Tuesday, Apr 28, 2026

صفحه نخست » بحران واقعی رژیم ایران، چرا کسی درباره‌اش حرف نمی‌زند؟

maleki.jpgبحران بنزین در ایران

میعاد ملکی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

آنچه در سایه جنگ کمتر مورد توجه قرار گرفت، نه صادرات نفت بلکه بحران عمیق بنزین در ایران است؛ بحرانی که پیش از جنگ وجود داشت و اکنون با ضربه به زیرساخت‌ها و مسیرهای وارداتی، وارد مرحله‌ای به‌مراتب خطرناک‌تر شده است.

همه تمرکزها روی اختلال در صادرات و استخراج نفت خام ایران است. اما یک بحران داخلی واقعی دیگر هم وجود دارد: بنزین.

پیش از جنگ، ایران روزانه حدود ۱۲۶ میلیون لیتر سوخت مصرف می‌کرد، در حالی‌ که تولید داخلی تنها حدود ۱۱۰ میلیون لیتر بود. این شکاف ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتری در روز از طریق واردات جبران می‌شد؛ وارداتی که سالانه حدود ۶ میلیارد دلار هزینه داشت.

ضربه به زیرساخت تولید

در ۷ مارس، حملاتی انبارهای ذخیره نفت در تهران و استان البرز را هدف قرار دادند. تنها در جنوب تهران حدود ۳۰ مخزن آسیب دید. واکنش فوری: سقف مجاز سوخت‌گیری در تهران، یک‌شبه از ۳۰ لیتر به ۲۰ لیتر کاهش یافت. شهروندان این وضعیت را «سهمیه‌بندی خاموش» توصیف می کردند.

اما نکته‌ای که بسیاری از آن غافل شدند: بزرگ‌ترین تولیدکننده بنزین ایران، پالایشگاه بندرعباس است؛ با تولیدی حدود ۴۰ میلیون لیتر در روز، یعنی نزدیک به ۳۵ درصد از کل تولید کشور. این پالایشگاه نه با نفت خام، بلکه با میعانات گازی پارس جنوبی کار می‌کند. وقتی اسرائیل در ماه مارس پارس جنوبی را هدف قرار داد، فقط صادرات گاز را نزد؛ بلکه خوراک اصلی مهم‌ترین پالایشگاه بنزین ایران را نیز قطع کرد.

ضربه‌های زنجیره‌ای به پالایشگاه‌ها

پالایشگاه جزیره لاوان، با ظرفیت فرآورش روزانه ۵۵ هزار بشکه میعانات، در ۷ آوریل و تنها ساعاتی پس از اعلام آتش‌بس هدف قرار گرفته شد. رئیس شرکت ملی پالایش و پخش اعلام کرد که امکان بازیابی ۷۰ تا ۸۰ درصد ظرفیت طی «یک تا دو ماه» وجود دارد. با توجه به ماهیت خسارت‌ها، این برآورد خوش‌بینانه به نظر می‌رسد.

لاوان، پارس جنوبی و انبار ری همگی به‌طور هم‌زمان آسیب دیده‌اند؛ سیستم پالایشی رژیم ایران با یک اختلال مقطعی مواجه نیست، بلکه با مجموعه‌ای از ضربه‌های هم‌پوشان روبه‌روست.

در شرایط عادی، ایران کسری تولید داخلی را از طریق واردات با استفاده از مسیرهای تحریمی، ناوگان سایه و تأمین مالی واسطه‌ای جبران می‌کند. اما با بستن تنگه هرمز، عملاً شریان واردات خود را نیز قطع کرد.

از دست رفتن مسیرهای وارداتی

در ادامه، وضعیت پیچیده‌تر شد. فجیره، هاب اصلی نفتی امارات و مسیری که ایران بخش مهمی از تجارت سایه میعانات و فرآورده‌های خود را از آن عبور می‌داد، در اواسط مارس هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفت.

امارات برای دهه‌ها نقش یک هاب واسطه‌ای حیاتی برای ایران را ایفا می‌کرد انتقال میعانات از میادین ایران به پالایشگاه‌های ENOC و بازگرداندن سوخت. اکنون این مسیر نیز عملاً از دست رفته است. ایران نه‌تنها تنگه هرمز را از دست داد، بلکه مسیرهای جایگزین واردات خود را نیز به‌شدت تضعیف کرد.

سقوط موقت تقاضا؛ واقعیتی گمراه‌کننده

تنها دلیل اینکه هنوز بحران آشکار بنزین دیده نمی‌شود، سقوط تقاضا در دوران جنگ است. کاهش رفت‌وآمد و ماندن مردم در خانه باعث شده مصرف بنزین به‌طور قابل‌توجهی افت کند. رسانه‌های داخلی از ثبت رکورد صرفه‌جویی سوخت در دوره «جنگ ۴۰روزه» خبر دادند و مقام‌های شرکت پالایش و پخش نیز از «کاهش قابل‌توجه» مصرف سخن گفتند.

اما این کاهش، اجباری و موقتی است. با تثبیت آتش‌بس و بازگشت تدریجی فعالیت‌های روزمره، مصرف دوباره افزایش خواهد یافت آن هم در شرایطی که عرضه تضعیف شده و واردات با محدودیت‌های جدی مواجه است.

در نتیجه، موقعیت بنزین ایران پس از این جنگ از نظر ساختاری ضعیف‌تر از قبل شده است و نشانه‌ها حاکی از آن است که این ضعف، در ماه‌های پیش‌رو بیش از پیش نمایان خواهد شد.

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy