این گفتوگوی ایرانوایر با تورج اتابکی، با حفظ محتوای اصلی، توسط تحریریه خبرنامه گویا ویرایش و خلاصه شده است؛ روایتی صریح از اینکه چرا در جمهوری اسلامی، «مذاکره» بارها به «خیانت» تعبیر میشود
مذاکره یا خیانت؟ تاریخ مذاکره در جمهوری اسلامی به روایت تورج اتابکی
سینا قنبرپور - ایران وایر
توقف حملات اخیر، بار دیگر مسیر مذاکره میان ایران و آمریکا را باز کرد؛ اما مانند دفعات پیش، تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی با اتهام «خیانت» از سوی جریانهای تندرو روبهرو شد. این الگو موضوع گفتوگوی تورج اتابکی، استاد تاریخ اجتماعی، با «ایرانوایر» است؛ گفتوگویی که به ریشههای تاریخی این ذهنیت میپردازد.
به گفته اتابکی، جمهوری اسلامی در سالهای اخیر تلاش کرده خود را ادامهای از سنت دیپلماسی پیش از انقلاب نشان دهد؛ از برنامه هستهای گرفته تا ارجاع به چهرههایی مانند عباسعلی خلعتبری. اما او این روایت را سادهانگارانه میداند و معتقد است میان دو رویکرد، تفاوتی بنیادین وجود دارد.
در نگاه او، سیاست خارجی ایران پیش از انقلاب عمدتاً بر «مدیریت تعارض» استوار بود؛ رویکردی که تلاش میکرد بحرانها را پیش از تشدید مهار کند. نمونههایی چون نقش احمد قوام در بحران ۱۳۲۵ یا توافق الجزایر، نشاندهنده ترکیب دیپلماسی، زمانبندی و استفاده محدود از قدرت برای حفظ منافع کشور بود.
در مقابل، اتابکی سیاست جمهوری اسلامی را «ابزاریسازی تعارض» توصیف میکند؛ رویکردی که بهجای کاهش تنش، از بحران برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند. به گفته او، این سیاست نهتنها به افزایش تنش منطقهای انجامیده، بلکه خطراتی جدی برای ثبات و تمامیت سرزمینی ایران ایجاد کرده است.
او با اشاره به بحرانهایی چون گروگانگیری و جنگ با عراق، تأکید میکند که در این دورهها، دیپلماسی نقشی حاشیهای داشته و تصمیمها اغلب پس از تشدید بحران اتخاذ شدهاند. حتی در مواردی که چهرههایی مانند محمدجواد ظریف تلاش کردهاند از زبان دیپلماسی استفاده کنند، چارچوب کلی سیاست خارجی تغییر نکرده است.
در این میان، اتهام «خیانت» به مذاکرهکنندگان نیز از همین بستر ناشی میشود؛ جایی که هرگونه انعطاف یا تغییر مسیر، بهعنوان عدول از اصول ایدئولوژیک تعبیر میشود. به گفته اتابکی، این وضعیت باعث شده مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی حتی پیش از بازگشت، زیر فشارهای داخلی قرار گیرند.
جمعبندی این تحلیل روشن است: در شرایطی که ایران با یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود روبهروست، ادامه سیاست مبتنی بر تشدید تنش میتواند پیامدهایی فراتر از هزینههای کوتاهمدت داشته باشد--از افزایش فشارهای خارجی تا تهدید مستقیم ثبات داخلی و سرزمینی کشور.

















