تمرکز زمانی آنها در ساعات مشخص عمدتاً بین ۲۰ تا ۲۴ شب است. این همزمانی، همراه با تمرکز جغرافیایی، نشاندهنده نوعی برنامهریزی متمرکز است؛ الگویی که با بسیجهای خودجوش همخوانی ندارد.
ساختار پرداخت و تقسیم نقش
شواهد نشان میدهد که مشارکت در این تجمعات با دریافت دستمزد همراه است. میزان پرداخت بسته به نقش افراد متفاوت بوده و از حضور ساده در خیابان تا نقشهای دارای خودرو یا فعالیت در ایستهای بازرسی متغیر است.
این الگو شباهت قابل توجهی با بازار کار موقت دارد و نشاندهنده شکلگیری نوعی «اشتغال کوتاهمدت سیاسی» است.
سازوکارهای کنترل
فرآیندهایی مانند ثبتنام، ارائه اطلاعات هویتی، اسکن کارت ملی و پیگیری غیبت افراد، نشاندهنده وجود یک سازوکار نظارتی سازمانیافته است.
این ساختار، نوعی «بوروکراسی غیررسمی» را شکل میدهد که با فرض داوطلبانه بودن مشارکت سازگار نیست و به سازماندهی مرکزی اشاره دارد.
انگیزههای اقتصادی
برخلاف روایت رسمی، دادهها نشان میدهد که انگیزه اصلی بسیاری از مشارکتکنندگان اقتصادی است. در شرایط فشار معیشتی، این فعالیتها به منبعی برای جبران درآمد تبدیل شدهاند.
این روند، بیانگر «اقتصادیشدن مشارکت سیاسی» است؛ جایی که کنش سیاسی نه از باور، بلکه از ضرورت معیشت ناشی میشود.
چارچوب نظری
در چارچوب «کلاینتلیسم»، رابطهای مبادلهای میان توزیعکننده منابع و دریافتکننده شکل میگیرد؛ منابع مادی در ازای کنش سیاسی.
در این مورد، این رابطه به شکل کوتاهمدت و لحظهای بروز میکند--آنچه میتوان آن را «کلاینتلیسم لحظهای» نامید--و با سازوکارهای نظارتی تقویت میشود.
بسیج اجباری نرم
در این پدیده، اجبار بهصورت مستقیم اعمال نمیشود، بلکه از طریق ترکیبی از فشار اقتصادی، نظارت و محدودیت گزینهها شکل میگیرد.
برای بسیاری از افراد، مشارکت در این تجمعات نه یک انتخاب آزاد، بلکه گزینهای «کمهزینهتر» در میان انتخابهای محدود است.
نمایش حمایت بهمثابه شغل
در این چارچوب، نمایش حمایت از رژیم به یک «شغل» تبدیل میشود:
با زمان مشخص، دستمزد معین و تقسیم وظایف.
در چنین وضعیتی، مرز میان کنش سیاسی و فعالیت اقتصادی عملاً از میان میرود و سیاست به عرصهای برای مبادله منابع تبدیل میشود.
بحث
این پدیده را میتوان در قالب «اقتصاد سیاسی بسیج» تحلیل کرد؛ جایی که حاکمیت با استفاده از منابع مالی، مشارکت تولید میکند و شهروندان آن را بهعنوان فرصت درآمدی میپذیرند.
در چنین شرایطی، حضور در خیابان دیگر نمیتواند شاخصی معتبر از حمایت واقعی تلقی شود و شکافی میان «ظاهر» و «واقعیت» مشروعیت شکل میگیرد.
نتیجهگیری
شواهد موجود نشان میدهد که تجمعات شبانه در ایران را میتوان نمونهای از بسیج سازمانیافته و پولمحور دانست، نه حمایت خودجوش مردمی.
این پدیده در تقاطع کلاینتلیسم، بسیج اجباری نرم و مشارکت مزدبنیاد قرار دارد و ریشه آن را باید در شرایط اقتصادی و معیشتی جستجو کرد.
از این منظر، آنچه بهعنوان «حمایت مردمی» نمایش داده میشود، بیش از آنکه بازتاب واقعیت اجتماعی باشد، نوعی بازآفرینی مهندسیشده از مشروعیت است--روایتی که برای افکار عمومی ساخته و عرضه میشود.

رد دعوت پارلمان اروپا توسط رضا پهلوی
















