سه شنبه 13 مهر 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سکولاريسم، بی اطلاعی و اتهام، مهرداد نصرتی

از آنجا که روند تصاعدی توجه به مبحث سکولاريسم در ميان جوانان و بالطبع واکنش های بازدارنده از سوی سخنگويان نظام در جامعه و خصوصا فضاهای آکادميک و مجازی چشم گير شده است ، بی لطف نيست اگر ما نيز در اينجا از منظری نسبتا جديدتر به موضوع نگاهی بياندازيم و ببينيم عدم مراجعه به منابع علمی چگونه می تواند مايه گمراهی باشد.

متاسفانه بسيار ديده می شود عدم مطالعات مکفی در زمينه سکولاريسم ،مدافعه و مخالفت هايی سطحی را بين طرفداران و مخالفان اين انديشه ايجاد می کند که نه تنها مثمر هيچگونه ثمره ای نيست بلکه می تواند منجر به اتکال به داده هايی شود که در نوبت های بعدی مباحث ، مانند تاری به گرد ذهن تنيده شده و امکان درک صحيح واقعيات را مختل نمايد و همچنين می تواند دقيقا مايه نقض غرض گردد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اول از همه بايد بدانيم که واژه "سکولار"در لغت معانی همچون : " قرنی، زمان مند، مدت دار،دوره ای، وابسته به دنيا،دنيوی ، غير روحانی و عامی " را بازمی تاباند و در اصطلاح سياسی شخص سکولار به کسی اطلاق می شود که معتقد به نوعی تفکر خاص است (سکولاريسم) که به صورت کلی به مفهوم ممانعت از دخالت دين در تمامی امور عمومی جامعه است. اين تفکر به صورت کلی ريشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزش‌هايی مانند جدايی دين از سياست، جدايی کليسا و حکومت در امريکا، و لائيسيته در فرانسه بر پايه سکولاريسم بنا شده‌اند.

واژه سکولاريسم نخست در ميانه قرن نوزدهم در زبان انگليسی به کار رفته‌است، و اصولاً بار ايدئولوژيک داشته‌است. در کاربرد نخستين ، اين واژه بر آموزه‌ای دلالت می‌کرد که مطابق آن اخلاقيات بايد مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنيوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حيات اخروی را بايد کنار نهاد. بعداً، «سکولاريسم» را به اين معنای گسترده‌تر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ويژه آموزش عمومی، بايد سکولار باشد و نه دينی. در قرن بيستم، اين واژه معنای وسيع‌تری يافت، که از معانی قديم و جديد واژه سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با «جدايی» نهادهای دينی و دولتی به کار می‌برند، که تقريباً معادل با واژهٔ فرانسوی laicisme (لائيسيزم) است که در ديگر زبان‌ها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگليسی استعمال نمی‌شود.در مفاهيم جامعه‌شناسی، سکولاريسم به هر موقعيتی که در آن، جامعه مفاهيم مذهبی را در تصميم‌گيری‌های خود کمتر دخالت دهد و يا اين مفاهيم، کمتر موجب بروز اختلاف و يا درگيری گردد اطلاق می‌گردد.(۱)

در شکل گيری سکولاريسم عواملی همچون نارسايی تعليمات کليسا و مسيحيت که از منطق غيرهمگن کشيشان در دفاع از ارزشهای دينی و در نتيجه روگردانی جامعه از اصل دين سرچشمه می گرفت و رفرميسم دينی که منجر به انديشه جدايی دين از سياست شد را عنوان می کنند.

امروزه اغلب دولت‌های بزرگ جهان اهميت سکولاريسم و دموکراسی را پذيرفته‌اند. يک پيامد عملی سکولاريزاسيون، جدايی کليسا و دولت است – در حقيقت اين پيامد چنان يادآور سکولاريزاسيون است که اغلب اين دو را يک پديده می‌شمارند، و اغلب به جای «سکولاريزاسيون» از «جدايی کليسا و دولت» سخن می‌گويند. اما بايد در نظر داشت که سکولاريزاسيون فرآيندی است چندوجهی که در متن جامعه صورت می‌گيرد، درحالی که جدايی نهاد دين و دولت توصيف جنبه سياسی اين فرآيند است.

جدا شدن نهاد دين و دولت در طی سکولاريزاسيون بدين معناست که مؤسسات خاص سياسی – که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند- از سيطره مستقيم يا غير مستقيم دين رها می‌شوند. اين بدان معنا نيست که پس از سکولاريزاسيون نهادهای دينی ديگر نمی‌توانند در مورد مسائل عمومی و سياسی حرفی بزنند، بلکه بدين معناست که ديدگاه‌های نهادهای دينی ديگر نبايد بر جامعه تحميل شوند، و يا مبنای سياست‌گذاری‌های عمومی قرار گيرند. در عمل، دولت بايد تا حد امکان نسبت به عقايد گوناگون و متفاوت دينی بی‌طرف بماند؛ نه مانع آنها باشد و نه مجری خواسته‌هايشان.

سکولاريسم شيوه و قانون زيستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شده‌است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و يا خرافی را ناکافی يا غيرقابل اطمينان و يا غيرقابل باور يافته‌اند.
اصول آن عبارت است از:
۱/ بهبود وضعيت زندگی با توجه به مفاهيم مادی زندگی
۲/ دانش تنها وسيله در دسترس انسان است .
۳/ خير در نيکی کردن است. چه خير جهان ديگر درکار باشد و چه نباشد.
۴/ نيکی کردن در اين جهان، و پی‌جويی اين نيکی، خير است.(۱)توجه به آنچه در بالا آمد حداقل تعريفی قابل قبول از چيزی ارائه می دهد که نوباوگان سياسی آن را به دلخواه خود تعريف کرده ، بر مبنای تعاريف خودساخته به نقد مخالفانه يا مدافعانه از آن می پردازند.

اما موضوعی که در اين ميان جای توجه بسيار دارد آن است که برخی، از ميان تعاريف بی منزلت خويش به اين نتيجه می رسند که هرکس و به واسطه هر دليلی و معياری با ايجاد حکومت دينی مخالفتی ورزيد خود بخود در فهرست سکولاريستها ثبت نام کرده است ، حال آنکه بايد دقت شود که بدون در نظر گرفتن وجوهات مختلف مسئله ، ارائه چنين نظرهايی، گاهی انسان را وامی دارد تا در منطق و خرد گوينده ترديد نمايد.برای روشن تر شدن منظور، به مثال ذيل توجه بفرمائيد:معصوم (ع) در مطبخ منزل بودند که يکی از اصحاب بر ايشان وارد شده و با اشاره و تاکيد بر تعداد کثيرشاگردان و مريدان حضرت را مورد سئوال قرار می دهند که چرا به تشکيل حکومت دينی اقدام نمی فرمايند؟

ايشان در پاسخ به آن شخص امر می کنند که بدون درنگ وارد تنوری شود که از قضا سرخ و برافروخته بود.آن باصطلاح مريد با ديده ترديد در حضرت نگريسته و عرض می کند که ورودش به تنور گداخته به معنای سوختن و نابود شدن او است و سخنانی از اين دست را به هم می بافد تا بخيال خام خود از چنين مهلکه ای جان سالم بدر ببرد.

در همين حين شاگردی از اصحاب راستين حضرت به آنها می پيوندد .در لحظه ورود معصوم (ع) همان امر را خطاب به وی می فرمايند و او بی درنگ و بدون کوچکترين ترديد در تنور را باز کرده وارد آن می شوند.در حاليکه آن مدعی مات و متحير مانده بود و پيش خود حالات آن مريد را در حال سوختن و نابود شدن مجسم می کرد ،حضرت توضيح می دهند که برای تشکيل حکومت دينی به چنين مردانی نياز است و سوای آن ، جامعه نيز می بايست به آمادگی لازم جهت درک حکومت دينی برسد و اين امر در زمان قائم آل يس محقق خواهد شد . سپس به آن مريد واقعی امر می فرمايند از تنور گدازانی که بر وی سرد و مطبوع شده بود در کمال صحت و سلامت خارج شود.

نمونه ديگر برای عدم پذيرفتن تشکيل حکومت دينی را در خاطرات حضرت آيت الله العظمی منتظری (ره)می خوانيم که چنين اتفاقی را از قول يکی از مراجع عظام نقل می نمايند.با کمی دقت متوجه می شويم در چارت وهم آلوده کسانيکه به سادگی هر مخالفت با ايجاد حکومت دينی را اعتقاد به سکولاريسم تعريف می کنند، مرجع تقليدی جهانی که هيچ ، العياذ بالله معصوم (ع) نيز در زمره معتقدان به سکولاريسم قرار می گيرند که همين دليل بخودی خود بيسوادی يا کم سوادی اين نوباوگان سياسی را در عرصه علوم سياسی به اثبات می رساند.و البته اين نمی تواند الزاما تنها علت موجود برای عدم تشکيل حکومت های دينی باشد و ما فقط به نمونه ای برای اثبات سخن بسنده نموديم.اما چقدر ناپسند است که اين روزها هرکسی را با هر سطح معلوماتی پشت تريبون ها می نشانند و تمجيدهای ناسزا را به او نسبت می دهند چنان که گويی مخاطب با علامه دهر مواجه است و بايد دقت کند تا مبادا کلامی را از دست بدهد .

با ديدن چنين صحنه هايی انسان به ياد روباهی می افتد که يال و کوپال شيری را ربوده و تلاش می کند تا با زوزه های ضعيف خود نعره های شير را تقليد نمايد. و چه ناپسندتر که با اين کار برخی باعث می شوند تا خواسته يا ناخواسته حتی بزرگان دين خدا در معرض توهين و بی حرمتی واقع شوند همانگونه که در مثال فوق ديديم که برخی از روی جهالت و بيسوادی معصوم (ع) را سکولاريست معرفی می نمايند.

مهرداد نصرتی (مهرشاعر)


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016