چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

از گروگان‌گيری آن پنجاه‌ودو ديپلمات بيگانه تا گروکشی از ايرانيان فرزانه، مهران رفيعی

آقای منتظری در يکی از آخرين مصاحبه هايش به زيان های ناشی از گروگان گيری کارکنان سفارت آمريکا اشاره کرد و صادقانه اعتراف نمود که در زمان وقوع اين رويداد, به علت بی اطلاعی از قوانين بين المللی و بی توجهی به موازين حقوقی, از آن اقدام پشتيبانی کرده است.
کسان ديگری هم که در آن روزها با اين کار موافق بودند, نظرات مشابهی بيان کرده اند و از موضع گيری نابجای خود اظهار تاسف نموده اند. گفته ميشود که رهبر انقلاب هم در ابتدا نسبت به آن حرکت, نظر خوشی نداشته ولی مصلحت خود را در تاييد آن ديده است چرا که سوار شدن بر آن موج پر قدرت را آسان تر از ايستادن در مقابل آن يافته است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


بسياری از صاحب نظران, جنگ ايران و عراق را هم پيامد آن واقعه ناگوار ميدانند و خسارات بيشمار آن نبرد بی هويت را به حساب آن گروگان گيری جنجالی می گذارند, از کشته و زخمی و آواره شدن ميليونها مردم بيگناه تا افزايش گرانی ها و کمبود های کشنده و رواج گسترده تر بازار های سياه و رشد سرطانی فساد اخلاقی و مالی و توزيع مواد مخدر.

اما ميراث های ديگری هم از آن رويداد انقلابی بجا مانده که خسارات شان کمتر از زيانهای پيشين نيست, و از جمله آنها يکی هم استفاده از سلاح ِ غير انسانیِ گروگان گيری است و بکار بردن انواع روشهای ناپسند برای اميتازگيری از طرف مقابل

در تجربه نخستين, با دولت آمريکا بر سر دريافت اسلحه, قطعات جنگی و نظامی و همچنين گرفتن امتيازات سياسی و مالی بطور پنهانی مذاکره کردند و کاسبکارانه چانه زدند و رفته رفته تجربه اندوختند.
در تجربيات بعدی, همين سلاح را در برخی ديگر از نقاط جهان بکار بردند و بر دامنه نفوذشان افزودند, و به کمک دلارهای نفتی, نهادهايی تاسيس کردند و متحدانی را هم در خارج ار مرز ها به خدمت گرفتند.

تا بالاخره, نوبت به بکارگيری از اين حربه در مقابل ملت رسيد. امروزه دولت کودتا که پايگاه اجتماعی و مشروعيت خود را بکلی از دست داده است, تنها راه دوام خود را در گروگان گرفتن مردم بی پناه می يابد. زمامداران غالبا چکمه پوش, برای فرار از پاسخگويی به تعهدات انجام نيافته, دست به هر فريبی ميزنند. برای آنکه مردم را به پشتيبانی از خود مجبور کنند, جاه طلبی های هسته ای خود را در پشت نقاب منافع ملی پنهان کرده اند تا ايران دوستی مردم را سپر ِ بلایِ نظام خود و اهداف ِ شوم شان کنند.

دلسوزان و فرهيختگان ايران را به بهانه های واهی به بند کشانده اند و هر روزه اتهام ها و تهديدهای جديدی را بصورت گفتاری و يا نوشتاری پخش ميکنند تا بر دامنه و شدت وحشت بيفزايند و نهايتا ستون های استوار جنبش را در هم شکنند. به بند کشيدن و از پای در آوردن نزديکان کوشاگران جنبش کنونی را هم در همين راستا بايد ارزيابی کرد.

اگر روزی راهزنان و گردنه بندان با دستمالی چهره خود را می پوشاندند تا شناخته نشوند و شبزنان, تاريکی را پوششی برای اعمال زشت خود می کردند, زمامداران کنونی ايران پروايی ندارند که در روز روشن و در برابر ديد همگان, به ادامه اعمال زشت خود و از جمله گروگان گيری و باج خواهی بپردازند. تهديد ايرانيان آزاده خارج از مرزها با فشار آوردن بر بستگان شان در درون کشور, از آخرين برگهای ِ سياه ِ پرونده اين دشمنان آزادی است, و برماست که با آشکار و رسانه ای کردن جزييات نقشه شوم شان, اين حربه را هم از دست آنها بيرون بياوريم, مشابه همان کاری که سال قبل در مورد "تجاوز در زندان" انجام داديم, و آفرين بر مازيار بهاری که از پيشگامان اين حرکت گرديد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016