چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

دومين سالگرد اعدام فرزاد کمانگر در گفت‌وگو با مهرداد کمانگر

خبرگزاری هرانا - فرزاد کمانگر معلم کاميارانی دو سال پيش در چنين روزی در زندان اوين به همراه دو هم پرونده ای خود فرهاد وکيلی و علی حيدريان و دو زندانی سياسی ديگر به نامهای شيرين علم هولی و مهدی اسلاميان به صورت مخفيانه اعدام شد، در دومين سالگرد اعدام مخفيانه فرزاد کمانگر، معلم کرد در زندان اوين خبرگزاری هرانا گفتگويی با برادر اين معلم انجام داده است.

متن اين گفتگو در پی می آيد:

آقای کمانگر دوسال پيش در چنين روزی پنج زندانی سياسی از جمله برادر شما فرزاد کمانگر در زندان اوين به صورت مخفيانه اعدام شدند، پس از اجرای حکم اعدام خانواده قربانيان از جمله شخص شما پيگيری هايی در مورد تحويل پيکر ايشان به خانواده ها انجام داديد آيا با گذشت دو سال گشايشی در روند اين پيگيری ها انجام شده است؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


نخير، به هيچ عنوان، شرايط کما فی السابق برقرار است و پيگيری اين موضوع به مانند روزهای نخست با مشکل مواجه است و حتی گذشت زمان نيز موجب گشايش نشده است و در حال حاضر هيچ مسئولی پاسخگو نيست و کسی نيز حاضر نيست خود را در اين مسئله وارد کند، خانواده قربانيان نيز به دليل اينکه مرجع يا منبعی وجود ندارد که بشود اين موضع را پيگيری کرد يا يک نشانه کوچکی از محل دفن از اين عزيزان بدست آورد؛ هم چنان بلاتکليف هستند.

شما به عنوان يکی از اعضای خانواده قربانيان ۱۹ ارديبهشت طی دوسال گذشته چه پيگيريهايی داشته ايد و به چه ارگانهايی مراجعه نموديد؟
در روزهای ابتدايی که من خودم آنجا حضور داشتم زندان اوين اولين جايی بود که ما مراجعه کرديم، قاعدتا بايد به اين شکل می بود، يعنی قسمت دادسرايی که در زندان اوين است ميبايست پاسخگوی ما می شد، آنها ما را به دادسرای تهران ارجاع دادند و ما به همراه وکيل پرونده آنجا رفتيم، آنها هيچ جوابی به ما ندادند، يکی از مسئولين اجرای احکام بنام «احمد پناهی» تلفنی با مراجع امنيتی که سراغ داشتند صحبت کردند، ايشان به ما گفتند که به هيچ عنوان اجساد را تحويل نخواهند داد.
سپس ما به مجلس رفتيم و با نماينده های مناطق کرد نشين صحبت کرديم تا کمک کنند تا اجساد را تحويل بگيريم، خوشبختانه استاندار کردستان هم بنظر اتفاقی در آنجا بود را ملاقات کرديم، ولی نه نماينده ها و نه استاندار جواب روشنی ندادند و ما را مامورين امنيتی با برخورد زننده ای از مجلس بيرون کردند.
پس از آن مجددا به استانداری و اداره اطلاعات مراجعه نموديم. در ضمن وکلا نيز در تهران مراجعات فراوانی به دفترپيگيری و دادسرا داشتند، ولی هيچ کدام مثمر ثمر نبود و در آخر هيج اثر و نشانه ای از محل اجساد پيدا نکرديم.
هم چنين در ادامه اين پيگيری ها در پاريس با احمد شهيد گزارشگر ويژه سازمان ملل در امور ايران ملاقات داشتم و توانستيم در خصوص نقض حقوق در پرسه رسيدگی به پرونده شهيد فرزاد از زمان بازداشت تا مرحله ای که حکم اجرا شد هم چنين در مورد عدم تحويل پيکر اين عزيزان صحبت کنيم و در اين رابطه مدارک و اسنادی را به ايشان تحويل داديم، آقای شهيد نيز پذيرفتند با استفاده از تمام ظرفيت های قانونی که در اختيار دارند اين موضوع را پيگيری کنند.

آيا در رابطه با پيگيری ها و مراسم سالگرد برای اين افراد فشارهايی بر روی خانواده در اين مدت وجود داشته است؟
فشارها بر ۴ خانواری که در ۱۹ ارديبهشت در تهران بوديم بسيار سنگين بود. در زمانی که ما پيگيری تحويل اجساد را از طريق مجلس ميکرديم در مقابل مجلس دوان، دوان در کوچه ها و خيابانهای تهران ما را دنبال کردند.
آنها ما را تهديد به بازداشت ميکردند و از انجام هر گونه مراسمی منع ميکردند. نيروهای امنيتی مستمرا مقابل در خانه ها بودند و اجازه ندادند از مساجد استفاده بکنيم برای برگزاری مراسم، ما خودمان يعنی خانواده کمانگر که خواستيم به مسجد محلمان برويم، نيروهای امنيتی نزديک ۲۰۰ يا ۳۰۰ نفر آنجا را محاصره کردند و مردم را با رعب و وحشت متفرق کردند.
در خانواده های ديگر هم به همين شکل بود، خانوده شهيد شيرين فشارها بقدری زياد بود که پدر ايشان سرهمين موضوع سکته کردند.
پدر شهيد فرهاد نيز به شکل ديگر و مشکلات هر چهار خانواده همچنان ادامه دارد و هم اکنون نيز پرونده هايی است که باز و مفتوح است و از اين طريق سعی ميکنند خانواده ها کنترل کنند.
مثلا در مورد خودم هر زمان که از ظرفيت های موجود برای پيگيری پرونده فرزاد در زمان بازداشت ايشان استفاده می کرديم و مصاحبه ای می کرديم يک احضاريه ای برای من می آمد و يا حکم جلبم صادر ميشد.
امسال نيز اين موضوع وجود داشت و نمونه عينی آن همين است که کسی نتوانست امسال با خانواده ها مصاحبه ای داشته باشد و اين موضوع نشان دهنده ادامه اين فشار ها و تهديدات است.

صبح امروز تارنمای «يادمان فرزاد کمانگر» که در برگيرنده نظرات، نامه ها و ياداشت های فرزاد کمانگر است برای مدت طولانی به دليل حملات سايبری از دست راس خارج شد نظر شما در باره اين موضوع چيست؟
بله متاسفانه اين موضوع امروز صبح صورت گرفته. يعنی آنها چهار ساعت نميتوانستند طاقت بياورند تا صدای فرزاد بگوش مردم برسد، تاصدای حق گويی حق طلبی و صداقت فرزاد را ببينند. هميشه خفه ميکردند صدای فرزاد را، ولی خوشبختانه آن طنين دلنشين صدای فرزاد در ميان مردم هست و با هک کردن يک سايت نميتوان صدای شخصی مثل فرزاد را که خود صدای جامعه ای بود را خفه کرد.
بارها از اين بی اخلاقيها صورت گرفته، بارها از اين راهزنيهای سايبری صورت گرفته، ولی هيچ وقت نتوانستند در راه آن اهداف خللی ايجاد کنند و هم اکنون نامه های شهيد فرزاد و مطالبی که گفته و سروده بچه های کردستان تمام آنها را حفظ هستند. اگه دزدی سايبری بکنند هيچ باکی نيست اگر پارازيت بيندازند، هيچ باکی نيست. الان سروده ها و خود شهيد فرزاد در قلب بچه های کردستان و تمام مردم ايران حضور دارند.

ممنونم از اينکه فرصتی به ما داديد. اگر مطلب ديگری وجود دارد بفرمائيد.
من به عنوان برادر فرزاد کمانگر و عضوی از خانواده ايشان اين روز را به عنوان روز "معلم آزاده" ميدانم و انتظار دارم معلمين کردستان، ايران و جهان در اين روز اموزش کودکان را طبق الگو ها و معيارهای شهيد فرزاد برای خود قرار دهند و اميدوارم که اين روز را معلمان گرامی بدارند.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016