دوشنبه 26 تیر 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

راه دشوار اپوزيسيون در گام نهادن به سوی اتحاد، مهدی رود

داستان بی انتهای اتحاد اپوزسيون موضوعی ست که بارها از سوی سياسيون و روشنفکران مورد بحث و چالش قرار گرفته , بسياری از نيروهای تاثير گذار در اين راه کوشيده اند . گذشته از پيشنهادهای نظری و تئوری , حتی راههای عملی را که می تواند گروهها و طيف های خارج نشين مخالف رژيم را گرد هم آورد را ارائه داده اند , اما بی هيچگونه اغراقی بايد گفت که اين تلاش ها تا کنون ره به جايی مشخصی نبرده است .

چند روز قبل به اين فکر می کردم که اگر شخصی غير ايرانی که به زبان فارسی هم مسلط باشد و دست بر قضا تمايلی به تحقيق و پيگيری ديدگاهها و عملکرد طيف های مخالف رژيم حاکم بر ايران در تقابل با يکديگر , از خود نشان بدهد و وارد اين عرصه شود , بی شک بعد از مدت کوتاهی به نتايجی شگرف دست پيدا خواهد کرد. حال اگر اين فرد در کشور خود با سيستمی بزرگ شده باشد که در آن جامعه, آزادی بيان و احترام به حقوق ديگران نهادينه و جزء جدايی ناپذير آن باشد, که ديگر نتيجه گيری او از جدال اپوزسيون ايرانی بر سر منيت ها و خود خواهی ها بيشتر و بيشتر خواهد شد .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اگر به گروهها و سازمان های سياسی مخالف رژيم که به خصوص در اين سالهای اخير با بهم پيوستن تنی چند از فعالين و کنشگران سياسی تشکيل و اعلام موجوديت کرده اند , بنگريم نيک در می يابيم که در متن اساسنامه تمامی اين تشکلها پيروی از اصل آزادی بيان و احترام به حقوق ديگران ( دو اصلی که در اعلاميه جهانی حقوق بشر گنجانده شده است ) به چشم می خورد اما در عمل آنجايی که کار به مناظره و تلاقی دو ديدگاه از دو طيف خاص می کشد , آنقدر اين جنگ ديدگاهها و نظريات بالا می گيرد که گاه هدف اصلی فراموش می شود . اين مدعا را می توان در شبکه های اجتماعی به وفور مشاهده کرد, اين سايتها و شبکه ها که اتفاقا می تواند ابزاری مناسب برای همگرايی و پل ارتباطی گروههای مختلف اپوزسيون گرد يک کانون منسجم باشد , بر عکس, تبديل به صحنه جنگ تمام عيار ديدگاه و مشاجره جريان های مختلف اپوزسيون گرديده است .

اين حقيقت که هيچ عنصری به مانند اتحاد عمل و يکدلی اپوزسيون خارج نشين نمی تواند برای ايادی جريان حاکم بر ايران , سنگين و دردسر ساز باشد, بر همگان مبرهن است . اما پرسش اينجاست که ما تا کجای اين راه پيش رفته ايم ؟ و اينکه اصولا می توان با اين رويکردی که اپوزسيون پيش گرفته است به يک اتحاد فراگير اميدوار بود؟

برای ريز شدن در اين مبحث مهم و حساسيت آن می توان به صحبتهای چندی پيش « رامين مهمانپرست » ( سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ) اشاره کرد که در نطقی گفته بود « گروههای اپوزسيون خارج از کشور حتی ۵ دقيقه هم نمی توانند با هم متحد شوند » پايان نقل قول , اين موضع مهمانپرست, خود نشان از آن دارد که هر چقدر شکاف بين طيف های مخالف بيشتر گردد, به همان اندازه حکومت به خواسته خود ( بهره گيری از اين واگرايی برای پيشبرد اهدافش ) نزديکتر می شود . لذا آنهايی که کمی منصفانه تر و از بيرون گود به ماجرا نظر می کنند و ادعای مهره رژيم ( رامين مهمانپرست ) را موشکافانه تر وارسی می کنند , به نقطه ای می رسند که در شرايط بهرنج کنونی راهی جز تاييد آن ندارند . به هر صورت نقطه شروع بازسازی اين کانون در هم ريخته ( اتحاد اپوزسيون ) اين است که ما بپذيريم راهی که در پيش گرفته ايم به ناکجا آباد می رسد و بيش از اين آب در هاونگ نکوبيم .

در اينجا مايلم موضوع را بيشتر باز کنم , از همين رو سعی ميکنم با مثالی ساده, تصويری روشن از اين راه تاريک را نمايان کنم, بياييد در يک تشابه هر يک از گروهها و طيف های اپوزسيون را يک تيم فوتبال در نظر بگيريم و فرض کنيم اين تيم در رويدادی حساس مقابل تيمی سختکوش قرار گرفته که در پايان مسابقه, به ناچار بايد يکی از اين دو تيم از گردونه رقابت حذف شود, پس همين جا مشخص است که احتمال دارد اين رويداد تا پايان وقت عادی و اضافه مساوی شود و کار به ضربات پنالتی بشکد , اکنون با همه اين پيش فرضها در نظر بگيريد که با شروع اين رقابت حساس به نگاه مربی تيم مورد نظر ما در دقيقه ۱۰ بازی, دست به تعويض بزند و بازيکنی را که در ضربه پنالتی قهار است و همزمان گلر ذخيره ای را که از نظر او شايسته است هنگام پنالتی از دروازه حفاظت کند را وارد ميدان کند . اين ريسک مربی تنها در يک صورت می تواند به نفع تيم تمام شود و آنکه در نهايت بازی به پنالتی کشيده شود . اما از جهات بسياری اين عجله در اتخاذ روش و مهم تر از آن بی توجهی به قائده بازی و شرايط در دقايق پيش رو از يک سو و خطرات اين رويکرد غير منطقی از سوی ديگر , می تواند برای تيم گران تمام شود و چه بسا زمينه های شکست تيم را فراهم کند اما بدتر از باخت , تبعات آن, هم خود بازيکنان را در ادامه راه خسته و بی انگيزه می کند و هم هواداران را نااميد و دلسرد , با تشريح اين مثال می توان از منظری گروهها و جناح های اپوزيسون را به اين تيم تشبيح کرد, بی آنکه توجه به تاکتيک تيم مقابل داشته باشند , گاهی آنقدر غرق در مواضع و رويکردهای اشتباه خود می شوند که اصولا نه تنها هدف اصلی را گم می کنند بلکه فلسفه وجودی و کارکرد اپوزسيون را نيز يه دست فراموشی می سپارند , اينجاست که زمان هرچه پيش می رود بيشتر درجا می زنند .

آنچه که در يک نگاه کلی می توان دريافت اين است که گاهی جنگ بر سر نوع حکومت آينده در سپهر سياسی ايران , بين جناح های اپوزسيون آنقدر بالا می گيرد که ديگر اين جريانها نقش اصلی خود در مخالفت با رژيم کنونی را از دست می دهند و در واقع خود به نوعی اپوزسيون خود می شوند . از آنجايی که همواره به شخصه اعتقاد داشته ام که در شرايط کنونی هدف بايد اتحاد اين گروهها ( بر سر يک موضوع مشخص ) با يکديگر و برنامه ريزی و ايجاد پل ارتباطی با افراد و فعالين داخل ايران برای سازماندهی و هدايت آنها در راستای تضعيف و از ميان برداشتن رژيم حاکم باشد , اما شواهد امر نشان می دهد عده ای از فعالين و کنشگران سياسی در اين گيرو دار, نه تنها هنوز اندرخم کوچه « تعيين نوع حکومت آينده » می گردنند بلکه در اين راه از هيچ کوششی برای سرکوب عقيده و ترور شخصيت اشخاصی که با تفکر آنها مخالفند, دريغ نمی کنند .

اينجانب به عنوان فردی که هيچگاه طرفدار نوع حکومت پادشاهی, به هر شکل آن نبوده ام, اما حملات ادامه دار اين روزها به جناب رضا پهلوی را منصفانه نمی بينم, نه تنها بازخواست های غرض ورزنانه از آقای رضا پهلوی, بلکه هر شخص ديگری هم که به قصد همگرايی جناح ها و جريان های سياسی متکثر , پا به عرصه گذاشته , نتيجه ای جز خشنودی ايادی حکومت به همراه نخواهد داشت . چرا بايد اينگونه باشد ؟! آوردن تنها نام آقای رضا پهلوی در مطلبی که به نوعی از نظريات فراجناحی ايشان در مورد همبستگی دفاع شده باشد, کافی ست تا مخالفان ايشان نگارنده را در جايگاه هدف انتقادات و حملات خود قرار دهند! بايد توجه داشت قدم گذاشتن در اين راه و نمايش تصوير سياه از افراد تاثيرگذار, هيچ نتيجه ای در پی نخواهد داشت جز آرامش خاطر گردانندگان رژيم و سوژه آفرينی برای کيهان شريعتمداری, شور بختانه بايد گفت عده ای ناخودآگاه ( و شايد هم خودآگاه ) مروج اين تئوری شده اند که حاضرند در اين راه حکومت توتاليتر ولايت فقيه, سالها ادامه حيات داشته باشد, اما هيچگاه دست اتحاد به رضا پهلوی ندهند که خود جای بسی تاسف است . ( البته نکته ديگری هم قابل عرض است و نبايد بدون اشاره به آن رد شد اين است که در مقابل هواخواهان و طرفدارن جناب رضا پهلوی هم بهتر است در تقابل با مخالفان خود صحه صدر بيشتری از خود نشان بدهند به جای وارد شدن به جنگ رسانه ای با حمله کنندگان , آستانه تحمل خود را بالاببرند تا اين پيکار منجر به دستاوردی که پيشتر نيز به آن اشاره شد , منجر نشود)

در کلام آخر بايد گفت که اکثريت بدنه اجتماع داخل ايران بيش از آنکه به دنبال نتيجه نزاع سياسی و تقابل گروهها و نيروهای اپوزسيون خارج از کشور باشد, تحت تاثير شرايط دشوار اقتصادی امروز قرار دارد. از اين روی نجات خود را از اين مهلکه در گرو خلاص شدن از دست حکومت می داند, کارکرد اپوزسيون خارج از ايران تنها در يک صورت برای مردم اميد بخش خواهد بود و در صورت فراهم شدن شرايط می تواند حرکت مردمی و حتی نافرمانی های مدنی را سازماندهی کند , و آن اينکه اپوزسيون به يک همدلی و اتحاد واحد برسند , در غير اين صورت و با نمايش تصوير امروز اپوزسيون , حاصلی جز بی اعتمادی و بی اعتنايی مردم نخواهد .

مهدی رود


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016