Thursday, May 21, 2026

صفحه نخست » سلاح‌های صورتی؛ پویش «جانفدا» و زیبایی‌شناسی خشونت در ایران

از زمان آغاز حملات اسرائیل و ایالات متحده به ایران در اسفندماه و در پی واکنش‌های تلافی‌جویانۀ تهران، نمایش قدرت به بخشی از زندگی روزمره و فضای رسانه‌ای کشور تبدیل شده است؛ از تظاهرات شبانه و ویدئوهای رپ و رجزخوانی با هوش مصنوعی گرفته تا توییت‌های تمسخرآمیز سفارت‌های ایران علیه ترامپ و ایالات متحده.

s1.jpgدر این میان، پویش «جانفدا» بیش از دیگران جلب توجه کرده است: کارزاری که با صورتی‌کردن ادوات جنگی و آموزش استفاده از سلاح به شهروندان عادی مرز میان بسیج نظامی، تبلیغات و سرگرمی را کمرنگ می‌کند. این پویش تنها یک فراخوان نیست، بلکه بازنمایی نوعی آمادگی جمعی است؛ روایتی که هم‌زمان به داخل و خارج مخابره می‌شود: جنگ نه‌فقط محتمل، بلکه به‌تدریج عادی‌سازی می‌شود، و حتی برای بخشی از جامعه، به امری قابل‌پذیرش یا مطلوب بدل می‌شود.

در تهران، نمایش سلاح دیگر صرفاً یک اقدام نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه به بخشی از یک نمایش عمومی و رسانه‌ای تبدیل شده که هم‌زمان به داخل و خارج از کشور پیام می‌فرستد: تهدید جنگ همچنان پابرجاست. از آموزش عمومی کار با سلاح‌های تهاجمی تا رژۀ خودروهای نظامی و بازنمایی موشک‌های بالستیک در فضاهای شهری، نشانه‌هایی از عادی‌سازی خشونت در فضای عمومی دیده می‌شود.

در کنار این نمایش‌ها، پویشی با عنوان «جانفدا» در ماه‌های اخیر گسترش یافته است؛ کارزاری که با ترکیب آموزش نظامی، بسیج نمادین شهروندان و بازنمایی‌های رسانه‌ای، تلاش دارد تصویری از آمادگی عمومی برای جنگ ارائه دهد.

s2.jpgزنان و زیبایی‌شناسی «صورتی»

یکی از جنبه‌های قابل توجه این پویش، به‌کارگیری زنان در بخشی از نمایش است. در برخی برنامه‌های آموزشی و تبلیغاتی، سلاح‌ها و تجهیزات نظامی به رنگ صورتی درآمده‌اند؛ تغییری بصری که به‌نظر می‌رسد با تکیه بر کلیشه‌های جنسیتی، تلاشی برای «زنانه» کردن خشونت برای زنان، و به‌ویژه زنان محجبه، باشد.

تصاویر منتشرشده از زنان با چادر یا حجاب کامل در کنار اسلحه‌های صورتی یا سوار بر خودروهای نظامی، از جمله جیپ‌های تغییر رنگ داده‌شده، ترکیبی از نمادهای کلیشه‌ای جنسیتی و ابزارهای جنگی را به نمایش می‌گذارند. این بازنمایی، هم‌زمان دو پیام را منتقل می‌کند: مشارکت زنان در «دفاع ملی» و بازتعریف نقش آنان در چارچوبی نظامی.

اما در این‌جا می‌توان این نمایش را در تقابل با تاریخ طولانی مبارزه زنان ایران دید. زنانی که دهه‌ها برای حق حضور آزادانه در فضای عمومی، برای دست‌یافتن به تحصیلات، شغل، و حق انتخاب پوشش خود، از خودگذشتگی و مقاومت کردند. حالا، در قابی که هم‌چنان از بسیاری از آزادی‌های جنسیتی‌شان بسته است، از بدن زنان و انتخاب‌هایشان در ساختارهای مردسالار و امنیت‌محور ایران ابزارسازی می‌شود، نه برای اعطای حق، اما برای استفاده نمادین و عملیاتی از آن‌ها در ساخت تصویر «ملت مسلح» و «دفاع ملی».

صورتی‌کردن سلاح‌ها را می‌توان در امتداد آن‌چه در ادبیات فمینیستی به «جنسیت‌سازی کالاها و کنش‌ها» گفته می‌شود فهمید. در اینجا، خشونت با کدهای زنانه بازبسته‌بندی می‌شود. این کار به‌جای به چالش کشیدن کلیشه‌های جنسیتی، آن‌ها را بازتولید می‌کند: زن «حتی در میدان جنگ» هم باید با نشانه‌های ظاهری زنانه تعریف شود. در نتیجه، مشارکت زنان نه به‌عنوان سوژه‌های برابر، بلکه به‌عنوان نسخه‌ای «تلطیف‌شده» از کنش‌گر نظامی ارائه می‌شود.

در عین حال، هرچند این تصاویر در سطح اول می‌توانند به‌عنوان نشانه‌ای از «توانمندسازی» زنان خوانده شوند: زنانی که سلاح در دست دارند و در امر دفاع مشارکت می‌کنند. اما از منظر فمینیسم انتقادی، این نوع توانمندسازی اغلب در چارچوب ساختارهای مردسالار و دولت‌محور باقی می‌ماند. یعنی زنان اجازۀ حضور پیدا می‌کنند، اما نه برای بازتعریف قواعد بازی، بلکه برای ایفای نقش در همان نظمی که پیش‌تر آن‌ها را محدود کرده است. ترکیب حجاب اجباری با سلاح، دقیقاً این تناقض را برجسته می‌کند: بدن زن همچنان تحت کنترل است، حتی وقتی مسلح می‌شود.

این بازنمایی‌ها را می‌توان نمونه‌ای از «نظامی‌سازی بدن» دانست؛ مفهومی که نشان می‌دهد چگونه بدن‌ها، به‌ویژه بدن زنان، به ابزار پروژه‌های سیاسی و امنیتی تبدیل می‌شوند. در اینجا، بدن زن محجبه به حامل پیام ایدئولوژیک بدل می‌شود: هم نماد «اخلاق» و «سنت» است و هم ابزار نمایش آمادگی برای خشونت.

پویش جانفدا در عین حال تلاشی برای ارائه یک تصویر از «ملت ایران» هم هست. در بسیاری از پروژه‌های ملی‌گرایانه، زنان به‌عنوان «نماد ملت» بازنمایی می‌شوند. در اینجا نیز حضور زنان در کنار سلاح، نه صرفاً مشارکت فردی، بلکه نمایشی از «ملت مقاوم» است. اما این نقش اغلب با انتظارات خاصی همراه است: فداکاری، اطاعت، و قرار گرفتن در خدمت یک هدف جمعی تعریف‌شده از بالا. ملتی که حاضر است «پای انقلاب جان دهد»، اما در همان فضایی که زنان برای دست‌یافتن به این فضای عمومی و حق انتخاب خود سال‌ها مبارزه کرده‌اند.

زوج‌های «جانفدا»: ازدواج در سایۀ جنگ

در امتداد همین روایت، مفهوم «زوج‌های جانفدا» نیز در تبلیغات رسمی برجسته شده است. نمونه‌هایی از ازدواج‌های دسته‌جمعی که در آن‌ها عناصر نظامی، از جمله نمایش موشک‌های بالستیک، به صحنه مراسم وارد شده‌اند، نشان‌دهندۀ پیوندزدن زندگی خصوصی با گفتمان جنگ است.

در این فضا، فداکاری نه‌فقط یک وظیفۀ فردی، بلکه به‌عنوان یک ارزش مشترک در زندگی خانوادگی بازتعریف می‌شود؛ روایتی که تلاش دارد آمادگی برای مرگ در راه «میهن» را به بخشی از هویت مشترک زوج‌ها تبدیل کند.

در ویدئوهایی که از پویش «زوج جانفدا» منتشر شده است، خبرنگار از دامادهایی که روی ماشین‌های نظامی نشسته‌اند می‌پرسد: «در این وضعیت جنگی و اقتصادی، چرا زن گرفتی؟»، ادبیاتی که زن را به کالایی گرفتنی تقلیل می‌دهد و امر ازدواج را نه پدیده‌ای بر اساس تصمیم مشترک دو فرد برابر، که تصمیمی مردانه برای «گرفتن» کالای زن عنوان می‌کند. در بازنمایی این ازدواج‌ها، تبلیغ ازدواج ساده، پایین‌آوردن توقع زنان، و جانفدایی برای دفاع از انقلاب اسلامی مطرح می‌شوند.

نمادسازی دشمن و شلیک به ترامپ و امارات

بخشی دیگر از این کارزار، به بازنمایی نمادین دشمن اختصاص دارد. در برخی ویدئوها و برنامه‌های تبلیغاتی، شلیک‌های نمادین به سمت چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ یا اهدافی منتسب به کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی، به تصویر کشیده می‌شود.

این اقدامات، بیش از آن‌که کارکرد نظامی داشته باشند، در چارچوب جنگ روانی و تولید روایت قابل تحلیل‌اند؛ تلاشی برای نمایش برتری، ایجاد همبستگی داخلی و ارسال پیام بازدارندگی به مخاطبان خارجی.

میان نمایش قدرت و بحران داخلی

نمایش‌های تسلیحاتی در حالی گسترش می‌یابد که ایران با فشارهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی روبه‌روست؛ از افزایش قیمت کالاهای اساسی تا نااطمینانی‌های شغلی. در چنین شرایطی، این برنامه‌ها برای برخی به‌عنوان ابزاری برای ایجاد انسجام و برای برخی دیگر به‌عنوان نوعی انحراف افکار عمومی از بحران‌های داخلی تلقی می‌شود.

در عین حال، مقام‌های رسمی از مشارکت میلیونی در پویش «جانفدا» سخن می‌گویند، آماری که به‌طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نیست. آنچه روشن است، تلاش برای ساختن روایتی از «آمادگی جمعی» در برابر تهدیدی است که همچنان در گفتمان رسمی تکرار می‌شود: امکان بازگشت جنگ و استقبال از آن از سوی بخشی از مردم.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy