سياست و ژورناليسم دست در دست هم، الاهه بقراط، کيهان لندن
"افشاگری" دانشجويان خط امام نهايتأ عليه جريانی که در آن زمان به "ليبرال" مشهور شده بود و به سود تثبيت نيروهای ارتجاعی در قدرت تمام شد و در ادامه با نابودی بسياری از دولتمردان خود جمهوری اسلامی در بمبگذاریهايی که هنوز حقايق آنها پس پرده مانده است، و سپس با سرکوب و حذف نيروهای ميانه و چپگرای مدافع خط امام که گلوی خود را برای آن "افشاگریها" پاره میکردند به تسلط بیچون و چرای حکومت ولايت فقيه انجاميد. "افشاگری" ويکیليکس نيز در خدمت چيزی فراتر از "شفافيت" قرار دارد حتا اگر، به فرض، گردانندگاناش از آن بیخبر باشند
کيهان لندن ۹ دسامبر ۲۰۱۰
www.alefbe.com
www.kayhanlondon.com
فکر میکنيد «ويکی ليکس» چه «سند» مهمی را افشا کرده يا خواهد کرد که هيچ کس از آن خبر نداشته و يا دست کم حدس نزده باشد؟ اصلا مخاطبان «ويکی ليکس» چه کسانی هستند؟ آن توده مردمی که اين «افشاگری» ظاهرا با هدف خدمت به آنها انجام میگيرد؟ يا حکومتها و سياستمداران و در کنار آنها رسانهها و ژورناليستها، مخاطبان اين افشاگری هستند؟ آيا اساسا انتشار اين «اسناد» با هدف دستيابی به مخاطبان معينی صورت میگيرد؟ من معتقدم مرز بين سياست و ژورناليسم را بايد همواره حفظ کرد وگرنه نه سياست، بلکه ژورناليسم به عکس برگردان آن تبديل خواهد شد.
دانشجوی خط امام يا...؟
ژوليان اسانژ يک استراليايی ۳۹ ساله با همکاری چند کارشناس ديگر در سال ۲۰۰۶ پلاتفرمی را در اينترنت میگشايند که هدفاش افشای اسناد سرّی و مخفی دولتها و نهادهای بينا لمللی است. اينکه بدون داشتن افرادی در دولتها و نهادهای بينالمللی چگونه میتوان به اين نوع اسناد دست يافت، بماند. هدف ويکی ليکس «شفافيت تمام عيار» است. اينکه اساسا چنين شفافيتی (اگر واقعا شفافيت باشد) «خوب» است يا «بد» و به سود چه کسانی تمام خواهد شد هم بماند.
نام «ويکی ليکس» نيز از همين هدف «شفافيت» سرچشمه میگيرد. «ويکی» به زبان هاوايی به معنای «تند» و «سريع» است و در اينترنت برای سايتهايی به کار میرود که نه تنها مورد استفاده کاربران قرار میگيرند، بلکه میتوانند توسط آنها تغيير داده شوند مانند «ويکی پديا» دانشنامهای که هر کسی میتواند درباره هر موضوعی در آن بنويسد و اتفاقا از همين رو بايد با اطلاعات منتشر شده در آن با احتياط برخورد کرد. به اين ترتيب «ويکی ليکس» يعنی «افشاگری سريع» و گفته میشود بر خلاف سايتهای ديگر، ويژگیاش در اين است که نمیتوان نام و نشانی و ای ميل گردانندگان و کاربرانش را از طريق فعاليت اينترنتی آنها کشف کرد.
ولی واقعا «ويکی ليکس» چه «اسنادی» منتشر کرده که کسی مطلقا به فکرش نمیرسيد؟ به ياد میآوريد آن روزهايی را که خيابان تخت جمشيد در برابر سفارت آمريکا زير پای عابران از شعار «دانشجوی خط امام، افشا کن! افشا کن!» به لرزه در میآمد؟ واقعا آن دانشجويان که روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در يک حرکت ماجراجويانه و بر خلاف قوانين و عرف بينالمللی و با تأييد بنيانگذار جمهوری اسلامی از ديوار سفارت ايالات متحده آمريکا بالا رفته و به ادعای خودشان با چسباندن بقايا و بريدههای اسنادی که به دست آنها افتاده بود، نزديک به ده هزار صفحه «سند» منتشر کردند، چه مطلبی را «افشا» کردند که کسی فکرش را هم نمیکرد؟ آن «اسناد» که چه آن زمان و چه هنوز هم، چه بسا با دستکاریهايی که کسی ديگر حوصله پيگيری آنها را ندارد، در مجموعههای چندين جلدی منتشر میشوند، چه رازهايی را «افشا» کردند که به سود آن مردمی شد که گلوی خود را برای آن «افشاگری» پاره میکردند؟ کدام اسناد «افشا» شد که به سود آزادی و عدالت، به سود افراد و احزاب و گروههايی گشت که با تمام وجود از اشغال سفارت آمريکا و دانشجويان خط امام دفاع نموده و «خط امام» را تئوريزه میکردند؟
آن افشاگریها که بيشترين بخش آن درباره ارزيابیها و گفتگوها و گزارشهايی بود که در همه دولتها و سفارتها معمول است نهايتا عليه جريانی که در آن زمان به «ليبرال» مشهور شده بود و به سود تثبيت نيروهای ارتجاعی در قدرت مورد استفاده قرار گرفت و در ادامه با نابودی بسياری از دولتمردان خود جمهوری اسلامی در بمبگذاریهايی که هنوز حقايق آنها پس پرده مانده است، و سپس با سرکوب و حذف نيروهای ميانه و چپگرای مدافع خط امام به تسلط بی چون و چرای حکومت ولايت فقيه انجاميد.
فکر میکنيد اگر امروز کسانی از ديوار سفارتخانههای خود جمهوری اسلامی در کشورهای ديگر بالا روند، به چه اسنادی دست خواهند يافت؟ اگر «ويکی ليکس» روزنهای به کامپيوترهای جمهوری اسلامی بگشايد، چه چيزی برای افشا خواهد داشت که کسی از آن، کمی تا قسمتی، با خبر نباشد؟
اسرار آشکار ِ جنگ
امروز «ويکی ليکس» از ديوار سفارت بالا نمیرود بلکه از طريق اينترنت، همان اختراعی که ارتش آمريکا در اختيار جهان گذاشت، به اسناد «سرّی» (که بدون همکاری از درون دولتها و نهادها ممکن نيست) دستبرد میزند. به نظر من، برانگيختگی سياستمداران کشورهای قدرتمند، از جمله آمريکا نه در اسرار آشکاری که منتشر شده، بلکه در همگامی با فضايی است که رسانهها با پيگيری دنبال کرده و به آن دامن میزنند.
آيا آنچه سياستمداران و دولتمردان به دور از دوربينها و ميکروفونها با يکديگر میگويند، راز سر پوشيدهای است که کسی از آن خبر نداشته باشد؟! آيا سياستهای جاری و عملی هر دولت در هر کشوری بسياری از آنچه را که «افشا» شده است، خود پيشاپيش افشا نمیکند؟ به چند «سند» ويکی ليکس نگاهی بيندازيم:
۱- ويکی ليکس میگويد خوزه گونزالس، دادستان اسپانيايی، به مقامهای آمريکايی گفته است: روسيه يک دولت مافيايی است و نمیتوان بين فعاليتهای حکومت و باندهای سازمان يافته تبهکار تفاوتی قائل شد و سازمانهای امنيتی روسيه به جنايت سازمانيافته دست میزنند و برخی از احزاب سياسی در روسيه دست در دست باندهای جنايتکار اقدام به تبهکاری میکنند و حتا حزب ليبرال دمکرات از سوی کا گ ب که بعدا به سرويس اطلاعاتی خارجی روسيه تبديل شد، تأسيس شده و چند تبهکار عمده روس در آن عضو هستند. او به نقش روسيه در قاچاق اسلحه به ايران و فروش سلاح به کردهای ترکيه نيز اشاره میکند. ۲- سرويسهای اطلاعاتی کوبا به هوگو چاوز رييس جمهوری ونزوئلا مشاوره میدهند. يهوديان ونزوئلا از رفتار تبعيضآميز حکومتشان ناراضی هستند. آمريکا نگران «گرم گرفتن» ونزوئلا با ايران است. ۳- در يک «پيام سرّی» از ريچارد جونز، سفير پيشين آمريکا در اسراييل، از قول معير داگان، رييس موساد، نقل شده برای «حل و فصل» برنامه اتمی ايران هنوز وقت هست ولی «خطر آشکار است». رييس موساد خواهان بهره برداری از نارضايتی اقليتهای قومی در ايران برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و "تحريک به تغيير رژيم" شده بود. ۴- چند کشور عربی خواهان حمله آمريکا به ايران شدند. ۵- آمريکا درباره سيلويو برلوسکونی گفته است که «نالايق و بی مسئوليت» است. ۶- سفارت آمريکا در عراق صدور رواديد برای ايرانيان را زير نظر دارد. ۷- ملک عبدالله درباره آصف علی زرداری، رييس جمهوری پاکستان گفته است: «سر کشور که گنديده باشد کل بدن هم میگندد». ۸- يک تاجر غيرايرانی از يکی از تماسهای خود شنيده که رفسنجانی به آن «تماس» گفته خامنهای سرطان خون پيشرفته دارد. ۹- هلال احمر ايران در جنگ سال ۲۰۰۶ بين حزبالله لبنان و اسراييل در آمبولانسها و هواپيماهای پزشکی خود اسلحه و موشک قاچاق میکرده است. ۱۰- برادر کرزای قاچاقچی مواد مخدر است. ۱۱- قذافی بدون پرستار «شهوتانگيز اوکراينی» خود سفر نمیکند. ۱۲- اردوغان از اسراييل متنفر است.
راستش را بگوييد، به غير از «پرستار شهوتانگيز» قذافی، از کدام محتوای اين «اسناد» بیخبر بوديد؟! چه بسا رنگيننامهها پيش از اين در باره آن پرستار هم نوشته باشند! واقعا آيا موردی در اين نمونهها وجود دارد که کسی ندانسته باشد؟! اين «افشاگری سريع» چه هدفی را دنبال میکند؟ انتشار اين اسناد بر کدام ظرفيت و آگاهی «تودههای مردم» میافزايد؟ و کدام محدوديت را برای بازيگران سياست جهانی به وجود میآورد؟! در هر دو مورد، به نظر من هيچ! حکومتها؟ همه همان گونه که تا کنون عمل میکردهاند، به گفتگو و ارزيابی و گزارش و تأييد و تکذيبهای خود ادامه خواهند داد، با اين تفاوت که «ويکی ليکس» هم بر آن افزوده شده است. راه ديگری ممکن نيست! هيچ حکومتی به خاطر اين «افشاگری» در شيوه خود تغيير نمیدهد بلکه اگر اين افشاگری را خطرناک تشخيص دهد، تلاش میکند آن را ناکار سازد. «تودههای مردم»؟ دور و بر خودتان از مردم عادی (يعنی بيشترين جمعيت جهان) بپرسيد چند نفر اصلا نام «ويکی ليکس» را شنيدهاند! و برای چند نفر اهميت دارد که يک رژيمی به نام جمهوری اسلامی در کشوری به نام لبنان، موشک و سلاح قاچاق میکرده است. همان «پرستار شهوتانگيز» برايشان جالبتر است.
خير، نه حکومتها و نه توده مردم هيچ کدام مخاطب ويکی ليکس نيستند. «اسناد» ويکی ليکس منتشر میشوند بدون آنکه اساسا مخاطبی داشته باشند. ويکی ليکس زاييده شرايط سياسی و اقتصادی کنونی است برای شکل دادن به شرايطی ديگر که باردار سالهای آينده است. سالهايی که رسانهها و ژورناليسم، از جمله در جوامع بسته و کشورهای استبدادی، دست در دست سياست، مضمون و محتوای آن را رقم میزنند. و من به هر سو مینگرم، از جمله همين اسرار آشکارِ وکی ليکس، چارهای جز اين نمیيابم که تکرار کنم: يک جنگ در گلوی جهان گير کرده است.