دوشنبه 8 مهر 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


خواندنی ها و دیدنی ها
بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بخارای دکتر خانلری، روزانه های ف م سخن (۴۴)

روزانه های ف م سخن
یادنامه ی استاد پرویز ناتل خانلری٬ با نوشته ای از جناب دهباشی با عنوان «یادنامه یکصدمین سالروز تولد استاد سخن٬ دکتر خانلری» آغاز می شود، سپس سالشمار زندگی و آثار ایشان را که خانم ترانه مسکوب تدوین کرده اند مشاهده می کنیم. در این بخش نه تنها در باره ی دکتر خانلری بل که در باره ی همسر ایشان زنده یاد دکتر زهرا کیا نیز می خوانیم

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


bokharaKhanlari.jpg
شماره ی ۹۴ مجله ی بخارا٬ با تصویر روی جلد زنده یاد دکتر پرویز ناتل خانلری منتشر شد. این مجله در ۶۰۵ صفحه چاپ شده است و حاوی مطالب بسیار خواندنی ست. به غیر از بخش یادنامه ی استاد دکتر پرویز ناتل خانلری - که حدود ۲۲۰ صفحه از مجله را در بر می گیرد- مطالبی می خوانیم از جناب استاد حسن انوری با عنوان «ایران و جهان ایرانی» که در این مقاله به این سوال که لفظ ایران از کجا آمده است پاسخ داده می شود و به جهان ایرانی پرداخته می شود. مطلب بعدی اختصاص دارد به پیشگفتار چاپ جدید کتاب «روح ایران» نوشته ی جناب داریوش شایگان که با ترجمه ی آقای محمود بهفروزی منتشر شده است. هم در این مطلب و هم در مقاله جناب انوری از دکتر خانلری نیز یاد شده است.

در بخش گزارش مجله٬ گزارش شب دکتر مهدی محقق را می خوانیم با صورت مکتوب از سخنرانی جناب خرمشاهی٬ جناب کامران فانی٬ و بانو نوش آفرین انصاری.

اما یادنامه ی استاد پرویز ناتل خانلری٬ با نوشته ای از جناب دهباشی با عنوان «یادنامه یکصدمین سالروز تولد استاد سخن٬ دکتر خانلری» آغاز می شود٬ سپس سالشمار زندگی و آثار ایشان را که خانم ترانه مسکوب تدوین کرده اند مشاهده می کنیم. در این بخش نه تنها در باره ی دکتر خانلری بل که در باره ی همسر ایشان زنده یاد دکتر زهرا کیا نیز می خوانیم. در مطلبی که دختر ایشان خانم ترانه خانلری نوشته اند٬ آثار نوشته شده توسط دکتر زهرا خانلری نیز معرفی شده اند.

مطالب این شماره از بخارا مثل همیشه متنوع و پر محتواست و به قیمت پانزده هزار تومان از کتابفروشی ها و روزنامه فروشی ها قابل تهیه است.

ما و بزرگداشت مارسل رایش رانیسکی (یکشنبه 7 مهر)
منتقد بزرگ ادبی آلمان٬ مارسل رایش رانیسکی٬ در سن ۹۳ سالگی درگذشت. به او لقب پاپ ادبیات آلمان داده بودند. او لهستانی الاصل و یهودی بود و در زمان حاکمیت نازی ها رنج های بسیاری تحمل کرده بود. زبان و ادبیات معاصر آلمان مدیون نقدهای اوست. او می توانست با نقد خود کتابی را به حد پر فروش ترین ها برساند٬ یا ضعف های یک کتاب را چنان نشان دهد که خواننده رغبتی به خواندن آن پیدا نکند.

marcelreichranicki.jpg
گفتار و نوشتار او سلیس و دلنشین بود و به کلمات حیات می بخشید. کتاب «زندگی من»٬ زندگی نامه خودنوشت او بود که بر اساس آن فیلمی نیز ساخته شد. او برای نشریات «دی تسایت» و «فرانکفورتر آلگماینه» می نوشت و برنامه های تلویزیونی او محبوب همگان بود.

شاید سوال شود علت یاد کردن از او -که در میان ایرانیان چهره ی شناخته شده ای نیست- از چه روست؟ زمانی که رانیسکی در گذشت٬ کمتر روزنامه و مجله جدی بود که عکس او را در صفحه ی اول یا روی جلد خود کار نکند و خبر درگذشت او را با اندوه به اطلاع مخاطبان نرساند. دوستداران او بی شمار بودند و دشمن نیز کم نداشت ولی این امر باعث نشد که در زمان مرگ او٬ همه با احترام از او یاد نکنند.

در مراسمی که روز پنجشنبه برای بزرگداشت او برگزار شد٬ رئیس جمهور آلمان٬ یوآخیم گاوک نیز حضور داشت.

چه خوب است که چهره های فرهنگی ما نیز٬ چه در زمان حیات و چه در زمان پس از مرگ چنین بزرگ داشته شوند. این میسر نخواهد شد مگر آن که اهل فرهنگ قدر همتایان خود را بدانند و آن ها را بزرگ دارند. آن وقت می توان انتظار داشت که سیاستمداران و کسانی که مستقیما با اهل فرهنگ سر و کار ندارند زحمات آن ها را قدر شناسند و در بزرگداشت شان بکوشند.

قساوت ناشی از جهان بینی (شنبه 6 مهر)
قساوت حکومت اسلامی٬ ذاتی و ناشی از جهان بینی اوست. در این جهان بینی همه ی انسان ها بنده ی خداوند هستند و خداوند مقرراتی برای زندگی انسان ها وضع کرده است که در آخرت٬ اجرا یا عدم اجرای آن ها را با بهشت یا جهنم پاداش یا جزا می دهد.

روحانیت٬ نماینده ی این خداوند بر روی زمین است و مسئول به صراط مستقیم هدایت کردن نوع بشر. اگر بشر به هر دلیلی نخواهد به صراط مستقیم هدایت شود٬ روحانیت می تواند بر طبق مقررات اسلامی٬ او را مجازات کند. از بریدن دست سارق گرفته تا سنگسار زناکار و شلاق زدن روزه خوار و تعزیر شراب خوار همه و همه در جهت هدایت بشر به سوی فلاح و رستگاری است.

این ها کل جهان بینی روحانیت حاکم و مجموعه ی حکومت اسلامی را تشکیل می دهد. آن چه ما قساوت ضدبشری می نامیم در جهان بینی حکومت اسلامی عین رحمت برای بشریت است و محال است حاکمیت اسلامی از این رحمت دست بردارد چرا که دست برداشتن از آن مساوی است با دست برداشتن از اسلام.

در جهان بینی های تمامیت خواه دیگر نیز مجازات هایی که عین رحمت برای آن جهان بینی هاست وجود دارد. در کمونیسم٬ هدف حکومت٬ نابود کردن طبقه سرمایه دار و اِعمال دیکتاتوری پرولتاریاست. پرولتاریا علنا در این جهان بینی از دیکتاتوری خود سخن می گوید و آن را برای انسان عین رحمت و نعمت می داند. پرولتاریا برای تنبیه سرمایه دار٬ مال و وسایل تولید را از او می گیرد.

در جهان بینی اسلام اما گرفتن فکر و عقیده ی غیر اسلامی مجازات فرد خاطی است. به همین خاطر مشاهده می شود که حکومت اسلامی٬ در مقابله با گروه های مخالف خود٬ وقتی آن ها را به زندان می افکند می خواهد که از افکار و عقایدشان دست بردارند.

خلاصه بحث این است که آن چه حکومت اسلامی انجام می دهد٬ ناشی از جهان بینی اوست. بدون این جهان بینی حکومت اسلامی وجود نخواهد داشت. تا زمانی که حکومت اسلامی و جهان بینی او هست٬ لیبرال نما ترین فرد هم که بر سر کار بیاید٬ باز ما با قساوت و سنگدلی برای دست برداشتن از عقاید خود رو به رو خواهیم بود.

فراموش نکنیم: حکومت اسلامی یک موجود خطرناک است! (پنج شنبه 4 مهر)
رام کنندگان حیوانات وحشی همیشه یک شعار را در نظر دارند: جانوری که با او کار می کنیم٬ یک موجود ذاتا خطرناک است. یک لحظه غفلت٬ یک لحظه بی توجهی به میزان خطرناک بودن این موجود٬ یک لحظه خوش باوری و خود را به دست تقدیر سپردن٬ باعث می شود تا جانور خطرناک٬ هر که را در نزدیکی اوست بدرد.

روشنفکران ایرانی یک لحظه هم نباید تردید کنند که حکومت اسلامی یک موجود ذاتا خطرناک است. موجودی که اگر احساس خطر کند یا حاکمیت اش را در خطر بیند بدون لحظه ای تامل به شخص یا اشخاص خطرآفرین حمله خواهد کرد و آن ها را خواهد درید.

نگاه نکنید به روحانی یا امثال روحانی. نگاه نکنید به خاتمی و امثال خاتمی. حکومت اسلامی به وقت ضرورت خود همین ها را هم می درد. این که امروز این موجود٬ آرام به نظر می رسد٬ رام به نظر می رسد٬ سر به راه به نظر می رسد٬ هیچ در ماهیت درنده ی او تغییر نمی دهد. اگر ضروری باشد٬ همین امروز٬ کارهایی را می کند که در سال ۶۰ کرد. اگر ضروری باشد٬ حکومت اسلامی این توانایی را دارد که جنایت سال ۶۷ را عینا تکرار کند. اگر ضروری باشد٬ در زندان ها همان شکنجه های مشهور و همان جنایت های کهریزکی را انجام خواهد داد.

حکومت اسلامی یک موجود ذاتا خطرناک است. چرخاندن شلاق توسط امریکا٬ یا دادن خوراک خوشمزه توسط غرب٬ شاید او را سر به راه و رام نشان دهد اما معنای اش از بین رفتن خوی درنده ی این نظام نیست. یک لحظه غفلت٬ یک لحظه فراموش کردن این که با چه موجود خطرناکی سر و کار داریم٬ هست و نیست مان را بر باد خواهد داد. تردید نکنیم.

نامه ۵۱۱ روشنفکر به اوباما٬ سردی با یک غوره٬ گرمی با یک مویز! (چهارشنبه 3 مهر)
نویسندگان نامه به اوباما خردمندتر از آن هستند که بخواهم بگویم بدون در نظر گرفتن واقعیت ها و صِرف احساسات چنین نامه ای نوشته اند و حتما مصلحت جامعه ی ایران را موقع نوشتن این نامه در نظر داشته اند و از نام و شهرت خود برای نوشتن چنین نامه ای مایه گذاشته اند.

اما این نامه یادآور نامه های حمایت از هاشمی رفسنجانی در زمان کشف حمل موشک به بلژیک است؛ نامه هایی که در آن با احساسات بسیار٬ از هاشمی رفسنجانی حمایت شد و تعقیب قضایی موضوع از جانب بلژیک به مسخره گرفته شد.

سردی با یک غوره و گرمی با یک مویز شایسته ی روشنفکران ایرانی نیست. شاید اهل سیاست و فعالان سیاسی دست به چنین سیاسی کاری هایی بزنند و برایشان عیب نباشد اما برای کسانی که به نام روشنفکر شناخته شده اند تابع احساسات موقت شدن و حتی از روی مصلحت لحظه٬ دست به کاری زدن شایسته نیست.

بماند که برخی همواره به دنبال موقعیتی می گردند تا وفاداری خود را به مجموعه ی نظام اسلامی ثابت کنند و راهی برای برگشت به ایران و ادامه ی فعالیت در آنجا پیدا کنند و چنین نامه نگاری هایی٬ اصولا منشاء اش در چنین اشخاصی ست ولی روشنفکران مستقل باید به نکاتی به مراتب مهم تر از مصلحت لحظه بیندیشند و دورنگر باشند.

جریان اتمی شدن ایران یک شوخی بی مبنا نیست که غرب آن را بر سر زبان ها انداخته باشد. خطر مجهز شدن ایران به سلاح اتمی خطری جدی ست. ما یا با این کار موافقیم یا نیستیم. اگر موافق نیستیم باید نگرانی های جامعه ی جهانی را جدی بگیریم. این که آقای روحانی در یک مصاحبه تلویزیونی بگوید که ما به دنبال تسلیحات اتمی نیستیم یا رهبر ما این نوع تسلیحات را حرام می داند٬ تضمینی برای عدم بازیگوشی جناح متحجر و نظامی حکومت نیست که نشان داده تابع هیچ قاعده و اخلاقی نیست.

نرمش قهرمانانه ی آقای خامنه ای٬ یا لبخندِ کم رنگِ بخش متعصب حکومت به روحانی به معنای این نیست که روحانی کل قدرت را در اختیار دارد و تازه اگر هم داشته باشد معلوم نیست که در ذهنیت روحانی چه می گذرد. روحانی یکی از بالاترین مقامات حکومت اسلامی و شخص مورد اعتماد آقای خامنه ای بوده است. صِرف لبخند و ادب سیاسی او برای جهانی به دور از خطر هسته ای کافی نیست.

در حسن ظن ۵۱۱ روشنفکر و فعال سیاسی تردیدی نداریم ولی رها کردن خود در دستان یک دولت تازه به قدرت رسیده ی متزلزل را نیز نشان حزم نمی دانیم.

فرانکفورتر آلگماینه و سخنرانی حسن روحانی در جمع نظامیان (سه شنبه 2 مهر)
روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه» بخشی از صفحه ۸ روز دوشنبه ۲۳ سپتامبر خود را اختصاص داده است به مطلبی راجع به ایران با عنوان «روحانی: اسرائیل منطقه را تهدید می کند نه ایران»

در این مطلب آمده است: دو روز مانده به سخنرانی رئیس جمهور ایران٬ حسن روحانی٬ در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک٬ او از غرب خواست که حق کشورش را برای غنی سازی اورانیوم بپذیرد. روحانی روز یکشنبه در جریان یک رژه نظامی در تهران که در آن ۳۰ موشک «سجیل» و «قدر» با بُرد تا ۲۰۰۰ کیلومتر به نمایش گذاشته شد گفت اگر این حق به رسمیت شناخته شود ایران برای همکاری با غرب آماده خواهد بود.

روحانی گفت کشورهای غربی باید تمام حقوق ملت ایران٬ بخصوص حقوق اتمی و حق غنی سازی اورانیوم در داخل خاک ایران در چهارچوب مقررات بین المللی را به رسمیت بشناسند. پس از آن می توان همکاری کرد. با یکدیگر مسائل منطقه و حتی جهان قابل حل خواهد بود.

روحانی گفت تسلیحات به نمایش گذاشته شده در این رژه ی نظامی -که هر سال انجام می شود و یادآور آغاز جنگ میان عراق و ایران در سال ۱۹۸۰ است- تنها برای دفاع است. در طول ۲۰۰ سال گذشته ایران هرگز به کشور دیگری حمله نکرده است و چنین نیز خواهد ماند.

روحانی گفت این اسرائیل است که منطقه را تهدید می کند نه ایران. او همچنین گفت اسرائیل تمام قواعد بین المللی را زیر پا می گذارد و زرادخانه های اتمی و شیمیایی خود را گسترش می دهد.

روحانی در باره جنگ سوریه گفت گروه های مخالف حکومت سوریه باید با دولت سوریه بر سر میز مذاکره بنشینند. پیش تر روحانی در مقاله اش در «واشینگتن پست» پیشنهاد کرده بود که دولت او -که از رژیم اسد حمایت می کند- در بحران سوریه میانجی گری کند.
FMS092413.jpg

پیروزی اتحاد احزاب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی آلمان و رابطه با حکومت اسلامی (دوشنبه 1 مهر)
اتحاد احزاب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی آلمان با حدود ۴۳ درصد آرا توانست اکثریت کرسی های پارلمان آلمان را به خود اختصاص دهد. حزب لیبرال اف.د.پ. سنگین ترین شکست خود را از سال ۱۹۴۹ به این سو متحمل شد و در پارلمان این دوره جایی نخواهد داشت. اکنون باید دید اتحاد احزاب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی٬ با حذف اف.د.پ.٬ با چه حزبی ائتلاف خواهد کرد.

این که پیروزی قاطع حزب خانم مرکل چه تاثیری بر روابط میان آلمان و حکومت اسلامی خواهد گذاشت قابل پیش بینی ست. دولت خانم مرکل تا کنون راه سازش و گفت و گو با حکومت اسلامی را در پیش گرفته و اگرچه در برخی موارد بر تصمیمات خود مصر بوده با این حال انتظار فشار بیشتری بر ایران را نمی توان داشت.

خیال حکومت اسلامی در طول چهار سال آینده از جانب آلمان می تواند راحت باشد و به رغم تحریم ها٬ به گسترش تجارت خارجی با آلمان بیندیشد. اکنون که قرار است معضل سوریه و تسلیحات شیمیایی او با پا در میانی روسیه و کمک آلمان حل شود و حسن روحانی با دستی پر برای برقراری ارتباط حداقلی با امریکا راهی نیویورک خواهد شد و از همه مهم تر آقای خامنه ای از «نرمش قهرمانانه» سخن می گوید و آقای هاشمی رفسنجانی نوید ابدی نبودن قهر با امریکا را می دهد می توان انتخاب مجدد حزب خانم مرکل را در هماهنگی کامل با تغییر روابط خارجی حکومت اسلامی ارزیابی کرد و انتظار بهبود روابط با غرب را داشت.

نسرین ستوده در صفحه اول "زود دویچه تسایتونگ" (یکشنبه 31 شهریور)
تصویر نسرین ستوده بعد از آزادی و موقع در آغوش کشیدن فرزندش در صفحه ی اول روزنامه ی «زود دویچه» به تاریخ ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۳ منتشر شد.
FMS09222013.JPG
زود دویچه تسایتونگ در زیر عکس نوشته است: فعال حقوق بشر٬ نسرین ستوده٬ آزاد شد. او بعد از تحمل سه سال حبس٬ اجازه پیدا کرد از زندان بیرون بیاید. ستوده در منزل٬ پسرش نیما را در آغوش گرفت. این وکیل به رسانه های خارجی گفت که حال اش خوب است و می خواهد به کار خود ادامه دهد. رئیس جمهور جدید ایران حسن روحانی اعلام کرده است که می خواهد آزادی های بیشتری بدهد و همکاری های سازنده ای با جهان داشته باشد. او هفته آینده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک سخنرانی خواهد کرد.

«زود دویچه تسایتونگ» بخش عمده ی صفحه ی هفت خود را به اخبار تهران اختصاص داده است. این که آزادی نسرین ستوده و سخنان حسن روحانی این مقدار در رسانه ی آلمانی زبان انعکاس پیدا کرده است حکایت از اهمیت موضوع دارد. در مقاله ی یاد شده٬ نویسنده٬ پل آنتون کروگر٬ به اظهارات رهبر ایران آیت الله خامنه ای مبنی بر «نرمش قهرمانانه» اشاره کرده است. نرمش قهرمانانه اصطلاحی ست که خامنه ای در سوتیتر کتابی که چند سال پیش ترجمه کرده آورده است. این کتاب مربوط می شود به معاهده صلح میان امام حسن بن علی در سال ۶۶۱ میلادی با معاویه در دعوای بر سر خلافت. به اعتقاد نویسنده این تمثیل٬ روشن ترین نشانه است برای این که مرد قدرتمند ایران دست رئیس جمهور جدید٬ حسن روحانی را باز گذاشته است برای تعامل با صاحبان حق وتو در سازمان ملل و آلمان (گروه پنج به علاوه یک) بر سر برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ایران٬ اگر چه خامنه ای اصرار می ورزد که جمهوری اسلامی به رغم این نرمش هرگز نباید از اهداف و اصول انقلاب صرف نظر کند.

شکستن دو سد پیش از مرگ خامنه ای (شنبه 30 شهریور)
اگر آقای خمینی جنگ با عراق را پیش از درگذشت اش خاتمه نمی داد و جام زهر را سر نمی کشید٬ معلوم نبود ایران چند سال دیگر باید در آتش جنگ می سوخت و چه کسی جرات داشت خاتمه ی جنگ را رقم بزند.

دو موضوع به شکل دو تابو در حال حاضر وجود دارد که جز خامنه ای کس دیگری نمی تواند آن ها را حل و فصل کند و اگر خامنه ای پیش از حل این دو موضوع بمیرد٬ معلوم نیست این مسائل به صورت لاینحل تا چند سال دیگر باقی خواهند ماند: اول رابطه با امریکا و دوم آزادی سران جنبش سبز. هیچ کس جز خامنه ای جرات و توانایی ورود به این مسائل و حل و فصل آن ها را ندارد.

حسن روحانی می گوید که برای رسیدن به توافق با غرب٬ اختیار کامل دارد. این اختیار که از طرف خامنه ای به او تفویض شده مانند یک وکالتنامه تا زمان حیات خامنه ای اعتبار خواهد داشت. توافق با غرب نیز راه گشای مذاکره با امریکاست که احتمال می رود در زمان حضور روحانی در نیویورک اولین دیدار روسای جمهور دو کشور به طور اتفاقی و برنامه ریزی نشده صورت پذیرد.

آزادی چند تن از زندانیان سیاسی از جمله نسرین ستوده نیز می تواند به عنوان بارومتر هیجان سنج جامعه برای آزاد کردن رهبران جنبش سبز در نظر گرفته شود. حاکمیت با آزاد کردن تدریجی زندانیان سیاسی٬ میزان فشار آزاد شده در جامعه را اندازه گیری می کند تا آزادی سران جنبش سبز با فشار اجتماعی از پیش محاسبه شده صورت پذیرد و به ارکان نظام آسیبی وارد نیاید.

مهم ترین بخش کار٬ حضور روحانی در نیویورک است. موضوع آن قدر مهم است که روزنامه ی «فرانکفورتر آلگماینه» در شماره ی امروز خود -جمعه ۲۰ سپتامبر- مطلبی در این زمینه به قلم «راینر هرمان» در نیم صفحه ی اول خود منتشر کرده است. باید منتظر بمانیم و واکنش اوباما در قبال حضور و سخنان او را مشاهده کنیم.

FMS09202013.JPG

نرمش قهرمانانه خامنه ای؛ امری مبارک؟ (پنج شنبه 28 شهریور)
نرمش قهرمانانه خامنه ای به هر دلیل که باشد امری مبارک است. فشار روزافزون اقتصادی٬ که بخشی از آن ناشی از تحریم های غرب است٬ کمر مردم ایران را شکسته است. قرار گرفتن حسن روحانی در رأس قوه ی مجریه٬ فرصت مناسبی برای اِعمال تغییرات تدریجی در اختیار خامنه ای قرار داده است. اگر نتیجه این تغییرات مثبت باشد٬ خامنه ای آن را به نام خود و نظام ثبت خواهد کرد؛ اگر منفی باشد٬ گناه آن را به گردن دولت حسن روحانی خواهد انداخت.

خامنه ای بازیگر ماهری در عرصه ی سیاست است. گهگاه به نظر می آید که او از نرمش سیاسی که شرط اول سیاستمدار خوب بودن است بی بهره است اما همواره در بزنگاه های حساس٬ هم او و هم رهبر پیش از او٬ تن به نرمش و حتی کرنش های باورنکردنی داده اند. البته این نرمش٬ نرمشی طبیعی و ناشی از حسابگری های سیاسی نیست؛ نرمشی ست تحمیلی که با ضربات اقتصادی و سیاسی و گاه امنیتی و نظامی به رهبران حکومت اسلامی تحمیل می شود.

به هر حال علت هر چه باشد اگر به باز شدن فضای سیاسی و رفاه اجتماعی و امنیت اقتصادی مردم منجر شود امری مبارک است که از آن باید حداکثر استفاده را برای باز کردن فضای بسته فعلی بُرد.

تقی مختار٬ داریوش آشوری٬ و یک عارضه خارج نشینی (سه شنبه 26 شهریور)
آقای تقی مختار٬ مطلبی در «خبرنامه گویا» منتشر کرده اند زیر عنوان «بحثی فیس بوکی در باره یک عارضه تقریبا ملی» که خلاصه آن گلایه از استاد داریوش آشوری ست که چرا اجازه نداده اند از مجلس سخنرانی شان فیلم و عکس و گزارش تهیه شود و انعکاس این خبر در صفحه ی فیس بوک ایشان باعث شده تا یک نفر به هواداری از آقای آشوری مطالبی را مطرح کند که نشان دهنده ی یک عارضه ی تقریبا ملی ست.

البته آقای داریوش آشوری٬ در نهایت٬ به آقای مختار اجازه تهیه ی عکس و گزارش داده اند و ناراحتی آقای مختار احتمالا به خاطر عدم اجازه به دیگران و اصولا خودِ «عدمِ اجازه» است.

باید به آقای مختار یادآور شد که این حق آقای آشوری ست که از حضار در جلسه خواهش کنند عکس و فیلم و گزارش تهیه نشود٬ و صد البته حق شرکت کنندگان است که به هر صورت که می خواهند گزارش آن جلسه را در نشریات خود -علی رغم میل آقای آشوری- درج کنند. در مورد عکس و فیلم٬ اجازه ی صاحب جلسه شرط است و آزادی مطبوعات در غرب٬ تهیه ی عکس و فیلم «از هر جلسه و محفلی» را مجاز نمی شمارد.

اما عارضه ای که تقریبا اغلب خارج نشینان در طول سال ها دوری از وطن بدان دچار شده اند٬ حساس شدن بیش از حد نسبت به برخی رویدادها و اتفاقات پیرامونی ست که شاید مهم هم باشد٬ اما این مقدار حساسیت نشان دادن نسبت به آن ها ضرورتی ندارد. استاد داریوش آشوری به عنوان سخنران یک محفل فرهنگی از حضار خواهش کرده اند که عکس و فیلم و گزارش تهیه نشود. ایشان نیک می دانند که منع قانونی برای این کارها وجود ندارد و این فقط یک خواهش است. علت این خواهش چیست٬ موضوع آقای آشوری ست و لابد برای آن دلیلی دارند. این دلیل هر چیزی می تواند باشد. اهل رسانه ای که در این جلسه شرکت می کنند طبق عرف نباید عکس و فیلم بگیرند و اگر این کار را بکنند٬ ممکن است طرف اعتراض واقع شوند٬ ولی هیچ کس نمی تواند مانع گزارش تهیه کردن آن ها بشود.

این کل ماجراست و هیچ چیز غریبی در آن نیست. ولی همین ماجرای عادی٬ در ذهن آقای مختار به عنوان مدیر یک نشریه خارج از کشور چنان بزرگ می شود و این مساله ی ساده چنان ابعادی به خود می گیرد که با وجود احترام ایشان به استاد آشوری٬ در نهایت کار به بی احترامی غیر مستقیم به ایشان می کشد و عمل خیر آقای آشوری -یعنی برگزاری جلسه فرهنگی-٬ ناخواسته سبب دل چرکینی و نوعی عداوت پنهان می شود.

آن چه ما می توانیم از اهل رسانه ی خارجی بیاموزیم این است که نازک نارنجی نباشیم و کار خبر رسانی خود را به هر صورت که غیر قانونی نباشد پیش ببریم و این همه حساسیت و خودخوری را که ویرانگر است کنار بگذاریم.

باز شدن قفل فیس بوک با کلید تدبیر حسن روحانی (دوشنبه 25 شهریور)
به گزارش «ایسنا» فرمانده ناجا در مورد عضویت برخی وزرا در شبکه اجتماعی فیس بوک و انتشار برخی اخبار مبنی بر رفع فیلتر این شبکه گفت: «باید منتظر جلسه شورای عالی فضای مجازی در دولت جدید باشیم».

پیش تر خبر گفت و گوی توئیتری محمد جواد ظریف٬ وزیر امور خارجه٬ با کریستین پلوسی دختر نانسی پلوسی و تبریک سال نوی یهودیان به او در صفحات مجازی منتشر شده بود که بر خلاف انتظار تکذیب هم نشد.

دیروز هم طنزی خواندنی در روزنامه «قانون» با عنوان «رفع فیلتر فیس بوک تنها در شش گام» منتشر شد که زنده شدن بحث رفع فیلترینگ در میان اهل مطبوعات را نشان می دهد.

اما خبر منفی در این زمینه هک شدن صفحه فیس بوک محمد جواد ظریف بود که روزنامه «شرق»٬ امروز خبر آن را منتشر کرد. ظریف نوشته است:

«متاسفانه صفحه بنده با ورود غیر قانونی مورد سوءاستفاده قرار گرفت. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند ناگزیر خواهم شد به رغم میل باطنی این ارتباط را قطع کنم. با تشکر از توجه دوستان».

ظریف اشاره نکرده است که روند هک و بازیافت صفحه او به چه صورت بوده و هکرها چه چیزی به جای او نوشته اند. تا کنون بعد از هر بار نوشته شدن مطلبی جنجالی٬ افراد برای تکذیب و رفع اتهام از خود٬ از هک شدن صفحه شان خبر داده اند و این ترفندی ست برای شانه خالی کردن از مسئولیت آن چه در صفحات اینترنت نوشته شده است.

به هر حال رفع فیلتر فیس بوک به هر شکل و دلیلی که باشد امری مبارک است و به ارتباط میان شهروندان ما و خبررسانی بدون سانسور کمک خواهد کرد. امیدواریم همان طور که قفل خانه ی سینما با کلید تدبیر آقای روحانی گشوده شد٬ قفل های اینترنت هم با کلید ایشان یک به یک گشوده شود.

هفته نامه دی تسایت٬ ایران٬ سوریه٬ شیطان بزرگ... (شنبه 23 شهریور)
شماره ی ۳۸ هفته نامه ی «دی تسایت»٬ به تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۳ نیم ورق اول از صفحه ی ۱۳ خود را اختصاص داده است به مطلبی راجع به ایران با تیتر «شیطان بزرگ٬ احوال شما؟» و سوتیتر «روحانی٬ رئیس جمهور جدید ایران خواهان بهبود روابط با غرب است»

در این مقاله که به قلم «ماتیاس ناس» می باشد٬ ابتدا اشاره شده است به دو دوست بشار اسد٬ روسیه و ایران و پیشنهاد کنترل بین المللی سلاح های شیمیایی و امحاء آتی آن ها توسط ولادیمیر پوتین٬ و دور شدن محتاطانه ایران از دیکتاتور دمشق ضمن مثبت ارزیابی کردن پیشنهاد روسیه.

سپس اشاره شده است به گفته ی علی اکبر هاشمی رفسنجانی٬ رئیس جمهور اسبق ایران از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ و رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام٬ با این عبارت که خدا خودش مردم سوریه را حفظ کند که از یک طرف علیه او از طرفِ حکومتِ خودش سلاح شیمیایی به کار گرفته شده و از سوی دیگر در برابر خطر تهاجم خارجی قرار دارد.

نویسنده آن گاه بر عبارت «از طرف حکومت خودش» تاکید می کند و این که به این روشنی و صراحت تنها باراک اوباما و وزیر امور خارجه ی او جان کری از استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه یاد کرده اند.

نویسنده سپس می پرسد در تهران چه خبر است؟ رفسنجانی در گفتار خود از این هم فراتر می رود. اسد هزاران تن از هموطنان اش را به زندان افکنده است. سپس به حذف این خبر از صفحات اینترنت بعد از بالا گرفتن جنجال در جمع محافظه کاران اشاره می کند و به دنبال آن به پخش نوار صدای رفسنجانی و این که او واقعا اسد را در جریان استفاده از سلاح شیمیایی مقصر می نامد.

نویسنده سپس می افزاید خیلی از ایرانی ها مثل رفسنجانی فکر می کنند و اشاره می کند به کشته شدن هزاران سرباز ایرانی در جنگ عراق-ایران در سال های هشتاد میلادی در اثر تهاجم شیمیایی صدام حسین.

FMS09122013.png
نویسنده آن گاه سوال می کند: آیا رئیس جمهور جدید هم مثل رفسنجانی فکر می کند؟ وی می افزاید که حسن روحانی که در ماه ژوئن امسال در همان دور اول به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد مانند رفسنجانی جزو روحانیون میانه رو به شمار می آید و بعد اشاره می کند به این که خود رفسنجانی می خواسته نامزد انتخابات شود که بعد از کنار گذاشته شدن اش از روحانی حمایت کرده است. از روحانی تا این لحظه هیچ انتقاد علنی از اسد شنیده نشده است. سپس به تبریک روحانی به مناسبت سال نوی یهودیان و تبریک محمد جواد ظریف و مکالمه توئیتری دختر نانسی پلوسی٬ کریستین پلوسی با ظریف اشاره می کند که در آن وزیر امور خارجه ایران می گوید مردی که هولوکاست را نفی می کرد دیگر بر سر کار نیست؛ سال نو مبارک٬ و نتیجه می گیرد که روحانی می خواهد کشورش را از انزوا بیرون بیاورد و برای این کار باید از رفتار زننده ضد صهیونیست ها فاصله بگیرد و در رابطه با موضوع هسته ای دنبال مصالحه باشد که از نظر نویسنده روحانی در هر دو کار مصمم است.

هدف مهم روحانی عبارت است از جلوگیری از سقوط اقتصاد ایران و این مقدور نخواهد بود مگر با کاهش فشار تحریم های غرب.

نویسنده سپس اشاره می کند به جا بجایی مسئولیت مذاکرات هسته ای از شورای امنیت ملی به وزارت امور خارجه و می نویسد که مذاکره کننده ی جدید هسته ای٬ وزیر خارجه پیشین ایران علی اکبر صالحی ست.

دور بعدی گفتگوها در سازمان بین المللی انرژی هسته ای در ۲۷ سپتامبر در وین صورت می گیرد و در این گفتگوها مشخص می شود که آیا ایران آمادگی دارد مراکز هسته ای اش بازرسی شود. تا این لحظه ایران برنامه ی هسته ای خود را بدون خلل ادامه داده است. سازمان بین المللی انرژی هسته ای در پایان ماه اوت گزارش داده که در این فاصله در نطنز بیش از هزار سانتریفیوژ مدرن تیپ «آی آر-۲ ام» نصب شده است.

نویسنده سپس می افزاید که مهم تر از ملاقات وین٬ سخنرانی پرزیدنت روحانی در ۲۴ سپتامبر در نیویورک در مجمع عمومی سازمان ملل است. حضور رئیس جمهور قبلی٬ احمدی نژاد٬ در این مجمع تماماً صرف پرگویی ضد امریکایی و ضد اسرائیلی شد. از روحانی انتظار طرح پیشنهادهای مشخص پیرامون مناقشه هسته ای و جنگ سوریه می رود.

نویسنده سپس به سفر سلطان قابوس٬ پادشاه عمان٬ و جفری دی فلتمن به ایران در اواخر ماه اوت اشاره می کند و این که گفتگوها در جریان است و این نه تنها خبر خوبی برای باراک اوباما٬ که برای اسرائیل نیز هست. نویسنده آن گاه به موضوع پاسخ ایران و حزب الله لبنان در صورت تهاجم نظامی امریکا به سوریه و موشک باران اسرائیل می پردازد.

برای نویسنده مشخص است که حرف آخر را در سیاست خارجی ایران شخص خامنه ای می زند. او می تواند سیاست تنش زدایی رئیس جمهورش را هر لحظه بر هم بزند. وی سپس به دوران خاتمی اشاره می کند. نویسنده در پایان به نتایج گفتگوها اظهار امیدواری می کند و مطلب اش را با این جمله خاتمه می دهد که شاید روحانی در تصمیمات اش جدی باشد.

اگر موسوی و کروبی آزاد شوند... (پنج شنبه 21 شهریور)
پرونده حبس خانگی موسوی و کروبی به شورای عالی امنیت ملی می رود. به گفته ی فرزند کروبی٬ محمدتقی کروبی٬ خامنه ای در ملاقات با هاشمی رفسنجانی موافقت کرده است پرونده این دو تن به شورای عالی امنیت ملی ارجاع شود. دیروز خبرگزاری ها گزارش دادند که علی شمخانی٬ وزیر پیشین دفاع٬ به سمت دبیری این شورا منصوب شده است.

با وجود شمخانی٬ احتمال می رود رهبران جنبش سبز به صورت مشروط آزاد شوند. با آزادی این دو تن تکانی در بدنه ی جامعه سیاسی و فرهنگی رخ خواهد داد و احتمالا خواسته هایی مطرح خواهد شد. پتانسیل آزادی این دو تن می تواند در جهت مثبت به کار گرفته شود. مهم این است که خواسته ها در حد معقول و کاربردی مطرح شود و فضایی به وجود نیاید که رهبران جنبش سبز در محذور قرار گیرند. آن ها تا به امروز جانانه مقاومت کرده اند و به خواست حاکمیت تن در نداده اند. باید مراقب بود با طرح خواسته های غیر قابل تحقق آن ها را مجددا روانه ی حبس نکرد.

درسی که حسن روحانی از احمدی نژاد گرفت (چهار شنبه 20 شهریور)
به این سه خبر توجه کنید:
«به گزارش ایسنا حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی طی حکمی علی شمخانی را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد.»

«رئیس جمهور صبح امروز در همایش ائمه جمعه اعلام کرد که شاید در هفته های آینده اولین مذاکرات در ارتباط با موضوع هسته ای در نیویورک صورت گیرد.»

«در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک طرفداران و مخالفان حمله به سوریه ادامه دارد، محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، تصریح کرد که میان ایران و آمریکا درباره سوریه پیام‌هایی رد و بدل شده است. به گزارش خبرگزاری ایرنا، محمدجواد ظریف روز دوشنبه ۱۸ شهریور پس از بازگشت از عراق، در پاسخ به خبرنگاران با بیان اینکه «فعلا قصدی برای مذاكره مستقيم با آمريكا در موضوع سوريه نداريم»، تصریح کرد: «در اين مورد پيام‌هايی بين ايران و آمريكا رد و بدل شده و اگر لازم باشد به همين روش ادامه می‌دهيم.»

حسن روحانی از احمدی نژاد یاد گرفته است که از تمام ظرفیت های ریاست جمهوری بهره گیرد. کاری که محمد خاتمی نتوانست انجام دهد یا درست تر بگوییم بلد نبود انجام دهد. ظرفیت های قانونی در دستگاه های اجرایی و قضایی و قانون گذاری کم نیستند؛ اشکال کار در عدم استفاده از آن هاست. احمدی نژاد این جسارت را داشت که از ظرفیت های قانونی تا مرز ممکن بهره گیرد و در پاسخ به مدعیان٬ بر قانونی بودن آن ها تاکید ورزد. امیدواریم حسن روحانی بتواند از این ظرفیت ها به نفع مردم و برای کسب آزادی بیشتر استفاده کند.

عواقب سکوت در برابر جنایت اشرف (دوشنبه 18 شهریور)
جنایت فجیعی در شهر اشرف مجاهدین رخ داده است. پنجاه و دو نفر٬ اغلب با دستان بسته توسط عوامل حکومت اسلامی به قتل رسیده اند. این سبک شبیخون و کشتار ناجوانمردانه٬ کاملا تازگی دارد و علت آن را تنها می توان در ایجاد رعب در میان مخالفان و قدرت نمایی حکومت اسلامی جست و جو کرد.

حکومت اسلامی این کشتار ناجوانمردانه را مهم تر از عملیات مرصاد می داند. عملیاتی که منجر به کشتار دهشتناک در زندان های حکومت اسلامی شد. علت مهم تر بودن آن شاید دو نکته باشد: یکی این که مجاهدین به قتل رسیده٬ اغلب از کادرهای رده بالای سازمان بوده اند و هفت نفر ناپدید شده نیز در اصل ربوده شده و اکنون در اختیار مقامات امنیتی ایران قرار دارند٬ و دوم این که حکومت اسلامی با این کشتار نشان می دهد که دستگاه آدمکشی اش به رغم تغییرات سیاسی در بدنه ی حکومت همچنان به راه و به کار است و در صورت ضرورت می تواند بی هیچ شرم و خجالتی٬ مخالفان را در خارج از مرزهای ایران درو کند.

مخالفان و منتقدان حکومت اسلامی ایران٬ با هر نظر و نگاهی که به مجاهدین دارند٬ باید علیه این کشتار ناجوانمردانه اعتراض کنند. اگر این اعتراض صورت نگیرد٬ حکومت اسلامی راه را برای جنایت های مشابه بعدی باز و هموار خواهد دید و چه بسا سراغ همین مخالفان و منتقدان برود و به همین روش آن ها را به قتل برساند. در اعتراض به این جنایت نظر مخالف یا انتقادی نسبت به خود مجاهدین نباید دخالت داده شود و موضوع باید از نظر انسانی و حقوق بشری مورد اعتراض قرار گیرد. هرگونه اما و اگر در این رابطه دست حکومت را برای جنایت های آتی باز خواهد گذاشت.

رفسنجانی کسی بود که... (یکشنبه 17 شهریور)
این روزها سخنانی به هاشمی رفسنجانی نسبت داده می شود که بر خلاف موضع کلی حکومت اسلامی در باره ی سوریه است. چه رفسنجانی این سخنان را تکذیب بکند چه صریحا آن ها را بپذیرد سابقه ی او نشان می دهد که در مواقع بحرانی٬ حکومت اسلامی را به درستی درگیر موضوع جنگ دیگران نکرده است. حتی نامه ی ستایش آمیز صدام حسین به او تاثیری بر روند تصمیم گیری های او نگذاشت و به جای ورود به بازی یی که بازی او نبود هواپیماهای جنگی عراق را با سیاست از آن ایران کرد.

رفسنجانی٬ دیپلماتی حرفه ای و کارکشته است که به جای احساسات٬ منافع بلند مدت حکومت اسلامی را در نظر می گیرد. این منافع گاه با منافع کشور ما ایران نیز همسو می شود. عبور از گردنه های خطرناک جنگ با عراق و افغانستان مدیون سیاست ورزی های اوست.

اکنون که عده ای جوجه سیاستمدار -مثل بخشدار سابق کیش- طرح های مالیخولیایی جنگ مستقیم با امریکا و مثلا تجاوز به دختر اوباما را علنی می کنند سیاستمداران با تجربه ای مانند او می توانند ایران را از خطر درگیر شدن با جنگی که جنگ او نیست دور کنند.

بازی های دیپلماتیک امثال ظریف نیز که مثلا سال نوی یهودیان را به ایشان تبریک گفت و موضوع انکار هولوکاست را در گفت و گوی توییتری خود با فرزند نانسی پلوسی به شخص احمدی نژاد نسبت داد تحت تاثیر آموزش های هاشمی رفسنجانی ست که می تواند سایه ی شوم جنگ را از سر ایران دور کند گیرم امثال بنیامین نتانیاهو به دوز و کلک سیاسی بودن آن پی برده اند و ابایی ندارند تا این رفتارها را با قاطعیت بازی دیپلماتیک بنامند.

صفحه شطرنج سوریه (شنبه 16 شهریور)
سوریه امروز تبدیل به صفحه ی شطرنج سیاسی و نظامی حکومت اسلامی ایران شده است. با مرزهایی دور از مرزهای ایران و با نزدیکی کامل به اسرائیل. رهبر حکومت اسلامی اکنون در سوریه مشغول مهره چینی ست. از نفرات سپاه پاسداران تا اعضای حزب الله لبنان مهره هایی هستند که او در سوریه با آن ها بازی می کند.

نتیجه ای که در این عرصه به دست خواهد آمد تکلیف منطقه را روشن خواهد کرد. اگر امریکا و حامیان اش در این بازی به هر دلیل موفق نشوند و یا حتی مساوی کنند٬ برنده نه بشار اسد که حکومت اسلامی ایران خواهد بود. باید توجه داشت که حکومت اسلامی بر خلاف تصور رایج٬ ماهرانه و زیرکانه بازی می کند و تئوری هایی را که سال ها روی آن ها کار کرده در این بازی به کار می گیرد.

قدرت امریکا و متحدش اسرائیل مسلما کم نیست اما تاکتیک های حکومت اسلامی می تواند از این قدرت بکاهد و یا آن را به نفع خود به کار گیرد.

موضع پوتین در برابر سوریه (جمعه 15 شهریور)
ار.اف.ای می نویسد: «ولادیمیرپوتین، رئیس جمهوری روسیه دریک موضع گیری تازه درمورد سوریه اعلام داشت که حکومت روسیه به صورت مشروط با انجام اقدام نظامی علیه سوریه موافقت خواهد کرد.»

«زود دویچه تسایتونگ» در شماره ی امروز خود -جمعه ۶ سپتامبر ۲۰۱۳- از قول نشریه ی روسی «مسکووسکی کومسومولس» می نویسد: «آیا ولادیمیر پوتین سیاست خود را نسبت به سوریه تغییر داده است؟ البته که نه. وقتی سیاستمداری می گوید: «آری٬ لیکن...» منظورش در واقع «به هیچ وجه» است. پوتین با اظهارات خود تنها تلاش کرده است به عنوان میزبان نشست سران گروه بیست اوضاع را کمی آرام کند. آتش بس شکننده میان او و باراک اوباما در مساله ی سوریه تنها تا خاتمه ی نشست پترزبورگ باقی خواهد ماند.»

sokhan090513.JPG
البته نیازی به تایید نشریه موسکووسکی کومسومولس نیست تا بدانیم که پوتین و اصولا سیاستمداران روس مردانی اهل معامله اند و اگر منافع کشورشان ایجاب کند در کم ترین مدت٬ عجیب ترین چرخش های سیاسی را نیز انجام می دهند و یا برای مهمان نوازی به طور موقت مواضع سیاسی خود را به گونه ای دیگر بازگو می کنند و با آوردن اما و اگر و گذاشتن شرط و شروط خود را ملزم به اجرای هیچ یک از سخنان شان نمی کنند. سیاست روس ها برای ما کاملا شناخته شده است.

فقط می ماند آن چه که امریکا در قبال سازش با روسیه می تواند به این کشور بدهد. اگر آن چیز٬ ارزشمند باشد٬ روسیه نه تنها قطعنامه علیه سوریه را وتو نخواهد کرد بلکه به آن رای مثبت نیز خواهد داد.

پیش از هر چیز باید منتظر تصمیم کنگره ی امریکا بمانیم که برخی از نمایندگان آن هم در معامله گری چیزی از روس ها کم ندارند.

حمله به سوریه زیرا... (پنجشنبه 14 شهریور)
پیش از ورود به بحث لازم است تاکید کنم که من به هیچ وجه طرفدار جنگ و خونریزی و دخالت نظامی کشوری در کشور دیگر نیستم ولی در جهانی که جنگ را جنگ افروزان و متعصبان فکری به ما تحمیل می کنند٬ نشستن و تماشا کردن و غر روشنفکری زدن را هم برای دفع شرّ کافی نمی دانم. مطلب زیر با در نظر گرفتن این مقدمه باید مطالعه شود.

حمله به سوریه زیرا٬ بر اساس گزارش سازمان های اطلاعاتی غرب (امریکا٬ آلمان٬ فرانسه) و اسرائیل و نظر اغلب کارشناسان نظامی٬ رژیم بشار اسد در حومه دمشق سلاح شیمیایی به کار گرفته و نزدیک به هزار و پانصد زن و مرد و کودک را به فجیع ترین شکل ممکن کشته است.

حمله به سوریه زیرا٬ بشار اسد و بشار اسدها با حرف خشک و خالی و با نفی روشنفکرانه٬ متاسفانه جا خالی نمی کنند و دست از جنایت و آدمکشی بر نمی دارند.

حمله به سوریه زیرا٬ زور مخالفان داخلی بشار اسد به او و دستگاه حکومتی اش نمی رسد و بشار اگر مطمئن شود که واکنشی در قبال جنایات او صورت نخواهد گرفت٬ کشتاری به مراتب مهیب تر و غیر انسانی تر به راه خواهد انداخت.

حمله به سوریه زیرا٬ امثال بشار اسدها٬ چه سکولار و چه مذهبی بدانند که دنیا در قبال جنایت ساکت نمی نشیند و بهانه ی مساله ی داخلی و اختلاف خانگی باعث نمی شود تا آن کس که در راس هرم قدرت نشسته است دست به هر جنایتی بزند و دیگران چون بیرون از خانه اند تنها نظاره گر باشند.

حمله به سوریه زیرا٬ اگر مشابه چنین حملاتی نبود اکنون نوادگان هیتلر بر نیمی از جهان حکمفرمایی می کردند و چند کشور مستقل مانده جز صدور بیانیه کار دیگری انجام نمی دادند.

حمله به سوریه زیرا٬ گاه برای رهایی از شر امثال صدام و بن لادن و قذافی و بشار اسد٬ مسیری جز جنگ باقی نمی ماند که اگر می ماند٬ این قلم آن را توصیه می کرد.

آیا مجاهدین خلق مورد معامله قرار گرفته اند؟ (سه شنبه 12 شهریور)
چند روز پیش و به دنبال سفر جفری فلتمن به ایران و ملاقات محمد جواد ظریف با او نوشتم:

«آیا حکومت اسلامی با امریکا بر سر سوریه معامله می کند؟ جواب این سوال دور از ذهن نیست. سفر جفری فلتمنِ امریکایی به تهران و مذاکره با او می تواند بر سر موضوع سوریه نیز بوده باشد. ایران تا کنون نشان داده است که در مواقع حساس بر سر موضوعات حساس آماده ی معامله است البته باید بهای پرداختی مناسب باشد. این معامله در زمان حمله ی نیروهای غربی به عراق و تهاجم امریکایی ها به افغانستان صورت گرفت و بعید نیست یک بار دیگر نیز صورت بگیرد. از نشانه های بارز موفقیت آمیز بودن انجام معامله٬ ایجاد هیاهو در سطح داخلی مثلا دستگیری و کشتار مخالفان و منتقدان نظام است که معمولا به عنوان نشانه ی بهبود اوضاع در جبهه دیگر می باشد.»

البته اصراری بر درستی گفته ی خود ندارم فقط باید نسبت به فاجعه ی انسانی که می تواند با کشتار مجاهدین رخ دهد حساس بود و با اعتراض به موقع٬ این حساسیت را نشان داد تا افکار عمومی غرب نسبت به موضوع واکنش مناسب نشان دهد.

مجاهدین هر چه کرده باشند و هر قدر به خود و مردم ایران بد کنند حقوق انسانی شان باید تمام و کمال رعایت شود و نقض کنندگان این حقوق باید به افکار عمومی بین المللی شناسانده شوند.

حکومت اسلامی بسیار زیرک است و به وقت خطر٬ آگاهانه و معامله گرانه بازی می کند و چه بسا معامله بر سر مجاهدین٬ بن بست امریکا برای آغاز حمله به سوریه را نیز بگشاید.

مکاتبه یاسمین الرشیدی با شیرین نشاط (دوشنبه 11 شهریور)
روزنامه ی فرانکفورتر آلگماینه در شماره ی (یکشنبه ۱ سپتامبر ۲۰۱۳ صفحه ۴۴) خود دو نامه از یاسمین الرشیدی نویسنده و روزنامه نگار مصری (متولد ۱۹۷۷) و هنرمند نامی ایرانی شیرین نشاط (متولد ۱۹۵۷) را منتشر کرده که در آن حوادث مصر و نگاه دو زن روشنفکر به این حوادث و تشابه آن ها با حوادث روی داده در انقلاب سال ۵۷ منعکس شده است.

شیرین و یاسمین دو سال پیش در نیویورک به خاطر فیلمی که شیرین نشاط می خواهد با الهام از زندگی ام کلثوم خواننده ی جاودانه ی مصری بسازد یکدیگر را ملاقات کردند و این ملاقات باعث شد تا باب مکاتبه میان این دو گشوده شود که روزنامه ی فرانکفورتر آلگماینه دو نامه از نامه های این دو را منتشر کرده است.

FMSdaily24.jpg
این روزنامه در قسمت تیتر و تیترهای میانی به خط فارسی «مکاتبه بین شیرین و یاسمین» و «نامه یاسمین به شیرین» و «پاسخ شیرین به یاسمین» همراه با عکس ام کلثوم درج کرده که بسیار زیباست.

در قسمتی از این مکاتبات٬ شیرین نشاط می نویسد که:
«من متعجب شدم٬ موقعی که همین چند وقت پیش یک دوست اسرائیلی٬ تعریف می کرد که ام کلثوم چقدر در اسرائیل هم محبوب است؛ چقدر صدای او در فرهنگ اسرائیل رسوخ کرده و مردم آنجا مانند عرب ها وقتی به او گوش می دهند اشک می ریزند. حکایت ام کلثوم یک داستان بی نظیر است که چگونه هنر بر سیاست فائق می آید. چه کسی می توانست تصور کند که یک هنرمند زن از جهان اسلام تبدیل به سفیر صلح و اتحاد شود؟ آیا تاکنون یک هنرمند زن غربی توانسته است به درجه ی محبوبیت او دست پیدا کند؟»

امیدوارم کسانی که به زبان آلمانی تسلط دارند این مکاتبات را به زبان فارسی برگردانند.

بود و نبود احمدی نژاد (شنبه 9 شهریور)
او انگار هرگز وجود نداشت. مزاحمی بود در عرصه ی سیاست که با فلاکت آمد و با فلاکت رفت. به همین سادگی که نه٬ دنیا را به هم زد و رفت. خراب کاری های او را تاریخ باید بر شمرد. نکته جالب اینجاست که انبوه خراب کاری های او در خرابکده ی حکومت اسلامی گم شد و تو گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته. در حکومت اسلامی نیک که بنگریم تمام شاخص های خوب رو به پایین می رود و تمام شاخص های بد رو به بال


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016