Sunday, May 31, 2026

صفحه نخست » «آنها یاد گرفته‌اند نترسند»؛ روایت عکاس زندانی‌شده از نسل جدید ایران

وقتی تنها ۲۳ سال داشتم، به دلیل عکاسی در ایران زندانی شدم

ایندیپندنت - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

عکس‌هایی که از معتادان و زنان تن‌فروش در محله‌های فقیر تهران گرفته بودم، از سوی حکومت «خطرناک برای جامعه» تشخیص داده شد. یک ماه را در سلول انفرادی گذراندم؛ تجربه‌ای که زندگی مرا برای همیشه تغییر داد.

01.jpgپس از آزادی دچار حملات شدید اضطراب شدم و به بیماری خودایمنی مبتلا شدم؛ بیماری‌ای که هنوز با آن زندگی می‌کنم. موهایم را از دست دادم و برای مدت‌ها نمی‌دانستم چگونه باید با این بیماری مقابله کنم. آن روزها مصادف بود با سال ۲۰۱۲ و فضای ملتهب پس از بهار عربی؛ دوره‌ای که حکومت ایران نسبت به هر نوع فعالیت اجتماعی و فرهنگی حساسیت ویژه‌ای داشت.

04.jpg

امروز، بیش از یک دهه بعد، همچنان در تهران زندگی و عکاسی می‌کنم. در سال‌های اخیر دوربینم بیش از هر چیز متوجه نسل جوان ایران شده است؛ نسلی که به باور من از نسل ما شجاع‌تر است. آنها برخلاف بسیاری از ما، از حمایت بیشتری در خانواده برخوردارند و بخشی از ترس و احتیاطی را که سال‌ها بر زندگی ایرانیان سایه انداخته بود، کنار گذاشته‌اند. آنها یاد گرفته‌اند چگونه بی‌باک باشند.

پس از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بیش از گذشته به ثبت زندگی جوانان روی آوردم. در عکس‌هایم نوجوانان و جوانانی را می‌بینید که در کافه‌های تهران وقت می‌گذرانند، با حیوانات خانگی خود عکس می‌گیرند، موتورسواری می‌کنند یا بدون حجاب اجباری در برابر دوربین می‌ایستند. ظاهر تصاویر شاید عادی به نظر برسد، اما پشت این عادی بودن، واقعیتی دشوار نهفته است؛ واقعیتی سرشار از نگرانی، ناامنی، فشار اقتصادی، بازداشت‌ها، گرانی و محدودیت‌های گسترده.

02.jpgدر آغاز کار معمولاً جلب اعتماد جوانان برای عکاسی آسان نیست، اما چیزی که مرا شگفت‌زده می‌کند آمادگی آنها برای دیده شدن است. برخلاف نسل‌های پیشین، بسیاری از آنها حاضرند چهره و سبک زندگی خود را آشکارا نشان دهند، حتی با وجود خطراتی که ممکن است در پی داشته باشد.

یکی از این جوانان، دانشجویی ۲۰ ساله است که برای حفظ امنیتش او را «حسن» می‌نامم. او می‌گوید: «هر روزی که این حاکمان بر سر کار هستند، ما را یک قدم دیگر به مرگ و فقر نزدیک‌تر می‌کند.» حسن معتقد است بسیاری از مردم خارج از ایران درک درستی از زندگی روزمره ایرانیان ندارند. به گفته او، حتی درس خواندن یا برنامه‌ریزی برای آینده نیز در شرایطی که بی‌ثباتی، فشار اقتصادی و ترس دائماً حضور دارند، به کاری دشوار تبدیل شده است.

03.jpg
جوان دیگری که با او صحبت کردم، «سرفراز» نام دارد؛ معلمی ۲۵ ساله که همزمان در دانشگاه نیز تحصیل می‌کند. او می‌گوید احساس می‌کند همواره تحت نظارت است و هر لحظه ممکن است همان راه‌های محدود ارتباطی نیز از سوی حکومت مسدود شوند. به باور او، زندگی بسیاری از ایرانیان جوان به دو دوره «قبل» و «بعد» از رخدادهای خونینی تقسیم شده که طی آنها شمار زیادی از مردم آسیب دیدند یا جان خود را از دست دادند. تقریباً همه کسانی که با آنها گفت‌وگو کردم، دوستی یا آشنایی دارند که در آن وقایع کشته یا زخمی شده است.

با این حال، ناامیدی تنها روایت این نسل نیست. «محمود»، جوان دیگری که با او صحبت کردم، می‌گوید گاهی انسان به نقطه‌ای می‌رسد که می‌خواهد همه چیز را رها کند، اما پس از مدتی دوباره میل به زندگی و تغییر در او زنده می‌شود. این روحیه را بارها در میان جوانان ایرانی دیده‌ام؛ ترکیبی از خستگی، امید و سرسختی.

«مالک»، دندانپزشک ۲۹ ساله‌ای که این روزها شاهنامه فردوسی را می‌خواند، هنوز باور دارد که ایران روزی کشوری آزاد خواهد شد. او مانند بسیاری از هم‌نسلانش درباره مهاجرت نیز فکر کرده، اما معتقد است این مسیر برای بسیاری از افراد تحصیل‌کرده دشوارتر و پرهزینه‌تر از گذشته شده است.

برای من، ادامه عکاسی در سال‌های اخیر آسان نبوده است. دوربین در نگاه بسیاری از نهادهای امنیتی وسیله‌ای مشکوک تلقی می‌شود و گاه با جاسوسی برابر دانسته می‌شود. با این حال، چیزی که مرا به ادامه کار وامی‌دارد، همین جوانانی هستند که هنوز رویاهای خود را از دست نداده‌اند.

یکی از آنها دانشجوی هنر است و رویای آزادی را در سر دارد. دیگری می‌خواهد فیلمساز شود و فیلم‌های خودش را بسازد. دختری دیگر تنها آرزو دارد روزی بتواند داروی مورد نیاز پدرش را بدون محدودیت و دشواری تهیه کند.

این روزها با کمک درمان و مدیتیشن تلاش می‌کنم حملات اضطراب را کنترل کنم. ماه‌هاست که برای بازگشت موهایم تحت درمان هستم، اما نتیجه هنوز آن‌گونه که انتظار داشتم نبوده است.

گاهی از من می‌پرسند آیا نباید به خاطر سلامتی‌ام دوربین را کنار بگذارم؛ به‌ویژه وقتی می‌دانم ممکن است دوباره به زندان بازگردم.

پاسخم همیشه یکسان است: ادامه این کار برای قلب و روح من از هر چیز دیگری مهم‌تر است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy