Wednesday, Apr 29, 2026

صفحه نخست » چگونه از این جنگ برای آینده ایران پله ای بسازیم!

roostayee.jpgفرزانه روستایی

طیف بزرگی از روشنفکران و دگراندیشان و بخصوص نیروهای چپ انتظار دارند که پس از جنگ شرایطی فراهم شود تا بتوانیم معادلات کشور را تغییر داده و رویاهای خود را برای ایران محقق کنیم. غافل از اینکه به احتمال قوی تر معادلات این جنگ در کشور ماندگار خواهد شد. اگر اینترنت برای دو ماه قطع است و به عنوان نماد به گروگان گرفته شدن مردم ایران روزی دو سه نفر اعدام می شوند، اگر حشد الشعبی و افعان ها همه خیابان های تهران را در اشغال خود دارند، اگر جمهوری اسلامی از قتل عام ۱۸-۱۹ دی ماه خم به ابرو نیاورد و حتی به این سرکوب خونین افتخار می کند معنای آن این که ما دیگر به گذشته باز نمی گردیم و از نگاه آپاراتچی های ج ا، ایران یا کره شمالی دوم است یا نیست و نابود و غزه.

این در حالی است که جمهوری اسلامی بازیگر لخت و عور یک تئاتر انلاین شده است که از پشت ویترین همه دارند خفگی تدریجی و محاصره دریایی و کپی پیست شدن مدل لیبی را در ایران نظاره می کنند. از پشت این ویترین شاهدیم که این رژیم نه ساقط شده، نه تعادل دارد، نه هیچ فردایی در انتظارش است. همه سال هایی که بعد از این جنگ فرا می رسد سیاه سیاه است که در آن جایی برای تنفس و فضای باز سیاسی برای کسی باقی نمی گذارد. برخلاف رویاهایی که طیفی از سیاسیون برای آینده دارند نه فضای سیاسی باز می شود و نه نسیمی از آزادی وزیدن خواهد گرفت. هر آنچه هست با کمک برادران مکتبی شیعه عراقی سرکوب و تجاوز واختلاس و آدم ربایی و ترور و وحشت خواهد بود. به همین دلیل تا دیر نشده باید به این فکر کرد که شاید بتوان از شرایط امروز و جنگی که درگیر آن هستیم برای تغییر معادلات کشور بهره برد.

هر تحلیل خوش بینانه ای از آینده ایران بدون در نظر گرفتن کارکرد و ساختار مافیایی سپاه پاسداران و منافع طبقه جدیدی از نو کیسه های متشکل از حدود ۲۰۰ خانواده حاکم بر ایران یک خواب خرگوشی است. شاید سقف ساختمان های چهار نهاد دهها میلیارد دلاری مستقر در دفتر سابق علی خامنه ای در خیابان پاستور فرو ریخته باشد. اما آنها کنترل بیش از ۶۰٪ اقتصاد کشور را در دست داشتند و هزاران شرکت تو در توی آنها در ایران و خارج از کشور هنوز پابرجاست و بیش از هر جریان سیاسی دیگری بر معادلات سیاسی اقتصادی و مالی پولی و ارزی کشور اثر گذارند.

طبقه نوظهوری که از مجرای چهار نهاد بیت خامنه ای کنترل بخش اقتصاد کلان را در دست داشتند سقف و دیوار دفاتر خود را در بمباران بیت از دست دادند، ولی در هنوز بر همان پاشنه دوران علی خامنه ای می چرخد. طبقه نوظهور ریشو و خیابان فرشته نشین که بخش مهمی از مافیای سپاه را تشکیل می دهند درگیر تجارت نفت و گاز و پتروشیمی و صادرات واردات کالاهای مصرفی در سطح کلان است. وقتی شرکت های تو در توی این طبقه جدید و شرکت های نهادهای بیت را مطالعه می کنید می بینید که به غیر از نفت و گاز و پتروشیمی، آنها بخش اعظم صنایع دارویی، غذایی، شیمیایی، کشاورزی، خدمات، ساخت و ساز، جاده و پل و سد سازی، و بخش درمانی و دهها میلیارد دلار صنایع خودرو سازی و واردات قطعه را به صورت انحصاری در اختیار دارند و هیات مدیره آنها همگی یا سپاهی اند یا پسرخاله و باجناق یک سردار سپاه.
وقتی این معادلات کثیف پولساز را درگیر بازار پر مصرف یک کشور ۹۰ میلیونی جوان کنید عمق فاجعه نمایان تر می شود و نظرات آنها که در خارج از کشور طوطی وار نقطه نظرات سران سپاه را تکرار می کند بی پایه و اساس تر به نظر می رسد. بخصوص وقتی شبانه روز خواهان پایان جنگ هستند، اما ادراک این را ندارند که این جنگ دستپخت خود مافیای سپاه است.

شک نکنید: فقط یک تحول سیاسی خیلی سنگین در حد و اندازه های انقلاب سال ۵۷ توانایی خلع ید از یک دریا شرکت های سپاه و نهادهای بیت و سیستم مالی پیچیده داخلی و خارج از کشور در پنج قاره را دارد. معتقدم هر جریان سیاسی که در تحلیل خود از معادلات سیاسی اقتصادی کشور، این پیچیدگی خاص و کارکرد مافیای رانت خوار و ساختار این طبقه نوظهور را نشناسد به خطایی مضحک دچار شده است. آنهایی که دهها شرکت ماشین سازی و واردات قطعات را نمی شناسند، آنهایی که ماجرای صندوق های قرض الحسنه و بانک های ورشکسته وابسته به نهادها و سپاه و بیت را نمی شناسند، آنها که اطلاعی از معاملات تسلیحاتی سپاه ندارند و پولشویی از طریق حزب الله و مشارکت در قاچاق مواد مخدر را نمی شناسند و نمی دانند که اساسا قاچاق مواد مخدر به اروپا بدون همکاری سپاه و جابجایی هزاران میلیارد تومان پول امکان پذیر نیست اصولا نباید در مورد مسايل ایران اظهار نظر کنند.

شاید فکر کنید که این طبقه جدید تازه به دوران رسیده جمهوری اسلامی قابلیت تغییر و اصلاح دارد و در فکر وصل شدن به بازارهای مالی پولی جهانی است و شاید هم همینطور باشد. اما این بدنه سنگین مالی هزار توی داخلی و خارج از کشور و بدون هیچ سیستم مالی شفاف و پذیرش FATF هرگز امکان وصل شدن به نظام های مالی جهانی را ندارد.

حال چگونه ممکن است این مافیای هزار سر از منافع خود در آینده ایران آسیب دیده بگذرد و فضای باز سیاسی برای جریان های سیاسی خوش خیال فراهم کند که بخش مهمی از آنها زمینه چپ دارند. آنها که در مذاکرات هسته ای شرکت می کنند و همه آنها که با مذاکرات مخالف هستند بیش از مذاکرات نگران این اند که نکند غیر از خودشان کس دیگری به پول های از بلوک آمریکا خارج شده دسترسی داشته باشد. نگرانی آنها این است که این اموال و سرمایه ها از دایره خودشان خارج نشود و اصلا به این فکر نیستند که مردم سیستان آب ندارند و مدارس تهران بدون معلم ریاضی اند چه رسد به اینکه بگذارند در آینده کسی در ایران آزادانه نفس بکشد.

مطلب بعدی...
28-5.jpg
این چیه میخونید


Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy