Thursday, May 14, 2026

صفحه نخست » جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶؛ جمهوری اسلامی وارد زمینی می‌شود که دیگر کنترل آن را ندارد، س.روزبه

wc.jpgآیا جمهوری اسلامی می‌تواند جام جهانی ۲۰۲۶ را به یک نمایش تبلیغاتی و ابزار مشروعیت‌سازی تبدیل کند؟ آیا حکومت ایران خواهد توانست همانند برخی تورنمنت‌های گذشته، روایت رسمی خود را بر فضای فوتبال و احساسات ملی تحمیل کند؟ یا این‌بار، جام جهانی در خاک ایالات متحده آمریکا به صحنه‌ای تبدیل خواهد شد که در آن شکاف میان «ایران» و «جمهوری اسلامی» در برابر چشم جهان آشکارتر از همیشه دیده شود؟

تا چندی پیش، بحث اصلی پیرامون تیم ملی فوتبال ایران این بود که آیا جمهوری اسلامی اساساً حاضر خواهد شد در جام جهانی آمریکا شرکت کند یا نه. تنش‌های سیاسی، احتمال درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا، محدودیت‌های امنیتی، مسئله ویزا و نگرانی از اعتراضات گسترده ایرانیان خارج کشور، همگی این احتمال را مطرح می‌کرد که حکومت شاید ترجیح دهد از حضور در این تورنمنت صرف‌نظر کند و آن را به یک «تصمیم سیاسی» تبدیل نماید. و‌خودش میدانست یک تله و محلی است که کنترل آن را در دست ندارد ،اما تحولات اخیر نشان می‌دهد جمهوری اسلامی تصمیم خود را گرفته است.

بر اساس گزارش‌های رسمی، کاروان تیم ملی فوتبال ایران برای برگزاری اردوی آماده‌سازی راهی ترکیه شده و حکومت عملاً پروژه حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ را وارد مرحله اجرایی کرده است. رونمایی از سرود رسمی تیم ملی با صدای پرواز همای، مراسم بدرقه در میدان انقلاب و استفاده از ادبیات «اقتدار ملی» در رسانه‌های حکومتی، همگی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی دیگر از گزینه «عدم حضور» فاصله گرفته و به این جمع‌بندی رسیده که نرفتن به جام جهانی، هزینه سیاسی و تبلیغاتی سنگین‌تری برایش خواهد داشت.

این تصمیم اما به معنای حل شدن بحران نیست؛ بلکه فقط شکل بحران را تغییر داده است. اکنون مسئله اصلی دیگر «رفتن یا نرفتن» نیست، بلکه این است که جمهوری اسلامی چگونه می‌خواهد در زمینی بازی کند که کنترل آن را در اختیار ندارد.

در سال‌های گذشته، حکومت ایران بارها تلاش کرده از فوتبال و تیم ملی به‌عنوان ابزار بازسازی مشروعیت استفاده کند. در دوره‌هایی که جامعه با بحران اقتصادی، اعتراضات خیابانی و شکاف‌های سیاسی روبرو بود، مسابقات فوتبال به فرصتی برای ایجاد فضای احساسی، تخلیه روانی جامعه و بازسازی نوعی همبستگی موقت تبدیل می‌شد. جمهوری اسلامی به‌خوبی می‌داند که بخش بزرگی از مردم ایران، فارغ از گرایش سیاسی، تیم ملی کشورشان را دوست دارند و همین احساس می‌تواند برای مدتی، توجه افکار عمومی را از بحران‌های دیگر منحرف کند.

اما تفاوت جام جهانی ۲۰۲۶ با تورنمنت‌هایی مانند قطر یا روسیه در این است که این‌بار حکومت وارد فضایی می‌شود که نه توان مهندسی آن را دارد و نه می‌تواند مخالفان خود را کنترل کند. در قطر، جمهوری اسلامی با صرف هزینه‌های گسترده توانست بخشی از فضای بیرون ورزشگاه‌ها را مدیریت کند؛ از حضور سازمان‌یافته نیروهای رسانه‌ای و هواداران حکومتی گرفته تا فشار بر مخالفان و حتی جمع‌آوری برخی پرچم‌های شیر و خورشید. اما آمریکا نه قطر است و نه جمهوری اسلامی در آن، نفوذ امنیتی و عملیاتی لازم برای چنین کنترل‌هایی را دارد.

همین مسئله، جام جهانی ۲۰۲۶ را به یک تله پیچیده برای حکومت تبدیل می‌کند. جمهوری اسلامی تصمیم گرفته به مسابقات برود، اما حالا باید با واقعیتی روبرو شود که سال‌ها تلاش کرده آن را پنهان کند؛ اینکه بخش بزرگی از ایرانیان خارج کشور، حکومت را نماینده خود نمی‌دانند و آماده‌اند این شکاف را در برابر دوربین‌های جهانی به نمایش بگذارند.

از هم‌اکنون می‌توان پیش‌بینی کرد که در اطراف ورزشگاه‌های لس‌آنجلس و دیگر شهرهای میزبان، صحنه‌هایی شکل بگیرد که برای جمهوری اسلامی خوشایند نخواهد بود؛ حضور گسترده پرچم‌های شیر و خورشید، تجمعات اعتراضی، نصب تصاویر جان‌باختگان اعتراضات، راهپیمایی‌های ایرانیان مخالف حکومت، شعارهای ضدحکومتی، پخش سرود «ای ایران» و حتی تلاش برای خواندن آن در زمان پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی، بخشی از احتمالاتی است که حکومت به‌خوبی از آن آگاه است.

در چنین شرایطی، فوتبال از یک مسابقه ورزشی فراتر می‌رود و به نبرد نمادها تبدیل می‌شود؛ نبرد میان پرچم رسمی جمهوری اسلامی و پرچم شیر و خورشید، میان سرود رسمی حکومت وسرود «ای ایران»، و میان روایت حکومتی از «ایران» و روایتی که بخش بزرگی از ایرانیان خارج کشور می‌خواهند به جهان نشان دهند.

تیم ملی نیز دیگر به‌طور کامل در اختیار روایت رسمی نیست. تجربه جام جهانی ۲۰۲۲ نشان داد که بازیکنان، تماشاگران و حتی فضای رسانه‌ای می‌توانند برخلاف خواست حکومت حرکت کنند. سکوت برخی بازیکنان هنگام خواندن سرود رسمی، واکنش‌های جهانی، و دو قطبی گسترده‌ای که پیرامون تیم ملی شکل گرفت، برای جمهوری اسلامی یک هشدار جدی بود. اکنون حکومت تلاش می‌کند با فضای ایدئولوژیک‌تر، سرود رسمی، مراسم حکومتی و ادبیات «نبرد با آمریکا»، تیم ملی را دوباره در چارچوب روایت خود قرار دهد. اما هرچه این پروژه سیاسی‌تر شود، خطر واکنش متقابل نیز بیشتر خواهد شد.

در کنار این مسائل، بحران ویزا و محدودیت‌های امنیتی نیز همچنان پابرجاست. آمریکا سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده و همین موضوع، مسئله ورود برخی مقام‌ها و افراد نزدیک به ساختارهای حکومتی و حراست را پیچیده کرده است. گزارش‌هایی نیز درباره حساسیت نسبت به برخی چهره‌های فوتبالی که در مراسم حکومتی یا تجمعات ضدآمریکایی حضور داشته‌اند منتشر شده است. جمهوری اسلامی می‌خواهد این مسئله را به‌عنوان «توهین به ایران» معرفی کند، اما واقعیت آن است که حکومت سال‌هاست ورزش را با ساختارهای سیاسی و امنیتی خود گره زده و اکنون با پیامدهای همان سیاست روبرو شده است.

البته حکومت همچنان امیدوار است بتواند بخشی از فضای داخلی ایران را حول فوتبال بسیج کند. اگر تیم ملی نتیجه خوبی بگیرد، رسانه‌های حکومتی تلاش خواهند کرد آن را به «اقتدار ملی» و «ایستادگی ایران» پیوند بزنند. این ظرفیت را نباید نادیده گرفت. فوتبال همچنان قدرت ایجاد هیجان و همبستگی موقت دارد. اما مسئله اصلی این است که این همبستگی دیگر الزاماً به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. اتفاقاً ممکن است همان شور ملی، به ابزاری برای بازتعریف هویت ایرانی خارج از چارچوب حکومتی تبدیل شود.

اینجاست که جمهوری اسلامی در یک پارادوکس گرفتار می‌شود؛ اگر به جام جهانی نمی‌رفت، با اتهام انزوا و عقب‌نشینی روبرو می‌شد، و حالا که تصمیم به حضور گرفته، وارد زمینی شده که کنترل کامل آن را در اختیار ندارد. حکومت می‌تواند تیم را به آمریکا بفرستد، اما نمی‌تواند خیابان‌های لس‌آنجلس را کنترل کند، نمی‌تواند رسانه‌های آزاد را خاموش کند، نمی‌تواند پرچم‌های شیر و خورشید را جمع کند و نمی‌تواند مانع شود که هزاران ایرانی، روایت دیگری از ایران را در برابر چشم جهان قرار دهند.

شاید برای نخستین بار، جام جهانی نه به صحنه نمایش اقتدار جمهوری اسلامی، بلکه به صحنه نمایش شکاف عمیق میان حکومت و بخشی از ملت ایران تبدیل شود. و شاید پرسش اصلی این جام جهانی دیگر این نباشد که ایران چند بازی را خواهد برد، بلکه این باشد که در برابر چشم میلیون‌ها نفر، چه کسی واقعاً نماینده ایران است؛ مردمی که هویت تاریخی و ملی خود را فریاد می‌زنند، یا حکومتی که سال‌ها تلاش کرده همان هویت را به نام خود مصادره کند؟



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy