جمهوری اسلامی و بازی «درگیریهای کوچک با امتیازهای بزرگ»
والاستریت ژورنال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
درگیری نظامی اخیر میان آمریکا و رژیم ایران در تنگه هرمز ممکن است از سوی برخی صرفاً یک برخورد محدود یا «تنش مقطعی» تلقی شود، اما در عین حال حامل یک هشدار مهم نیز هست. افزایش حملات پهپادی حزبالله علیه اسرائیل نیز در همین چارچوب قابل فهم است. رفتار جمهوری اسلامی در میدان، بیش از اظهارات رسمی نشان میدهد که تهران قصد دارد توافق احتمالی را چگونه مدیریت کند.
در حالی که مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی از بازگشایی تنگه هرمز سخن میگویند، به نظر میرسد سپاه پاسداران همزمان در جهت کند کردن و دشوار ساختن همین روند عمل میکند. اواخر دوشنبه، ارتش آمریکا اعلام کرد قایقهای ایرانی را که در تلاش برای کارگذاری مین در تنگه بودند شناسایی و هدف قرار داده است. جمهوری اسلامی نیز در واکنش به هواپیماهای آمریکایی آتش گشود و آمریکا نیز به سایتهای پرتاب موشک ایران حمله کرد.
همزمان روز سهشنبه یک نفتکش تجاری در خلیج عمان بر اثر انفجار آسیب دید؛ منطقهای که جمهوری اسلامی پیشتر نیز در آن متهم به انجام حملاتی شده بود. مینگذاری دوباره در تنگه میتواند برای حکومت ایران به ابزاری تبدیل شود تا روند بازگشایی را طولانی و فرسایشی کند؛ اقدامی که عملاً مرحله نخست توافق پیشنهادی ــ یعنی پایان محاصرهها و ادامه مذاکرات هستهای ــ را مختل میکند.
نمونه مشابه این وضعیت پس از آتشبس هفتم آوریل مشاهده شد؛ زمانی که وزیر خارجه جمهوری اسلامی از بازگشایی تدریجی خبر داد، اما در عمل رفتوآمد نفتکشها کاهش یافت. با این حال، مذاکرات ادامه پیدا کرد؛ حتی در شرایطی که حملات پراکنده علیه نیروهای آمریکایی و متحدان عرب واشنگتن نیز همچنان ادامه داشت.
مینها میتوانند پیامد دیگری نیز داشته باشند: وادار کردن کشتیهای تجاری به هماهنگی با رژیم ایران. کشتیها ممکن است مجبور شوند در مسیرهای مشخصشده حرکت کنند و برای هر سفر به مجوز جداگانه نیاز داشته باشند؛ مجوزی که میتواند روزانه و موردی صادر یا رد شود. در چنین وضعیتی، اگر حکومت وعده بازگشت تردد نفتکشها به سطح پیش از جنگ را بدهد، شاید منظورش بازگشت در قالب همین نظم جدید باشد.
البته جای نگرانی نیست؛ وزارت خارجه جمهوری اسلامی میگوید برای عبور از تنگه «عوارض» دریافت نخواهد شد، بلکه فقط «هزینه خدمات ناوبری» و «حفاظت زیستمحیطی» دریافت میشود!
چنین «وضعیت جدیدی» تنها به تنگه هرمز محدود نمیشود. در جبهه شمالی اسرائیل نیز هدف ایران ایجاد شرایطی مشابه است. از آغاز آتشبس لبنان در ۱۷ آوریل تاکنون، حزبالله بیش از ۹۰۰ موشک و ۱۳۰۰ پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرده است. بخشی از این حملات که گفته میشود از مناطق غیرنظامی مانند مدارس و کلیساها انجام شده، ۱۱ کشته و ۲۲۵ زخمی برجای گذاشته و طی هفته گذشته نیز شدت یافته است.
تهران ادامه مذاکرات هستهای را به حفظ آتشبس لبنان گره زده بود. در نتیجه، حزبالله توانسته به جنگی فرسایشی ادامه دهد؛ در حالی که گفتوگوهای میان آمریکا و ایران، دست اسرائیل را برای واکنش گستردهتر تا حدی بسته نگه داشته است.
جمهوری اسلامی اساساً دلیلی برای مداخله در لبنان ندارد. اما اگر دونالد ترامپ محتاط نباشد، توافق احتمالی میتواند به سمتی برود که اجرای تعهدات تهران در پرونده هستهای یا تنگه هرمز، به محدود شدن واکنش اسرائیل در برابر تهدیدهای امنیتی در مرزهایش وابسته شود؛ وضعیتی که برای محور تحت رهبری تهران یک پیروزی خواهد بود.
از هرمز تا لبنان، این درگیریهای محدود میتوانند پوششی برای افزایش نفوذ و قدرتنمایی جمهوری اسلامی باشند. با این حال، تهران نیز با خطر عبور از حد و اشتباه در محاسبات روبهروست و هرگونه اقدام قاطع از سوی آمریکا یا اسرائیل میتواند معادلات را تغییر دهد.
سهشنبه اسرائیل در غزه فرمانده نظامی حماس را هدف قرار داد و طبق گزارشها او را کشت؛ تنها یازده روز پس از کشته شدن فرمانده قبلی. همزمان بنیامین نتانیاهو از «تشدید عملیات» در لبنان خبر داد. رسانهها معمولاً این اقدامات را مانعی برای مذاکرات با جمهوری اسلامی میدانند، اما وارد شدن فشار واقعی بر یکی از مهمترین بازوهای منطقهای تهران، شاید همان اهرمی باشد که به توافقی بهتر منجر شود.
همچنین روز سهشنبه گزارش شد که نیروی دریایی آمریکا یک نفتکش غولپیکر یونانی را در عبور از تنگه هرمز همراهی کرده و قصد دارد در روزهای آینده به کشتیهای بیشتری نیز کمک کند. فرماندهی مرکزی آمریکا تأکید کرد این اقدام به معنای ازسرگیری رسمی عملیات «پروژه آزادی» نیست، اما شاید مقدمات آن در حال فراهم شدن باشد. کاهش یا پایان دادن به محدودیتهایی که ایران بر رفتوآمد دریایی در تنگه هرمز اعمال کرده، یکی از گزینههایی بوده که آمریکا تاکنون کمتر بهطور جدی دنبال کرده است.

پیشنهاد کاری علیرضا دبیر به کارمندان بهایی منوتو















