«تاریخ از ۱۹۷۹ آغاز نشده است. ایران و ایالات متحده در جریان جنگ جهانی دوم متحد بودند. یکی از رویدادهای محوری آن جنگ، کنفرانس تهران بود؛ جایی که فرانکلین روزولت، وینستون چرچیل و ژوزف استالین در تهران گرد هم آمدند تا استقلال، ثبات مرزها و حاکمیت ایران را تضمین کنند. ایران، آمریکا را دوست داشت. اما ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری آیزنهاور، در سال ۱۹۵۳، در کودتایی برای سرنگونی دولت منتخب و دموکراتیک ایران نقش ایفا کرد.
آمریکا سپس از یک دیکتاتوری، یعنی حکومت شاه، حمایت کرد و ساواک، پلیس مخفی حکومت، را آموزش داد؛ نهادی که هزاران ایرانی را شکنجه، تبعید، زندانی و اعدام کرد. بیستوشش سال بعد، انقلاب ۱۹۷۹ رخ داد و پس از آن شعار "مرگ بر آمریکا" شکل گرفت. حمایت آمریکا از یک دیکتاتوری و سرنگونی یک دولت منتخب، به شکلگیری ایرانی انجامید که بهشدت خصمانه بود؛ و بسیاری از رویدادهایی که همکارانم از آن زمان تاکنون به آن اشاره کردهاند، در همین چارچوب قابل فهم است.
اما همانگونه که ایران با اشغال سفارت آمریکا قوانین بینالمللی را نقض کرد، ایالات متحده نیز پس از آن از صدام حسین و عراق در جنگ دهه ۱۹۸۰ علیه ایران حمایت کرد؛ جنگی که صدها هزار ایرانی در آن کشته شدند.»
پ.ن:
این حرفها را نه یکی از مقامهای جمهوری اسلامی زده، نه یک فعال ضدآمریکایی، بلکه تیم کین، سناتور دموکرات آمریکایی و همان کسی گفته که قرار بود معاون هیلاری کلینتون در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا شود؛ روایتی که نشان میدهد بخشی از جریان چپ و لیبرال آمریکایی همچنان در تحلیل جمهوری اسلامی، بیش از آنکه بر ماهیت ایدئولوژیک و سرکوبگر این حکومت تمرکز کند، به دنبال توضیح و توجیه رفتار آن از دریچه خطاهای تاریخی آمریکاست.

اینجا ساحل غزه نيست!
















