سه شنبه 30 تیر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سود و زيان بحران کنونی، گفتگوی فرنگيس حبيبی با حسن يوسفی اشکوری و مهران براتی، راديو بين المللی فرانسه

فرنگيس حبيبی - برنامه زمينه ها و زمانه ها - راديو بين المللی فرانسه - "ما همه ضرر کرديم"، اين يکی از جمله های کليدی علی اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعۀ ۲۶ تير بود. هر کلمه از اين جمله تفسير ها و مصداق های چند گونه ای می تواند داشته باشد. ميتوان پرسيد اين ضرر را از کجا می توان گرفت تا به سود تبديل شود. سود برای کداميک از نيرو های جامعه؟ برای آنان که در جستجوی رأی خود قربانی داده اند يا برای حاميان محمود احمدی نژاد که برندۀ انتخابات اعلام شده است؟ با اين فضای سنگين نارضا يتی که بر جامعه حاکم است چه بايد کرد؟ بويژه آنکه تنها معترضان به نتايج انتخابات نيستند که ناراضيند. حکومت نيز ابراز نگرانی و بی اطمينانی می کند چرا که نه در داخل و نه در خارج استقبال مطلوب را بدست نياورده است.

در ميز گردی تلفنی با آقايان حسن يوسفی اشکوری و مهران براتی، به محاسبۀ سود و زيان بحران کنونی در ايران پرداخته ايم.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


حسن يوسفی اشکوری ، نويسنده و فعال ملی مذهبی، معتقد است که اين سخن هاشمی رفسنجانی که همۀ ما ضرر کرديم درست است . اول از همه حاکميت و بويژه آقايان احمدی نژاد و خامنه ای ار اين که چنين انتخاباتی را به چنين انجام ناميمونی رهنمون کردند متضرر شدند و به خود، به کشور و به نظامی که می خواهند از آن دفاع کنند آسيب رساندند. دولت محمود احمدی نژاد سرنوشت بدی پيدا کرد. در داخل و خارج بی اعتبار شد. بسياری از علما و مراجع درجۀ اول او را فاقد مشروعيت دانستند و در درون حکومت درگيری ها در آينده بيشتر خود را نشان خواهد داد. مردم در کوتاه مدت ضرر ديدند زيرا نامزدشان انتخاب نشد و در اين راه قربانی دادند و آسيب ديدند. اما در دراز مدت مردم برندۀ اين بحران خواهند بود .

مهران براتی ، تحليلگر مسائل سياسی در آلمان، در بارۀ سود و زيان هواداران موج سبزو تحول حرکت آن ها می گويد تغييرات در جامعه به دو صورت بوجود می آيد. يا گروهی اصلاح طلب دردرون حکومت تغييراتی مخملين بوجود می آورند و يا خواست اصلاحات با موجی از اعتراضات در پایۀ جامعه همسو می شود. در ايران چنين اتفاقی افتاده است. ولی موج سبزی که اکنون در جامعه در حال حرکت است امروز از خواست ابطال انتخابات فراتر رفته است . مسئلۀ آزادی انتخابات و آزادی احزاب را مطرح می کند.و اين خواست ها ترس و هراسی را در ؤأس قدرت بوجود آو.رده است.و سخنان هاشمی رفسنجانی ابعاد ترس از بهم ريختن نظام را بيان می کند.به نظر مهران براتی] آقايان خامنه ای و احمدی نژاد ظاهراً قصد ندارند کمترين پاسخی به خواست های مردم بدهند. ولی اين حرکت مردم قابل کنترل و سرکوب نيست وبه شکل های ديگر ادامه خواهد داشت.

حسن يوسفی اشکوری، در پاسخ به پرسشی در بارۀ کيفيت پيوند ميان ارکان مختلف "موج سبز" ميگويد هماهنگی وهمسويی ميان خواست های ملت و کانديدا های اصلاح طلب وجود داشت ولی اين موج عظيم که سراسر کشور را در بر گرفت فراتر از آن چيزی بود که آقايان موسوی و کروبی مطرح کردند. هرچند که آن ها ک.شيدند خود را با آن هماهنگ کنندو اگر انتخابات اين سرنوشت را پيدا نمی کرد خواست ها ممکن بود موقتاً در اينجا متوقف شود ولی کودتا خواست ها را راديکال تر کرد و اين تقطۀ عطفی در تاريخ اين سی سال بوجود آورد که ممکن است به يک نقطۀ تقابلی برسد که چه بسا سرنوشت ديگری به نظام بدهد. سرنوشتی که نظام از آن هراسان است و از آن می گريزد.

مهران براتی می گويد حکومت ها هيچگاه به خودی خود فرو نمی ريزند. در ايران با نبود بديل دموکراتيک و سازمان يافته روبرو هستيم و راه حرکت مردم راه زود رسی نيست. مردم دراين راه ايجاد يک" اکوسيستم دموکراتيک" را هدف قرار داده اند. راهی را که مردم در پيش گرفته اند می توان با واژۀ " محاصرۀ مدنی" تعريف کرد که در آن مردم هر روز حکومت رابا خواست های انکار ناپذير خود در فشارقرار می دهند اين حرکت دامنه دار است و و يک جنبش مدنی فرا روينده را بوجود می آورد که به همراه خود رهبران خود را نيز به صحنه خواهد آورد. زيرا هيچ ايرانی مايل نيست که دست خارجی دخالتی در ايران داشته باشد. اين نکته تأکيد کردنی است که فعلاً اين حرکت نماد ديگری جز آقای موسوی ندارد. نقش ايشان را بايد پذيرفت هرچند که ايشان نمايندۀ فکری همۀ مردم نيستند ولی انصافاً تا به حال پای گفته های خود ايستاده اند.

حسن يوسفی اشکوری در پاسخ به اين پرسش که شعار آزادی زندانيان سياسی از سوی آقای رفسنجانی تا چه حد قابل تحقق است و آيا می توان آن را ااز طريق محاصرۀ مدنی تحقق بخشيد، می گويد يکی از مسائل مبرم تعيين سرنوشت اين عدۀ کثير زندانی است که برخی شناخته شده اند و بسياری از آن ها گمنامند. حتی شماری از آنان در زندان های شناخته شده و رسمی ايران نيستند و در شرايط بسيار بدی بسز ميبرند. در خبر ها آمده بود يکی از بازداشت شدگان در اثر شرايط بد زندان به بيمارستان منتقل شده و در آن درگذشته است. او معتقد است که همۀ نيرو های اصلاحطلب و حتی اصولگرای منتقد دولت بايد اين مشکل را حل کنند تا جو جامعه تعديل شود و مردم بتوانند با فراغت و با تأمل به آيندۀ اين حرکت مدنی بيانديشند. اگر آقای رفسنجانی در اين زمينه جدی و پيگير باشد می توان با آزادی زندانيان سياسی به اين زخم عميق التيام بخشيد.

مهران براتی در بارۀ تحول موضع جامعۀ جهانی در برسميت شناختن دولت محمود احمدی نژاد پس از انتخابات می گويدک" اصول مناسبات بين المللی بر پایۀ شرط و معيار دموکراتيک بودن دول شکل نگرفته است. در حال حاضر ۷۰ کشور دنيا توسط رژيم های ديکتاتوری يا نيمه ديکتاتوری اداره می شود. مسئله اينست که آن امتيازاتی که دولت ايران می تواند در تعامل با جامعۀ بين المللی بگيرد، در چنين شرايطی نخواهد توانست بدست آورد. لغو تحريم ها يا عدم گسترش مجازات ها از جمله ايت امتيازات است. مثلاً ايران می توانست در پروژۀ خط لولۀ گاز ناباکو اصلی ترين کشور تأمين کنندۀ گاز باشد ولی از اين طرح بکلی کنار گذاشته شد. اين تحليلگر سياسی معتقد است که روابط با غرب ادامه خواهد يافت ولی گسترش آن منوط بر اين خواهد بود که دولت به خواست های حداقلی جامعۀ بين الملل، از جمله آزادی زندانيان سياسی و آزادی مطبوعات، پاسخ مثبت دهد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016