
خبرنامه گویا - انتشار تصاویر تجمع این هفته در رگنسبورگ آلمان، جایی که گروهی از معترضان با تیشرتهای سفید دارای آرم ساواک در صفوفی منظم ظاهر شدند، تنها یک حرکت نمادین ساده نبود. بیانیهای که در همان تجمع خوانده شد و در آن از «احیای ساواک» برای مقابله با «نفوذیها و اپوزیسیون جعلی» سخن گفته شد، عملاً بحث را از سطح نوستالژی تاریخی فراتر برد و آن را به عرصه سیاست امروز کشاند.
هوشیاری برای هموطنان ایرانی!
-- اسحاق علینژاد (@eshaghalinejad) May 10, 2026
سفید سازی برای #ساواک و جنایات آن
اینجا شهر رگنسبورگ در ایالت بایرن #آلمان است، ساواکیها با آرم رسمی ساواک تظاهرات میکنند. پرده دیگری از سفیدسازی جنایات و خونریزی فاشیسم سلطنتی. مانند زمانی که از پرویز ثابتی جنایتکار رونمایی کردند. #نه_شاه_نه_شیخ... pic.twitter.com/GMUMdLgZ8f
برای بخشی از نسل جوان مخالف جمهوری اسلامی، ساواک دیگر نه صرفاً یک دستگاه امنیتی دوران شاه، بلکه نماد «اقتدار از دسترفته» در برابر حکومتی است که طی نزدیک به پنج دهه، سرکوب، اعدام، فروپاشی اقتصادی و مهاجرت گسترده را رقم زده است. بسیاری از این افراد استدلال میکنند اگر ساواک با چهرههایی که بعدها جمهوری اسلامی را ساختند برخورد سختگیرانهتری میکرد، شاید ایران امروز مسیر متفاوتی داشت.
اما همین روایت، منتقدان جدی و پرشماری هم دارد. مخالفان میگویند تبدیل ساواک به یک «برند سیاسی» یا نماد خیابانی، خطرناک است؛ زیرا این نهاد در حافظه تاریخی بسیاری از ایرانیان با بازداشت، شکنجه، سانسور و حذف مخالفان گره خورده است.
در عین حال، واقعیت تاریخی پیچیدهتر از روایتهای سیاه و سفید است. ساواک در دهههای پایانی حکومت پهلوی بسیاری از روحانیون و فعالانی را که بعدها ستونهای اصلی جمهوری اسلامی شدند بازداشت کرده بود؛ از روحالله خمینی و علی خامنهای گرفته تا اکبر هاشمی رفسنجانی و شمار زیادی از اعضای گروههای اسلامگرا و چپ مسلح. همین موضوع باعث شده بخشی از پادشاهیخواهان امروز استدلال کنند که دستگاه امنیتی شاه، دستکم خطر نیروهای رادیکالی را که بعدها کشور را به این وضعیت رساندند، زودتر از بسیاری دیگر تشخیص داده بود.
با این حال، منتقدان پاسخ میدهند که همین سرکوبهای گسترده و نبود فضای باز سیاسی در دوران شاه، خود یکی از عواملی بود که زمینه انفجار ۱۳۵۷ را فراهم کرد. آنها میگویند مشکل فقط جمهوری اسلامی یا فقط ساواک نبود، بلکه چرخهای از اقتدارگرایی در تاریخ معاصر ایران است که بارها با چهرهها و شعارهای متفاوت تکرار شده است.
سکوت دفتر رضا پهلوی در قبال این نمایشها نیز به بحثها دامن زده است. منتقدان میگویند اگر جریان پادشاهیخواه میخواهد خود را بهعنوان بدیلی دموکراتیک معرفی کند، نمیتواند نسبت به نمادهایی که برای بخشی از جامعه یادآور سرکوب هستند بیتفاوت بماند.















