مقدمه خبرنامه گویا - این گزارش و مجموعهعکس همراه آن، بیش از آنکه بازتابی از واقعیت روزمره در ایران باشد، روایتی گزینشی از یک اقلیت شهری را بهعنوان «چهره عمومی» جامعه عرضه میکند. کافههای مدرن با سبک زندگی غربی و زنانی بدون حجاب وجود دارند، اما نماینده تجربه غالب در کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر نیستند. در حالیکه حدود ۳۰ تا ۳۶ درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند، تمرکز بر این فضاهای محدود، تصویری نامتوازن ارائه میدهد. مسئله انکار این کافهها نیست، بلکه تعمیم نادرست آنها بهعنوان وضعیت معمول است. نکته قابلتوجه این است که گزارش تنها به یک حامی حکومت اشاره میکند آنهم در روایتی خنثی یا حتی مثبت بیآنکه نقشی که همین جریانها در کشتار، سرکوب و فضای امنیتی جامعه داشتهاند، مورد اشاره قرار گیرد. گویی میان نیروهای بسیجی و جوانان با سبک زندگی غربی هیچ شکاف یا تنشی در زندگی اجتماعی وجود ندارد.
***
کافهها و قهوهخانهها برای بسیاری از ایرانیان به مکانهایی تبدیل شدهاند که در آنها درباره امیدها، ترسها و هزینههای زندگی صحبت میکنند و در روزهای پرابهام، به دنبال همصحبتی و همراهی میگردند
به قلم فرناز فصیحی - عکسها از آرش خاموشی، منتشر شده در نیویورک تایمز
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
سه هفته پس از آغاز یک آتشبس شکننده با ایالات متحده، بسیاری از ایرانیان تلاش میکنند بخشهایی از زندگی عادی خود را بازسازی کنند. برای بسیاری که مشتاق ارتباط با دیگران هستند، کافهها به کانون تجمعهای اجتماعی در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران تبدیل شدهاند.

در پایتخت تهران، مردان و زنان، جوان و سالخورده، کافهها را پر کردهاند. دوستان، خانوادهها و همکاران دور میزها و صندلیهایی مینشینند که حتی به پیادهروها کشیده شدهاند. این تجمعها در تمام ساعات روز و تا دیروقت شب ادامه دارد.
آنها اسپرسو، کاپوچینو و چای ایرانی با عطر هل مینوشند و گاهی تکهای کیک را با هم تقسیم میکنند. با وجود شرایط سخت اقتصادی بیکاری گسترده، کاهش ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته بسیاری میگویند هنوز یک فنجان قهوه قابلدسترس است. کافهها فرصتی فراهم میکنند برای فرار موقت از واقعیت، هرچند کوتاه.
این فضا همچنین به ایرانیان امکان میدهند تا بهطور جمعی، پنج هفته جنگ با ایالات متحده و اسرائیل و پیامدهای آن را هضم کنند.
چنگ به زندگی به زیباترین شکل ممکن.
-- Chelcheraghi Susan (@CSusan20234) April 27, 2026
من عاشق اینجام، با همه بدی و خوبیهاش pic.twitter.com/52Zsi9z6iG
«کافهها جایی هستند که احساس میکنم به جامعه متصل هستم.» این را نسیم، نویسندهای ۴۰ ساله از تهران، در گفتوگوی تلفنی میگوید. او اضافه میکند: «همه فقط تلاش میکنند روز را بگذرانند و زیاد به آینده فکر نکنند.»
نسیم که مانند بسیاری از ایرانیان بهدلیل مشکلات اقتصادی هنوز با خانوادهاش زندگی میکند، میگوید دیدار با دوستان در کافهها برایش حس استقلال به همراه دارد. او دستکم سه بار در هفته به کافههای مرکز تهران میرود.

نسیم میگوید تقریباً تمام گفتوگوهایی که میشنود یا در آنها شرکت میکند، حول جنگ میچرخد: «مردم درباره از دست دادن امید و مشکلات مالی ناشی از بیکاری صحبت میکنند.»
ایرانیان نمیدانند آیا حملات هوایی آمریکا و اسرائیل بهطور کامل پایان یافته یا ممکن است دوباره آغاز شود. همچنین مشخص نیست آیا این آتشبس به صلحی پایدار خواهد انجامید یا نه. از سوی دیگر، آینده مذاکرات میان رهبران جدید و تندرو سپاه پاسداران با آمریکا نیز در هالهای از ابهام قرار دارد؛ و اینکه آیا تحریمها و اکنون محاصره دریایی، فشار اقتصادی بیشتری وارد خواهد کرد یا خیر.
از آغاز جنگ، دولت دسترسی به اینترنت را محدود کرده است. برای بسیاری که پیشتر وقت خود را با شبکههای اجتماعی میگذراندند، این سرگرمی نیز از بین رفته است.
مهران، تاجری ۳۷ ساله، میگوید هر شب پس از شام با همسر و فرزندش، با دوستانش در یک کافه دیدار میکند: «رفتن هر شب به کافه تبدیل به راهی برای کنار آمدن با فشارها شده؛ جایی که میتوانم کمی از بار ذهنیام رها شوم.»

گزینههای دیگر برای دورهمیهای غیررسمی محدود است. رستورانها گران هستند. و مهمانی در خانه نیز، با توجه به فرهنگ مهماننوازی پرهزینه و تورم حدود ۶۰ درصد، برای بسیاری دشوار شده است. در نتیجه، کافهها با فضای غیررسمی و هزینه کمتر، به محبوبترین انتخاب تبدیل شدهاند.
در محلههای مرفه شمال تهران، قهوه در میان مجسمههای مدرن رنگارنگ و آثار هنری سرو میشود. در مرکز شهر، کافههای کوچک با میز و صندلی در پیادهروها صف کشیدهاند. و در مناطق قدیمیتر، میزها در حیاط خانههای تاریخی زیر درختان میوه چیده شدهاند.
محبوبیت فرهنگ کافهنشینی، از مرزهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عبور کرده است.
حسن، ۲۸ ساله و از حامیان حکومت جمهوری اسلامی، در تجمعهای حمایتی از جنگ شرکت میکند و شعار میدهد. اما او نیز، تقریباً همیشه پیش و پس از این تجمعها، همراه دوستانش به کافه میرود.
او میگوید: «تقریباً همیشه به کافه میروم. بعد از کار آدم دوست دارد دوستانش را ببیند، چیزی بنوشد و گپ بزند. کجا میتوانیم برویم؟ الان کافهها محبوبترین جا هستند.»
او اضافه میکند که گاهی در کافهها تختهنرد و شطرنج بازی میکنند و دیگران نیز مشغول ورق بازی هستند.

















