یکشنبه 3 اردیبهشت 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

پیامبر بی معجزه ، پدر بی ابهت و جام زهر هسته ای، مجتبی واحدی

Mojtaba-Vahedi5.gif
در دهه اول انقلاب، میزان «عقب نشینی ها»‌ ی بین المللی جمهوری اسلامی در مقایسه با «شعارهای پرطمطراق » سران حکومت ، نسبت رسوا کننده ای نداشت ... هرچه از سالهای نخستین انقلاب گذشت هم بر حجم شعارهای بی پشتوانه و هزینه ساز سران حکومت افزوده شد و هم عقب نشینی های همراه با زبونی آنها ، رسوایی های بیشتری برای آنها به وجود آورد.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


ویژه خبرنامه گویا

درشت گویی های بی حساب و عقب نشینی های زبونانه، اکنون به یکی از شاخصه های علنی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. البته در تمام سالهای سه دهه اخیر، رگه هایی از این  شاخصه در رفتار بین المللی جمهوری اسلامی قابل مشاهده بود. مثلا در جریان گروگان گیری کارمندان سفارت امریکا در تهران ، پس از حدود یک سال شعارهای دهان پُرکن حکومتی ، واسطه های اعزامی دولت ایران تلاش کردند با تیم انتخاباتی « رونالد  ریگان »  رقیب کارتر وارد مذاکره شوند و با دریافت امتیازاتی از جمهوری خواهان ، گروگانها را آزاد کنند. در آن زمان   با توجه به ضربه سنگینی که موضوع گروگانگیری  به کارتر وارد کرده ، احتمال انتخاب ریگان   به ریاست جمهوری امریکا بیش از کارتر بود . اما ریگان و هم حزبی های او ،  پیشنهاد نمایندگان ایران  را چندان جدی نگرفتند و نهایتا در قبال قرار داد الجزایر  ‪ که امتیاز قابل توجهی نصیب ایران نمی کرد گروگانهای امریکایی آزاد شدند .

 در جریان جنگ با عراق هم ، وضعیت مشابهی برای ایران به وجود آمد . تا زمانی که برخی کشورها ، حد اقل به صورت ظاهری حاضر به اعطای امتیازاتی به ایران بودن سران حکومت بر تداوم جنگ تأکید  می کردند . در آن دوره ، بسیاری از قدرت های جهانی به این واقعیت پی برده بودند که ایرانیان به صورت تقریبا یکپارچه ، در کنار حکومت ایران ایستاده اند و لذا شکست دادن ایران را بعید می دانستند . اما به تدریج ، جنگ به حالت فرسایشی در آمد  وبسیاری از ایرانیان ، از طولانی شدن آن به ستوه آمدند تا جای که در آخرین فراخوان حکومت برای اعزام « صد هزار نفری » به جبهه که در بهار شصت وهفت صورت گرفت تعداد ثبت نام کنندگان برای اعزام به جبهه ، حتی یک دهم  آمار مورد انتظار حکومت نبود .

وضعیت اقتصادی کشور هم در شرایط بسیار نامساعدی بود  . در آن زمان ، قدرت های خارجی به خوبی فهمیدند که  ادامه جنگ ، از پشتیباین مردمی برخوردار نیست . در آن شرایط  پذیرش آتش بس ، نه یک انتخاب بلکه یک الزام برای سران حکومت ایران بود .لذا  دیگر نه از «‌تعارف » برای تأمین خسارت های جنگ ، خبری بود و نه از فشار بر مجامع بین المللی برای زمین خسارت های ایران از طریق در آمد های نفتی عراق ( همان کاری که تنها دو سال بعد ، سازمان ملل وشورای امنیت برای تأمین خسارات حمله عراق به کویت انجام دادند ) نمونه های دیگری  نیز از سالهای  پس از انقلاب  می توان ارائه نمود که همه آنها مصادیقی از درشت گویی های شعارگونه   دولتمردان ایرانی در داخل و برخورد همراه با عقب نشینی آنان  در مواجهه با دولت های خارجی است ‬. 

در عین حال با نگاهی به سه دهه گذشته ، به راحتی می توان  گفت   در دهه اول انقلاب ،  میزان  « عقب نشینی ها »‌ ی  بین المللی جمهوری اسلامی در مقایسه با  « شعارهای پرطمطراق » سران حکومت ، نسبت رسوا کننده ای نداشت که   ناشی از دو عامل بود : نخست آنکه  بنیانگزار جمهوری اسلامی در مقایسه با  جانشین خود ، از شجاعت  بیشتری برخوردار بود  و دوم آنکه پشتوانه مردمی   او نسبت به میزان محبوبیت  آقای خامنه ای در حدی بسیار بالاتر قرار داشت .  به هرحال ، هرچه از سالهای نخستین انقلاب  گذشت  هم بر حجم شعارهای بی پشتوانه و هزینه ساز سران حکومت افزوده شد و هم عقب نشینی های همراه با زبونی آنها ، رسوایی های بیشتری برای آنها به وجود آورد که اوج این « شعار پراکنی » و « عقب نشینی » را در جریان مذاکرات هسته ای می توان مشاهده نمود . بنادارم در فرصتی مناسب ، گزارش کاملی از این رفتار پرهزینه و بی فایده جمهوری اسلامی  ارائه نمایم اما در این مقاله ،  تنها رفتار اخیر سران نظام  در خصوص محل مذاکرات با گروه ۱+۵  از جمله  تعامل  دولت جمهوری اسلامی با ترکیه   مورد بررسی قرار می گیرد . 

از چند ماه قبل  و پس از جدی شدن احتمال تحریم نفت ایران ، سران نظام با کاهش شعارهای جنگ جویانه ، آمادگی  خود رابرای ادامه مذاکرات هسته ای اعلام  وپیش قدم شدن  برای آغاز مذاکرات  را از طریق نامه ای که سعید  جلیلی برای کاترین اشتون نوشت  علنی نمودند . این در حالی بود که تا چند وقت پیش از آن ، سران جمهوری اسلامی با تأکید بر «   بی تأثیر بودن تحریم ها » اعلام می کردند که حاضر به هیچگونه کوتاه آمدن در موضوع هسته ای نیستند . جدی شدن آمادگی جمهوری اسلامی برای از سرگیری مذاکراتی که حدود پانزده ماه به حالت تعلیق در آمد با عزم  جامعه جهانی برای مقابله با تنها متحد استراتژیک  جمهوری اسلامی ، هم زمان شد  که در این ماجرا ، میزبان قبلی مذاکرات هسته ای ـ ترکیه ـ  در جبهه مقابل ایران ایستاده بود . اما سران نظام که خطر را در کنار گوش خود احساس می کردند چشم و گوش خود را بر موضع گیری علنی رهبران ترکیه در برابر « بشار اسد » بستند و از برگزاری دور جدید مذاکرات در استانبول ، استقبال نمودند . نخست وزیر  هوشمند ترکیه هم  فرصت را غنیمت شمرد و به ایران آمد تا امتیازگیری از ایران را تکمیل نماید . او که به خوبی می دانست  هیچیک ازمقامات سیاسی ایران ،  به صورت مستقل  ، حق تصمیم گیری و حتی اظهار نظر ندارند به مشهد رفت تا  مستقیما با تنها تصمیم گیر  نظام  جمهوری اسلامی ، سخن بگوید .  رهبر جمهوری اسلامی  تصور می کرد  اردوغان برای  افزایش امتیازگیری های اقتصادی  از ایران و نیز حفظ جایگاه  ترکیه به عنوان « نقش آفرین جدید در تحولات منطقه ای و جهانی » به چراغ سبز    اقای خامنه ای نیازمند است  . لذا با قاطعیت تمام از دیکتاتور سوریه حمایت کرد تا شاید بتواند موضع اردوغان در خصوص لزوم برکناری بشار اسد را تعدیل نماید  . در آن زمان ، رسانه های ایران ،  پاسخ اردوغان به اظهارات رهبررا منعکس نکردند اما  تنها سه روز بعد  نخست وزیر ترکیه ، میزبان نمایندگان هفتاد کشور شد که برای  یافتن راههایی به منظور خلاصی مردم سوریه از دیکتاتوردمشق  ، در استانبول گرد آمده بودند. در ان زمان ، برخی رسانه های داخلی ایران ، که در مجیز گویی نسبت به رهبر با یکدیگر مسابقه دارند حملاتی را متوجه نخست وزیر ترکیه کردند و تغییر محل مذاکرات هسته ای را خواستار شدند . دبیر کم خرد و بی اراده مجمع تشخیص مصلحت نظام هم برای آنکه سرسپردگی خود به رهبری را آشکار سازد  برگزاری  گفتگوی ایران با گروه ۱+۵ در « بغداد »‌ یا « دمشق »را پیشنهاد نمود ! در یک دوره دو سه روزه ، رسانه های حکومتی ایران به محلی برای جولان  کسانی  تبدیل شد که به چیزی جز  « خوش آمد رهبر» نمی اندیشند اما آنها از این نکته غافل بودند  که رهبر در حال فراهم کردن مقدمات برای   « نوشیدن جام زهر » است و به هیچوجه حاضر نیست فرصت مذاکرات هسته ای را ازدست بدهد . ازسوی دیگر ، تغییر محل مذاکرات ، می توانست بهانه ای به دست گروه ۱+۵ بدهد تا باردیگر گفتگوها را به تعویق بیندازند .

  این نکته ای بود که رجب طیب اردوغان به خوبی از آن آگاهی داشت لذا در یکی از شدید ترین موضعگیری های خود علیه نظام جمهوری اسلامی ، آنان را به « بی صداقتی » متهم کرد و گفت « کاری که آنها می کنند سیاست ورزی نیست بلکه نام دیگری دارد که جای ذکر آن نیست !» همین موضعگیری  کافی بود تا همان رسانه های مجیز گوی رهبر ، پرده ای کاملا متفاوت از نمایش های تبلیغاتی خود را آماده اجرا نمایند . انها  که با گذشت   تنها چند روز از « درشت گویی » های رایج و متملقانه ، خود و رهبرشان را در استیصالی جدید مشاهده می کردند به ناگاه همه  تندخویی ها علیه نخست وزیر مقتدر ترکیه  را به کناری نهادند . اما با کنار گذاشتن  « درشت گویی » ها و، تسلیم در برابر « تهدید » نخست وزیر ترکیه ،  پرسشی بزرگ   در برابر کسانی قرار می گرفت که تا ساعاتی قبل ، شاهد فحاشی ها  علیه  اردوغان و  پافشاری های رسانه های حکومتی  بر « لزوم  خودداری از مذاکره در استانبول »  بودند . لذا  به ناگاه روایاتی « خنده آور » و بعضا « تهوع آفرین »‌از جریان دیدار اردوغان با سید علی خامنه ای  در همان رسانه هایی منتشر شد که طی  روزهای پیش از آن ، نخست وزیر ترکیه را عامل صهیونست ها می خواندند و به خاطر  برگزاری کنفرانس مخالفان بشار اسد در استانبول ، خواهان  کاهش روابط جمهوری اسلامی با ترکیه شده  بودند ! در پرده جدید از نمایش ناشیانه  ، ابتدا اعلام کردند که « دختر و همسر اردوغان ، در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی   به مدت طولانی می گریستند  و این گریه ، هیئت همراه اردوغان را تحت تأثیر قرار داد » .اندکی بعد ، یکی دیگر از سایت ها مدعی شد: اردوغان در دیدار با خامنه ای ، خطاب  به او گفته است  «من به عنوان یک مسئول کشور در خدمت شما نیامده ام بلکه به عنوان مریدی به خدمت مرادم آمده ام» پس از آن هم با عقب نشینی از ادعای « گریه جانسوز دختر وهمسر اردوغان »‌ادعا کردند که «همسر و دختر آقای اردوغان در این دیدار خطاب به رهبر معظم انقلاب بیان کردند که شما ما را به یاد پیامبر گرامی اسلام می اندازید.»این ادعاها در الی مطرح شد که نه  معجزه پیامبری که دختر و همسر اردوغان به خاطر دیدن او اشک ریخته بودند توانست کوچکترین اثری بر نخست وزیر ترکیه بگذارد و نه دیدار « مریدِ ترکیه ای » با «‌مرادِ ایرانی تبار وایران ستیز » توانست کوچکترین تأثیری بر دیدگاه اردوغان بگذارد . به طوری که تنها چند روز  پس از ترک ایران  توسط نخست وزیر ترکیه  ، او در در داخل کشور خودش میزبان  نمایندگان هفتاد کشور شد که  خواهان سرنگونی دیکتاتور سوریه هستند و رهبر جمهوری اسلامی ، آنها را عوامل امریکا و اسرائیل می نامد .  اردوغان در نشست  موسوم به دوستان سوریه ، بدون توجه به  « حنجره دریدن های وقیحانه خامنه ای در دفاع از بشار اسد »‌بر لزوم سرنگونی دیکتاتور خونخوار سوریه تأکید کرد  تا نشان دهد همه ادعاهای رسانه های ایران در مورد پیامبر قلابی و تأثیر او بر نخست وزیر ترکیه و خانواده اش ، دروغی است بزرگ که تنها با هدف جبران حقارت جمهوری اسلامی در « پذیرش مذاکره در استانبول »‌ ساخته وپرداخته شده است . اما مجیز گویان رهبر باز هم از دروغ پردازی های مشمئز کننده خود ، دست بر نداشتند و این بار دروغی بزرگ ساختند که به قول عوام الناس « حتی مرغ پخته را به خنده وا می دارد » . آنها مدعی شدند در پایان دیدار اردوغان و هیئت همراه با رهبر جمهوری اسلامی ، یکی از مشاوران اردوغان ، خواهان دریافت هدیه ای از خامنه ای شده واو هم یک عدد « مهر نماز » تقدیم اقای مشاور نموده است . نکته جالب این که در متن خبر ، بر « اهل سنت  » بودن مشاور تأکید شده اما در عین حال از قول او گفته اند  که «وصیت می کند این هدیه به همراه وی در سفر آخرتش گذاشته شود تا از رحمت و مغفرت الهی برخوردارشود» . کسانی  که با دیدگاههای اهل سنت آشنا هستند می دانند  آنها  سجده برمُهر  را نوعی بدعت در دین واستفاده از آن را حرام می شمارند . اما ماشین دروغ پردازی جمهوری اسلامی  که قبل از آن ، رهبر نظام  را  «‌مراد نخست وزیر ترکیه » و « یاد آور پیامبر » برای همسر و فرزند اردوغان معرفی کرده بودند می توانستند این دروغ جدید را هم  منتشر کنند تا قدری از حقارت رهبر خویش و عوامل او بکاهند .

هم زمان با این دروغ های تبلیغاتی ، بخش دیگری از حکومت ، مشغول انتشار اخبار غیر واقعی در مورد روند مذاکرات هسته ای بود . ادعاهای پرطمطراق در خصوص همترازی جمهوری اسلامی با گروه ۱+۵ در جریان مذاکرات استانبول در حالی مطرح می شد که قبل از آغاز مذاکرات ، علی اکبر صالحی وزیر خارجه دولت احمدی نژاد  اعلام کرد « مطمئن هستم  این دور از مذاکرات ، به نتایج مثبت منجر خواهد شد » . این سخن صالحی نشان می داد که  جمهوری اسلامی و رهبر آن ، تصمیم خود برای نوشیدن جام زهر را گرفته اند و می دانند که قرار است هرچه قدرت های غربی می خواهند را به آنها بدهند تا بحران هسته ای ، بیش از این بر اقتصاد ورشکسته ایران ، فشار نیاورد و نظام جمهوری اسلامی را  در بحرانی  عمیق  تر از انچه اکنون در آن قرار دارد  فرو نبرد . صالحی ، پس از مذاکرات هم در گفتگویی با  شبکه جام جم ، با شعفی وصف ناشدنی ، به پیش بینی خود اشاره کرد و از مثبت بودن مذاکرات خبر داد در حالی که اظهارات خود او نشان می داد تنها دستاورد  نشست استانبول ، توافق بر سر برگزاری دور بعدی مذاکرات در بغداد بود . صالحی با اعتماد به نفسی که تنها مختص کارگزاران جمهوری اسلامی است از  «‌دست بالای جمهوری اسلامی » در مذاکرات استانبول سخن می گفت در حالی که همان گفتگوی تلویزیونی نشان می داد او از محتوای مذاکرات و جزئیات آن بی خبر است . مثلا وقتی که خبر نگار از او پرسید « چرا آقای جلیلی به درخواست هیئت امریکایی برای گفتگوی دو جانبه ، پاسخ نداده است »‌اظهار داشت: « نشست استانبول ، برای مذاکره ایران با گروه ۱+۵ بوده نه دیدار های دو جانبه ». او سپس در پاسخ به خبرنگار که از او می پرسید «‌پس چرا آقای جلیلی با برخی اعضای هیئت های دیگر مستقر در استانبول به صورت دو جانبه ، گفتگو کرده است ؟»‌اظهار داشت : «بله فکر می کنم آقای جلیلی با یک یا دو هیئت دیگر ملاقات کرده که البته نمی دانم چین بوده یا کشور دیگر !!!»

روند پرادعایی  در داخل و عقب نشینی جمهوری اسلامی در خارج ، به همین جا هم ختم نشد . دو سه روز بعد از پایان مذاکرات استانبول ، رسانه های داخلی ایران به نقل از رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس اعلام کردند « شرط ایران برای ادامه مذاکرات در  نشست بغداد لغو تحریم هاست  »   این سخن ، با واکنش فوری اروپا وامریکا مواجه شد که « تحریم ها لغو نخواهد شد » و پاسخ جمهوری اسلامی هم از قبل معلوم بود که « در خواست لغو تحریم ها تا قبل از مذاکرات بغداد ، یک توصیه است نه شرط ایران برای انجام نشست بغداد!»

البته کسانی که وضعیت ترحم بر انگیز سران جمهوری اسلامی در داخل و خارج را می دانند از قبل هم می دانستند ادعاهایی که در خصوص « دست بالای  جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته ای » مطرح می شود دروغی بیش نیست زیرا  رهبر جمهوری اسلامی کسی است  که  رئیس جمهور دست ساز خودش ، او را «پدر » می خواند اما « ابهتی » برایش قائل نیست ، او همان فردی است  که رسانه های حکومت ، به دروغ او را برای نخست وزیر ترکیه و خانواده اش « شبیه پیامبر» می خوانند اما همان پیامبر  ادعایی، عاجز از هرگونه معجزه  در موضوع سوریه است  که برای رهبر  جمهوری اسلامی ، اهمیت حیاتی دارد . این رهبر بی کفایت ، به همه زیر دستان خود ثابت کرده آنچه بیش از هرچیز برایش اهمیت دارد شنیدن «‌مجیز »‌از « مزدوران»‌است . او با همین مجیز ها دلخوش است و در سایه « نشئگی » حاصل از « مجیز شنیدن ها» آماده است هرنوع امتیاز خارجی بدهد تا چند روزی بر عمر حکومت متزلزل وی افزوده شود . شاید هم برخی دست اندرکاران قراردادهای اقتصادی ، از همین لحظات نشئگی رهبر استقاده کرده و می کنند تا « ترکمانچای نفتی » را با چین امضا کنند و رضایت « روسیه »‌را در موضوع خزر جلب نمایند ونهایتا مقدمات لازم  را آماده سازند تا در سایه مجیز گویی های مزدوران حکومت ، رهبر جمهوری اسلامی « جام زهر در پرونده هسته ای » را بنوشد . برای آشکار شدن آخرین پرده ها در این نمایش ، زمان زیادی لازم نیست .


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016