جامعهالمصطفی، ارگان کشف و جذب مزدوران ایدئولوژی
علیرضا نوریزاده - ایندیپندنت فارسی
«بر اساس اطلاعاتی که داشتیم، مشخص بود که پادشاهی عربستان سعودی به زائران ما آسیبی نخواهد رساند. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد، از جمله اصول و قواعدی که در طول سالها با پادشاهی موردبحث قرار گرفته و پادشاهی نیز به آنها متعهد شده است. پادشاهی مسئولیت تضمین امنیت زائران، اصل مسئولیت و جبران هرگونه خسارت وارده و موارد دیگر را بر عهده گرفته است.»
این عبارات گوشهای از سخنانی است که در وبینار جامعه المصطفی درباره حج امسال مطرح شد و در همین مقاله به مشروحش اشاره میکنم.
از قم تا مکه، از بیروت تا لاگوس، از کابل تا کاراکاس، ردپای نهادی دیده میشود که نامش آرام و مذهبی است، اما سایهاش سیاسی، امنیتی و ایدئولوژیک است: جامعهالمصطفی العالمیه.
اینجا در ظاهر، دانشگاه است. کلاس دارد. خوابگاه دارد. طلبه خارجی میپذیرد. دروس فقه و تفسیر و زبان عربی تدریس میکند. در وبسایتش، از «تقریب مذاهب» و «گفتگوی ادیان» سخن میگوید و اندیشه ولایت فقیه را هم حضوری و هم آنلاین، در چهار سوی جهان نشرمیدهد، اما پشت دیوارهای این امپراتوری مذهبی در قم، پروژهای شکل گرفت و دنبال میشود که آیتالله خمینی آن را «صدور انقلاب» نامیده بود؛ پروژهای که بعد از مرگ او، در دوران خامنهای، از شکل شور انقلابی به ساختار حرفهای و چندلایه تبدیل شد.
جامعهالمصطفی فقط یک دانشگاه نیست. این نهاد، مغز نرم جمهوری اسلامی برای تربیت نیروهای وفادار در خارج از ایران است. اگر سپاه قدس در سطح جهانی، بازوی سخت جمهوری اسلامی باشد، جامعهالمصطفی را میتوان بازوی نرم همان پروژه دانست.
تاریخ این پروژه به سالهای نخست پس از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که حکومت تازهتاسیس جمهوری اسلامی فهمید بقای ایدئولوژیکش فقط در مرزهای ایران تضمین نمیشود. خمینی از همان ابتدا رویای «امت» را جایگزین مفهوم «ملت» کرده بود. در نگاه او، مرزهای ملی در برابر «حکومت اسلامی جهانی» معنایی نداشت.
یکی از احادیثی که بعدها مبنای این نگاه قرار گرفت، روایت مشهور «العلماء، ورثة الانبیاء» بود؛ تفسیری که در جمهوری اسلامی، روحانیت را نه فقط وارث دین، بلکه وارث قدرت سیاسی نیز معرفی کرد.
در کنار آن، مفهوم «انتظار» نیز دگرگون شد. انتظار قرنها در سنت شیعه، مفهومی معنوی و اخلاقی بود، اما در جمهوری اسلامی، به پروژهای سیاسی به منظور زمینهسازی برای حکومت جهانی مهدی، از طریق گسترش ولایت فقیه، تبدیل شد و اینجا بود که حوزه قم دیگر فقط حوزه نماند و به مرکز تولید کادر ایدئولوژیک تبدیل شد.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
جامعهالمصطفی از دل همین نگاه متولد شد. مجموعهای که دهها مدرسه، پژوهشکده، شعبه و دفتر در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین دارد و هزاران طلبه غیرایرانی را جذب میکند.
در ظاهر، هدف «آموزش علوم اسلامی» است، اما در عمل، بسیاری از این نیروها بعدا به حلقههای نفوذ جمهوری اسلامی در کشورهایشان تبدیل میشوند. از رسانه و مسجد گرفته تا گروههای سیاسی، خیریهها و گاه شبکههای شبهنظامی.
شباهت جامعهالمصطفی با دانشگاه امام صادق اینجا آشکار میشود. دانشگاه امام صادق در داخل ایران، کارخانه تولید مدیران ایدئولوژیک برای حکومت، از وزیر و دیپلمات تا مدیر امنیتی و رسانهای شد و جامعهالمصطفی، همان مدل را در مقیاس جهانی اجرا کرد. یعنی تربیت نیروهای مزدور و وفادار در خارج از مرزها یا چون امروز و بعد از جنگ، در داخل مرزهای ایران، بهعنوان سوخت موتور پروپاگاندای جمهوری اسلامی.
در واقع، دانشگاه امام صادق، برای جمهوری اسلامی مدیر میسازد و جامعهالمصطفی، مبلغ. یکی در تهران کادر حکومتی تولید میکند و دیگری در جهان اسلام شبکه نفوذ.
در سال ۲۰۲۰، وزارت خزانهداری آمریکا جامعهالمصطفی را رسما تحریم و اعلام کرد این نهاد بستری به منظور جذب نیرو برای سپاه قدس و پوششی برای فعالیتهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است.
در بیانیه این وزارتخانه آمده بود که سپاه قدس از جامعهالمصطفی برای جمعآوری اطلاعات و جذب نیرو در افغانستان و دیگر کشورها استفاده کرده است.
جمهوری اسلامی این اتهامات را رد کرد، اما مسئله فقط اتهام آمریکا نبود، چرا که آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است.
اکنون سوال اصلی این است که چرا یک دانشگاه مذهبی باید در پرونده تحریمهای مرتبط با تروریسم و سپاه قدس قرار بگیرد؟ آمریکا به چه اسنادی دست یافت که این دانشگاه ایدئولوگ را در لیست تحریمها قرار داد؟ آیا این شبکه نفوذ نرم جمهوری اسلامی تهدیدکننده بالقوه منافع آمریکا در سطح بینالملل است؟ پاسخ این سوالات را باید در ماهیت ایدئولوژیک این نهاد جستوجو کرد.
جامعهالمصطفی فقط دین آموزش نمیدهد، بلکه جهانبینی آموزش میدهد. جهان بینی که مرگ و زندگی و بلا و خوشی و خانواده و شهر و کشور اگر همه فدا و نابود شوند، باز هم پیروز و برنده است و در آن، هیچ تعریفی از باخت و بازنده بودن وجود و معنا ندارد.
دانشجوی خارجی که وارد قم میشود، فقط فقه نمیخواند. او وارد جهانی میشود که در آن، ولایت فقیه اصل محوری است، آمریکا «شیطان بزرگ» است، اسرائیل «غده سرطانی» است، جمهوری اسلامی «پرچمدار امت اسلامی» است و مذهب تبدیل به ژئوپلتیک میشود.
چند نسل از روحانیون و فعالان مذهبی در لبنان، عراق، افغانستان، پاکستان، نیجریه، بحرین، سوریه، و یمن، با همین ادبیات و طرز تفکر تربیت شدند. البته همهشان عضو حزبالله یا حوثیها نشدند، اما بسیاری از آنان به حاملان روایت جمهوری اسلامی تبدیل شدند و این یعنی «نیابتیسازی نرم». سپاه قدس بدون این لایه نرم، نمیتوانست چنین عمقی در منطقه پیدا کند. چرا که همیشه موشک و اسلحه، مرحله آخر است و قبل از آن، ذهن باید تسخیر شود.
جمهوری اسلامی این را خیلی زود فهمید که اگر جوانی در لاگوس، کابل، بیروت یا حتی در لندن، خامنهای را «رهبر امت» بداند، بعدا میتوان از دل همان فضا، شبکه سیاسی، رسانهای یا حتی شبهنظامی ساخت و همه اینها نیز البته با پول مردم ایران انجام شد.
در سالهایی که معلمان ایرانی زیر خط فقر رفتند، کارگران حقوق نگرفتند، بازنشستگان تحقیر شدند و کودکان در سیستان از بیآبی جان دادند، میلیونها دلار صرف ساختن خوابگاه، شعبه، بورسیه و ایجاد شبکه جهانی جامعهالمصطفی شد. حکومت آن را «تبلیغ اسلام» نامید، اما بسیاری از ایرانیان آن را سرمایهگذاری روی پروژهای میدانند که نه برای رفاه مردم ایران، بلکه برای بقای ایدئولوژی حکومت طراحی شد.
حتی موسم حج نیز از این پروژه جدا نیست. در مکه و مدینه، طلاب و نیروهای مرتبط با جامعهالمصطفی در قالب نشستهای فرهنگی، قرآنی و بینالمللی، حضور پیدا میکنند و ظاهرا ماجرا معنوی است، اما در عمق، حج برای جمهوری اسلامی فرصتی است برای بازسازی شبکه ارتباطیاش در جهان اسلام بهویژه پس از جنگهای اخیر.
جمهوری اسلامی بعد از جنگها، تحریمها و کاهش نفوذ منطقهای، بیش از همیشه به این شبکه نرم نیاز دارد، زیرا خوب میداند که قدرت واقعی فقط از لوله تفنگ بیرون نمیآید. گاهی از کلاس درسی در قم آغاز میشود که طلبهای جوان در آن یاد میگیرد چگونه سیاست را به نام دین حمل کند.
جامعهالمصطفی فرزند همین ایده است؛ رویای تبدیل حوزه قم به واتیکان شیعه، اما تاریخ همیشه با رویاهای ایدئولوژیک مهربان نیست.
همان پروژهای که قرار بود «امت واحده» بسازد، امروز در چشم بسیاری از ایرانیان به نماد حکومتی تبدیل شده است که ثروت یک ملت را خرج ساختن پیروانش در بیرون از مرزها کرد، در حالی که خود مردم ایران، زیر بار فقر، سرکوب و ناامیدی خم شدند.
سه روز پیش مدیریت حج جامعه المصطفی وبیناری درباره حج به صورت آنلاین برگزار کرد. برای کشف شهود از اندیشه ویرانگری که در پس اهداف هولناک این دکان پررونق رژیم قراردارد، سعی میکنم در فشردهترین عبارات، بخشی از بحثهایی را که در این وبینار با شرکتکنندگان مخصوصی برگزار شد، اینجا بیاورم .
سمینار تخصصی آنلاین با عنوان «حج، امنیت و وحدت اسلامی: واقعیتها و چالشهای امروز» بعدازظهر چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت، با تاکید بر پتانسیل حج برای حل مشکلات ایران در منطقه با کشورهای همسایه و کاهش دخالت دولت در امور حج و با حضور مولوی اسحاق مدنی، رئیس شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و مشاور (سابق) رئیسجمهوری در امور اهل سنت و حجت الاسلام دکتر مهدی فرمانیان، رئیس دانشکده مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب، برگزار شد.
این سمینار را مهدی فرمانیان، استاد جامعهالمصطفی العالمیه ارائه کرد. او در ابتدای این سمینار آنلاین، گفت: «حج یکی از ارکان اسلام است که هر ساله توسط مسلمانان انجام میشود. در بیش از ۹۰ درصد از امور مربوط به حج، بین مذاهب مختلف اسلامی اشتراک نظر وجود دارد که یکی از جنبههای وحدت اسلامی است. حج همچنین بهعنوان یک گردهمایی عظیم اسلامی عمل میکند که گروههای فکری متنوع، نخبگان، علمای برجسته، چهرههای رسانهای و اقشار مختلف جامعه را در بر میگیرد. حج فرصتی برای حل مشکلات ما با کشورهای منطقه است.»
مولوی مدنی هم در ادامه صحبت کرد و گفت: «دولت باید تمرکز خود را بر حج کاهش دهد و بیشتر امور آن را به مردم واگذار کند.» او با اشاره به تاریخ حج توضیح داد: «مکه و مدینه قرنها تحت کنترل امپراتوری عثمانی بودند و حج تحت نظارت آن انجام میشد. بنابراین، اکثر مسلمانان در انجام دادن حج با هیچ مشکل قابلتوجهی مواجه نشدند. البته برخی مشکلات پیش آمد و برخی وقایع غیرمعمول در تاریخ ثبت شد. ۱۲۰ سال پیش، قبیله آل سعود که در عربستان سعودی ساکن بودند، با کمک بریتانیا این کشور را فتح و استقلال آن را اعلام کردند. در آن زمان، حج طبق ایدئولوژی آل سعود و وهابیت برگزار میشد. آنها بسیاری از قبرستانها و اماکن تاریخی و مذهبی مسلمانان را تخریب و تغییرات و تحولات مختلفی را اعمال کردند. از زمان انقلاب در ایران، آنها درگیر تقابلی شدید با شیعیان بودند.» (این سخنان را یک آخوند سنی دولتی عنوان میکند که درست نقطه مقابل آزادمردی مثل مولوی عبدالحمید است)
فرمانیان در بخشی دیگر افزود: «آنها از صدام حسین حمایت قابلتوجهی کردند و چالشهای بین ما و عربستان سعودی در ۵۰ سال گذشته اساسا مذهبی است. وهابیت شیعیان را کافر و مشرک معرفی میکند و شیعیان در برابر آن از خود دفاع میکنند. از سوی دیگر، از آنجا که شیعیان (در ایران) توانستهاند فضای جدیدی را در جهان ایجاد کنند، عربستان سعودی معتقد است که ادامه پایبندی ایران به این رویکرد منجر به از دست رفتن جایگاه آن در بین ملتهای اسلامی خواهد شد.»
رئیس دانشکده مطالعات اسلامی خاطرنشان کرد: «از جمله وقایع مهم تاریخ ما، شهادت حجاج در موسم حج سال ۱۳۶۶ بود که در آن بیش از ۶۰۰ زائر کشته شدند و به قطع سه ساله روابط ایران و عربستان سعودی منجر شد. حادثه دوم، حادثه منا بود که در نتیجه سوءمدیریت رخ داد. من معتقدم آنچه در سال ۱۳۶۶ اتفاق افتاد عمدی بود، اما به نظر من، حادثه منا ناشی از سوءمدیریت بود و هیچ ارتباطی با مقامهای عالیرتبه سعودی نداشت. البته انتظار داشتیم عربستان سعودی پس از این حادثه، بهتر عمل کند و همکاری بیشتری نشان دهد. امسال باید فضای خاصی در کشور ما در مورد حج ایجاد شود، از جمله تاکید بر اینکه چون عربستان سعودی پایگاههای نظامی برای دشمن فراهم کرده است، نباید حجاج خود را اعزام کنیم.»
او در توضیح دلایل اعزام زائران با وجود احتمال جنگ، گفت: «بر اساس اطلاعاتی که داشتیم، مشخص بود که پادشاهی عربستان سعودی به زائران ما آسیبی نخواهد رساند. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد، از جمله اصول و قواعدی که در طول سالها با پادشاهی، موردبحث قرار گرفته و پادشاهی نیز به آنها متعهد شده است. پادشاهی مسئولیت تضمین امنیت زائران، اصل مسئولیت و جبران هرگونه خسارت وارده و موارد دیگر را بر عهده گرفته است، اما ما همچنین باید از قوانین پادشاهی عربستان سعودی پیروی کنیم. در طول سال، ما اصولی را در سازمان همکاری اسلامی تصویب کردیم که پادشاهی برخی از آنها را پذیرفت و اجرا کرد. از جمله این اصول، توافقی است که اگر کشوری درگیر جنگ یا درگیری باشد، حج نباید تحتالشعاع آن قرار گیرد. پادشاهی در سالهای اخیر به این اصل پایبند بود، همانطور که در طول جنگ بین عربستان سعودی و یمن اتفاق افتاد، جایی که زائران یمنی و سایر زائران بدون هیچ مانعی مناسک حج را انجام دادند.»
فرمانیان با اشاره به اینکه هیچ زائر سنی ایرانی امسال از حج انصراف نداده است، ادعا کرد: «حتی زمانی که برخی شیعیان انصراف خود را اعلام کردند، هیچ زائر سنی انصراف نداد. امسال از ۳۰ هزار زائر ایرانی اعزامی به حج، هفت هزار نفر سنیاند که درصد کمتری نسبت به سالهای گذشته دارد.»
او ادامه داد: «نکته دیگر در مورد ترجیح اعزام زائران این است که اگر این ۳۰ هزار زائر امسال اعزام نمیشدند، این فشار در سالهای آینده منعکس خواهد شد، زیرا تعداد زائران هر سال با تصمیم سازمان همکاری اسلامی تعیین میشود. علاوه بر این، این موضوع مختص کشور ما نیست. گاهی تخمین زده میشود که پنج میلیون زائر حج را انجام خواهند داد و عربستان سعودی نمیتواند این تعداد را در یک دوره در خود جای دهد. تحلیلها نشان میدهد که امنیت عربستان سعودی امسال پابرجا خواهد ماند و حتی در صورت جنگ، به زائران آسیبی نخواهد رسید. هزاران نفر از زائران ما در طول جنگ ۱۲ روزه یا جنگ رمضان در عربستان سعودی بودند که بین هشت تا ۱۱ هزار نفر برای عمره سفر کردند. با وجود درگیریها، عربستان سعودی هیچ محدودیتی برای حجاج ما اعمال نکرد و آنها بهراحتی و با خیال راحت به خانههایشان بازگشتند. این فرصت بسیار خوبی برای ما است تا با کمک کشورهای منطقه به مسائل امنیتی و سایر موارد بپردازیم.»
مولوی اسحاق مدنی هم ادامه داد: «حج دارای فضیلتهایی است که از سایر عبادات مانند نماز و روزه برتر است و فواید دنیوی نیز دارد، اما از منظر قرآن کریم، اهمیت معنوی آن فراتر از ظاهر بیرونی آن است...»
این شیخ فرمانیان سالها با بودجههای کلان حوزه علمیه بانوان، دهها مجله و کتاب بیهوده و مروج خرافات و دهها سمینار و نشست پرهزینه در ایران و جهان را سرپرستی کرده است. ماموریت او بسط مبانی اسلام ولایتی ، جذب مزدور و تاسیس حسینیه و زینبیه از ونکوور تا سیدنی و از توکیو تا ژوهانسبورگ بوده است. بودجهای که در اختیار او و همکارانش است، فراتر از یک میلیارد دلار در سال است.
به گمان من، اپوزیسیون در ارزیابی شئامت و جنایت و فریب رژیم به خطا رفت، زیرا رژیم را چون دیگر رژیمهایی میدانست که میشود با اعتراض و خیزش ملی و جهانی به زمینش زد. در حالی که رژیم بعد از سرکار آمدن، از همان آغاز در اندیشه حفظ قدرتی بود که بعد از هزار سال به چنگش آورده بود. جامعه المصطفی یکی از سلاحها است. در باب باقی سلاحها هم خواهم نوشت.















