پیشگفتار
سقوط محمدرضا شاه پهلوی یکی از موضوعات بحثبرانگیز و تحلیلی در بسیاری از کتابها و نظریههای سیاسی بوده است. از نگاه جمعی از پژوهشگران، عوامل مختلفی همچون کودتای ۲۸ مرداد، محدودیت آزادی احزاب و گروههای سیاسی، عملکرد ساواک و دخالتهای اقتصادی و سیاسی - از جمله نقش کارتلهای نفتی - از مهمترین علل تضعیف و فروپاشی رژیم پهلوی بهشمار میآیند. با این حال، بسیاری از این تحلیلها بیشتر در حد فرضیات باقی ماندهاند و کمتر با شواهد قطعی و مستندات تاریخی تایید شدهاند.
ارتجاع سیاه و سرخ
اصطلاح "ارتجاع سرخ و سیاه" نخستین بار توسط محمدرضا شاه پهلوی در بهمنماه ۱۳۴۱، همزمان با آغاز اصلاحات ارضی، مطرح شد. این واژه به نظر شاه، نمادی از اتحاد میان دو جریان مخالف جدی حکومتش بود: گروههای کمونیستی که وی آنها را "ارتجاع سرخ" مینامید و مذهبیون سنتگرا که به "ارتجاع سیاه" شهرت یافتند. از دیدگاه شاه، "ارتجاع سیاه" شامل گروههای مذهبی رادیکالی بود که به شدت مخالف مدرنیزاسیون، اصلاحات ارضی و دستاوردهایی بودند که به زنان - مانند حق رأی- اعطا شده بود. شاه این گروهها را متهم میکرد که با دیدگاههای ارتجاعی خود سد راه پیشرفت کشور هستند و در جهت تضعیف منافع ملی ایران عمل میکنند
اشتباه تاریخی شاه
یکی از بزرگترین اشتباهات محمدرضا شاه که در آخر به سقوط حکومتش انجامید، بیتوجهی به نفوذ عمیق تفکرات "ارتجاع سیاه" در لایههای مختلف اجتماعی ایران بود. شاه باور داشت که اکثریت مردم از سیاستهای مدرنیزاسیون و برنامههای انقلاب سفید او حمایت میکنند. این خوشبینی، شاه را از ارزیابی واقعی اجتماعی بازداشت. همین مسئله زمینهساز اقدامات انتقادی علیه نیروهای مذهبی تندرو شد، بیآنکه اهمیت پایگاه اجتماعی و نفوذ فرهنگی آنها در بین شهروندان مورد توجه قرار گیرد. نمونهای آشکار از این خطای محاسباتی انتشار مقالهای با عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" بود که در سالگرد کشف حجاب (۱۷ دی) در روزنامه اطلاعات منتشر شد.
این مقاله نه تنها به شدت علیه همکاری نیروهای مذهبی و چپ برای مقابله با اهداف انقلاب سفید موضع گرفت، بلکه توهینهای مستقیمی را هم متوجه آیتالله خمینی کرد. انتشار این مقاله خشم عمومی را شعلهور ساخت؛ ابتدا بازاریان اعتصاب کردند و سپس دانشجویان نیز به کمپین اعتراضی پیوستند. حاصل این جنبشها، آغاز حرکت انقلابی شد که در سال ۱۳۵۷ به سقوط نظام پادشاهی ایران منجر گردید. حضور میلیونها ایرانی معترض در خیابانها علیه حکومت محمدرضا شاه به خوبی نشان داد که مخالفت با مدرنیزاسیون تنها محدود به "ارتجاع سیاه" نبود؛ بلکه بخش عمدهای از شهروندان ایران (ارتجاعیون ) نیز خواستار بارگشت به اصول سنتی و ارزشهای پیشامدرن بودند.
مسعود امیرخلیلی

















