شنبه 14 دی 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

روحانی به طرف مردم می‌آيد؟ مجتبی واحدی

مجتبی واحدی
انگيزه روحانی هرچه باشد عملی شدن اراده او به نفع مردم خواهد بود. پس بايد او را بر پيگيری همين روش تشويق کرد و البته به او هشدار داد که مردم اين بار به راحتی فريب نخواهند خورد و به روحانی هم اجازه نخواهند داد معامله خود با رهبر را فقط به "عدم سنگ‌اندازی خامنه‌ای در برابر دولت"، محدود سازد

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 



سخنان حسن روحانی در سالگرد راهپيمايی حکومتی نهم دی ماه ، بازتاب های زيادی در رسانه های داخلی و خارجی داشت. بوق های تبليغاتی حکومت ، اين بخش از سخنان روحانی را بزرگنمايی کردند که "مردم زمانيکه احساس کردند به باورها و ارزش‌های دينی و اعتقادی آنها توهين شده و بيگانگان خيال دخالت در حوزه‌های اخلاقی و اعتقادی آنان را دارند به حرکت در آمدند ". آنها با انعکاس مکرر همين جملات ، به دنبال القای اين نکته بودند که برخلاف تبليغات گسترده گروهی از اصلاح طلبان ، روحانی نه تنها به دنبال رفع حصر از سران جنبش سبز نيست بلکه او هم دست اندرکاران جنبش اعتراضی را وابسته به بيگانگان می داند. برخورد حاميان جنبش سبز و اصلاح طلبان با همين بخش از سخنان روحانی ، يکدست نبود. اغلب اصلاح طلبان حکومتی ، همان رويه ای را درپيش گرفتند که در ماههای پس از انتخابات بيست و چهارم خرداد به آن پايبندی داشتند. اما اين بار چون در سخنان روحانی جمله قابل تفسير به نفع خود نيافتند از کنار آن گذاشتند . در مقابل ، اغلب کسانی که در رسانه های مجازی ، از جنبش سبزحمايت می کنند زبان به اعتراض گشودند اگرچه می دانستند اعتراضات ايشان در رسانه هايی که خود را سخنگويان انحصاری جنبش می دانند انعکاسی نخواهد داشت. نگارنده مايل است از زاويه ديگر به سخنان روحانی بپردازد اما پيش از آن ، ذکر دونکته ضروری است. اولاً معتقدم روحانی هم در اراده عمومی حاکميت برای ريشه کنی هر اعتراض مؤثر ، شريک است و نمی توان حساب او را در اين زمينه از ساير ارکان سرکوبگر حکومت جدا دانست اگر چه ممکن است در مورد شيوه برخورد ، او اختلافاتی با جناح تندرو حکومت داشته باشد. ثانيا ً ادعای روحانی در مورد مرتبط دانستن تحرکات روز عاشورا با بيگانگان ، گزافه گويی است زيرا او به خوبی می داند آنچه مردم را در روز عاشورای سال ۸۸ به خيزش واداشت وحشی گری عوامل سرکوب و قتل تعدادی از بی گناهان به دست مأموران حکومت بود.

اما آيا سخن روحانی در سالگرد اوباشگری نهم دی ، تنها همان جملاتی بود که در روزهای اخير به آن پرداخته شده است؟ نگاهی به متن کامل سخنان رئيس جمهور اسلامی نشان می دهد مهم ترين هدف او از آن سخنان ،تفاوت عمده با اغلب برداشت ها از اظهارات او داشته است. به باور من سخنان روحانی حاوی سه نکته اساسی بود که به آن توجه نشد. نخست آنکه او برخلاف نظر رهبر که در چهار سال گذشته ، "شناخت فتنه " را تنها نشانه بصيرت دانسته است روحانی ،حضور و انتخاب مردم در بيست و چهار مرداد را دليل بصيرت آنان دانست . اين سخن قطعاً به مذاق رهبر خوش نخواهد آمد زيرا عمده حاميان روحانی در انتخابات اخير کسانی بودند که رهبر در چهار سال اخير به تصريح يا تلويح آنها را به "همراهی با فتنه "و دربهترين حالت به "سکوت در برابر فتنه "متهم کرده است.نکته ديگر در سخنان روحانی اين بود که او، از اينکه به بهانه بصيرت ، توهين و افراطی گری رايج شده است انتقاد کرد واظهار داشت :" بصيرت با توهين و افراطی‌گری سازگار نيست، "اين سخن در واقع پاسخی به مأموريت آشکار رهبر به تعدادی از سخن گويان خود بود که از يک ماه پيش به طور ناگهانی فعال شده و با تندترين عبارات ، افراطی ترين برخوردها با رهبران نمادين و اعضای جنبش سيز را خواستار شده اند.اما به نظر می رسد مهم ترين پيام در اظهارات روز نهم دی ماه روحانی ، خطاب به سيد علی خامنه ای بوده است .
او ضمن آنکه لازمه بصيرت را تشخيص دقيق شرايط زمان و مصالح کشور دانست گفت : " امروز در شرايطی که ما در حال مذاکره جدی با قدرت‌های جهانی هستيم مصلحت کشور اقتضا می‌کند بالاترين درجه وحدت و انسجام ملی را نشان دهيم." طرح اين سخن در نهم دی ماه ، مفهوم خاص داشت و نشان می داد ادامه روندی که به بهانه سالگرد اوباش گری نهم دی ماه پيگيری می شود از نظر روحانی موجب از بين رفتن انسجام داخلی است. مخاطب مستقيم اين سخن ، سيد علی خامنه ای بود که در شرايط فعلی بيش از هرکس به موفقيت دولت روحانی در به سامان رساندن پرونده هسته ای برای رفع تحريم ها نياز دارد. در واقع روحانی در سخنان نهم دی ماه خود به تکرار تريبونی پيام هايی پرداخته که بارها به صورت حضوری با خامنه ای در ميان گذاشته اما تا کنون نتيجه ای از آنها نگرفته است.شايد روحانی گمان می کند ضعف رهبر در برابر سرکوبگرانی که بعد از حوادث سال ۸۸ حکومت را نجات دادند او را در موقعيتی قرار داده که شخصاً نمی تواند نهادهای نظامی مسلط را به نرمش در داخل قانع نمايد. پس روحانی با اعلام علنی " در خطر بودن توافق هسته ای " ، خامنه ای را به وحشت می اندازد و او را به چاره انديشی وادار می کند اگر چه بر همگان آشکار است که حتی اگر خامنه ای دچار وحشت و نگرانی شود ناتوان از ايستادن در برابر کسانی است که "شدت عمل بيشتر در داخل "را خواستار هستند.پس روحانی با اين هشدارها ،خوراک در اختيار رهبر می گذارد تا در ديدار های خود با بخش افراطی تر و خرد گريزتر حکومت ، آنها را به همين سخنان رئيس جمهور اسلامی ارجاع و بعضی عقب نشينی های داخلی را اجتناب ناپذير نشان دهد .در واقع ، روحانی ، حيله خامنه ای را به خود او بازمی گرداند. همانطور که در يادداشت " اين بی سر و پاها با دستور آمده اند " نوشتم خامنه ای در حال حاضر ضعيف تر از آنست که شخصاً علم مخالفت با رفع حصر از موسوی ، کروبی و رهنورد را به دست گيرد. پس عده ای را مأمور ساخته تا با طرح مطالبه اعدام ،به خيال خود از زبان ديگران پاسخی برای درخواست کنندگان آزادی کروبی وموسوی عرضه کند و ادامه حبس آنها را اجتناب ناپذير جلوه دهد.اکنون روحانی هم اين سخنان را می گويد تا خامنه ای در مواجهه با "زير دستان مسلط بر خود " که افزايش فشار های داخلی را مطالبه می کنند آنها را به هشدارهای رئيس جمهور ودر خطر بودن موجوديت نظام ارجاع دهد. شايد اين آخرين تدبيری است که روحانی انديشيده و آن را موجب فشار بر بخش افراطی تر حکومت می داند.

همانطور که در ابتدای يادداشت اشاره شده ، روحانی در مقابله با کسانی که می توانند گفتمان حکومت اسلامی را با چالش مواجه سازند تفاوت عمده ای با خامنه ای و فرماندهان سرکوب ندارد. اما اين نکته را نيز به خوبی دريافته است که نياز رهبر به او ، با به سامان رسيدن مذاکرات هسته ای و رفع تحريم ها ، پايان می يابد و سپس او هم مشمول کينه توزی های ولی فقيه خواهد شد. رئيس جمهور اسلامی با درک اين نکته، تصميم گرفته از نياز مقطعی رهبر به خود به خوبی بهره برداری کند و او را مجبور سازد تا محدوديت هايی در مقابل بخش افراطی تر حکومت قرار دهد. روحانی به اين اميد است که تضعيف اين بخش از ياران رهبر، در آينده موازنه قدرت ميان خامنه ای و رئيس جمهور را به نفع دولت تعيير خواهد داد که البته تلقی درستی است. همين وضعيت به نوعی ديگر در زمان خاتمی وجود داشت اما او هيچگاه نخواست يا نتوانست از نياز رهبر به خود برای محدود سازی خامنه ای بهره بگيرد .اما روحانی هم شجاع تر از خاتمی است هم تجربه هشت سال اصلاحات را با خود دارد .لذا اکنون مصمم به معامله با رهبربه جای تعامل يک طرفه با اوست . در سه دهه قبل ، هيچگاه جنگ قدرت در داخل نظام ، سودی عايد مردم نکرده است اما به نظر می رسد اين بار رئيس دولت متوجه شده که پايداری دولتش جزبا ايستادگی در کنار مردم و پافشاری بر استيفای برخی از حقوق آنها امکان پذير نخواهد بود. انگيزه روحانی ، هرچه باشد عملی شدن اراده او به نفع مردم خواهد بود. پس بايد او را بر پيگيری همين روش تشويق کرد و البته به او هشدار داد که مردم اين بار به راحتی فريب نخواهند خورد و به روحانی هم اجازه نخواهند داد معامله خود با رهبر را فقط به "عدم سنگ اندازی خامنه ای در برابر دولت " محدود سازد.

به‌نقل از [مرکز دموکراسی برای ايران]


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016