گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
1 آبان» مصادره منافع ملی ايران توسط سپاه پاسداران، بهروز بهبودی12 شهریور» تاثيرآلوده به جنايت جمهوری اسلامی، بهروز بهبودی 28 مرداد» کابينه چاکران رهبری، بهروز بهبودی 25 تیر» عشق و آتش در سرنوشت مردم مصر، بهروز بهبودی 11 تیر» سوريه، صحنه جنگ سردی نوين، بهروز بهبودی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! احمدینژاد و روحانی، اهداف يکسان، اولويتهای متفاوت، بهروز بهبودی![]()
اين روزها در خصوص تفاوت های دو رئيس دولت جمهوری اسلامی ، سخن بسيار گفته می شود. عده زيادی بدون توجه کافی به ساختار واقعی قدرت و حتی بدون توجه به سوابق حسن روحانی و محمود احمدی نژاد، سخنرانی های اين دو را معيار قضاوت قرار داده و بلافاصله نتيجه گيری می کنند که « احمدی نژاد کجا و روحانی کجا؟»در اين مورد سخن بسيار است. به خصوص آنکه بسياری از مقايسه کنندگان، سخنان خاصی از روحانی را با سخنان احمدی نژاد در سالهای اوليه رياست جمهوری مقايسه می کنند . اينان که به شدت شيفته روحانی هستند آنگاه که لازم باشد گوش خويش را به راحتی می بندند تا برخی سخنان روحانی که مشابهت فراوان به سخنان احمدی نژاد دارد را نشوند و تئوری تفاوت از زمين تا آسمان ، دچار خلل نشود. اما اولاً آيا واقعاً تفاوت احمدی نژاد و روحانی ، از زمين تا آسمان است ؟ ثانياً به فرض وجود اين تفاوت ، آيا متفاوت بودن اين دو ، تغيير قابل توجهی در سرنوشت واقعی ايران ايجاد می کند؟ پاسخ من به هر دو پرسش ، منفی است. اولاً نگاهی به سوابق حسن روحانی در بيست و پنج سال گذشته نشان می دهد او همواره از نزديک ترين پيروان رهبر جمهوری اسلامی بوده وجز اجرای منويات او ، امکان و حتی دغدغه ديگری نداشته است. اين همان وضعيتی است که محمود احمدی نژاد در بخش عمده از هشت سال گذشته با آن مواجه بوده اما عده ای ازسياست مداران در جمهوری اسلامی با چشم بستن عمدی بر اين واقعيت، تلاش می کنند همه کژی های هشت سال گذشته را به احمدی نژاد نسبت دهند و رهبر جمهوری اسلامی را از مسئوليت ، مبرا نمايند. در واقع ،فريب کاری و سرگرم سازی جديد بر اين پايه استوار است که روحانی را پديده ای کاملاً متفاوت نسبت به احمدی نژاد نشان دهند . نويسندگان و مجريان اين سناريو، با تحميل مسئوليت همه مشکلات کشور به رئيس جمهور سابق ، ظهور روحانی در عرصه سياسی کشور را مائده ای آسمانی و معجزه ای برای بازگرداندن مديريت کشور به مسير صحيح معرفی می نمايند. آنها با اين روش، از يک سو به دنبال سرگرم سازی افکار عمومی در داخل و انحراف اذهان عمومی از ريشه اصلی مشکلات کشور يعنی ساختار نظام ولايی هستند و از سوی ديگر سودای فريب دولت های خارجی و مجامع بين المللی را در سر می پرورانند. در بعد داخلی ، متأسفانه گروهی از اصلاح طلبان حکومتی با رقبای اقتدار گرای خويش هم زبان شده و با حذف عمدی سهم رهبر در نابسامانی های ايران ، به گونه ای سخن می گويند که گويی اولاً تا قبل از روی کارآمدن احمدی نژاد ، ايرانيان در بهشت برين زندگی می کرده اند و ثانياً آنچه در هشت سال گذشته بر اين مُلک و ملت رفته ، همه و همه حاصل فساد و بی تدبيری احمدی نژاد است. آنها همچنين نه تنها سهم روحانی در سرکوب ها و انحرافات مديريتی سی وچند سال گذشته را مخفی می کنند بلکه نقاط ضعف جديد او را نيز ناديده می گيرند و از ديگران هم می خواهند چشم ها و گوش ها را بر اقدامات و اظهارات نا صحيح روحانی ببندند. جديد ترين نمونه از اين لاپوشانی شرم آور در هفته گذشته و در جريان سفر حسن روحانی به خوزستان اتفاق افتاد. او در جمع روحانيون خوزستان اظهار داشت : «غرب هر چه دارد از علمای اسلام دارد. شما حتی دانشگاههای قديمی غرب را که نگاه میکنيد می بينيد حتی ساختمانش هم تقليد از حوزههای علميه است. آکسفورد را ببينيد، شبيه مدرسه فيضيه است!». اين سخنان با بی تفاوتی اغلب اصلاح طلبانی مواجه شد که همواره مترصد نکته يابی از سخنان احمدی نژاد برای تمسخر او بودند و هر سخن بی منطق احمدی نژاد را بارها در رسانه های خود بازتاب می دادند. در خصوص اقدامات امنيتی دولت روحانی و نيز واکنش اعضای دولت او به تحولات سوريه هم اصلاح طلبان ترجيح می دهند با نسبت دادن اين امور به نهادهايی در خارج از دولت ، از روحانی سلب مسئوليت نمايند. در حالی که مسئوليت موارد مشابه در دولت قبلی را مستقيماً متوجه احمدی نژاد می دانستند. به باور من ، در همه آنچه که در دولت گذشته اتفاق افتاد و آنچه که در دولت جديد به وقوع می پيوندد احمدی نژاد مسئوليت قطعی داشت و روحانی مسئوليت مستقيم دارد . حتی در خصوص مفاسد ساير ارکان حکومت هم احمدی نژاد نمی تواند خود را بری از مسئوليت بداند زيرا او از تريبون و امکانات کافی برخوردار بود و می توانست با افشای آن مفاسد از تريبون های عمومی ، مديران فاسد ساير قوای حکومتی را تحت فشار بگذارد همانطور که هرگاه ظلم و فساد در دستگاه قضايی و مجلس، دامنگير اعضای دولت و رئيس آن می شد احمدی نژاد با استفاده از تريبون های عمومی ، اعتراض خود را اعلام می کرد. به همين استدلال ، روحانی نيز نمی تواند نسبت به آنچه توسط ارکان گوناگون حکومت انجام می شود از خود سلب مسئوليت نمايد.البته اصلاح طلبانی هم که تلاش می کنند روحانی را از تيررس انتقاد رسانه ها دور نگه دارند در ظلم ها و مفاسد دولت او شريک هستند همانطور که اقتدار گرايان، شريک همه پلشتی هايی هستند که در زمان احمدی نژاد به وقوع پيوست. من بر اين باورم که روحانی دقيقاً همان راهی را می رود که احمدی نژاد رفت. هر دو آنها مأمورانی هستند که منويات نظام ولايی و شخص ولی فقيه را تعقيب می کنند. البته روش های آنها متفاوت است ومتناسب با نيازهای داخلی و ضرورت های خارجی تنظيم می شود. حتی در برخی موارد، روش های آنها نيز يکسان است و تنها اولويت بندی های آن دو با يکديگر تفاوت دارد. در عرصه داخلی ، احمدی نژاد ابتدا تلاش کرد روحانيون بنياد گرا ونيروهای سنتی در داخل حاکميت را با خود همراه سازد و پس از استقرار در جايگاه رياست دولت ، تبليفات عامه پسند خود برای فريب افکار عمومی را آغاز کرد. اما روحانی به مقتضای شرايط داخلی و خارجی ، ابتدا همت خود را مصروف فريب افکار عمومی نمود و آنگاه که با حمايت بسياری از منتقدان و ناراضيان، به حکومت رسيد فريب سنتی ها وبنياد گرايان را آغاز نموده است. سخنان روحانی در جمع روحانيون خوزستان و ادعای " تقليد آکسفورد از فيضيه " بخشی از مرحله دوم فريب کاری روحانی برای همراه ساختن بنياد گرايان با خويش است. سناريوی فريب روحانی در عرصه بين المللی نيز ادامه روش احمدی نژاد البته با جابجايی اولويت هاست . به موجب سياست پيشين خامنه ای که احمدی نژاد مجری آن بود جمهوری اسلامی، ابتدا می بايست با توسعه توان اتمی خود، غربی ها را مجبور به مذاکره با جمهوری اسلامی و دادن امتيازاتی به اين "رژيم ماجرا جو"نمايد اما روحانی موظف شده ابتدا قدرت های بزرگ جهانی را بفريبد و آنها را به پشت ميز مذاکره با جمهوری اسلامی بکشاند و آنگاه از فرصت ايجاد شده ، برای پيگيری ماجراجويی های بين المللی نظام بهره بگيرد و آنها را به دادن امتيازاتی وادار سازد. روی سخن من با دولت های غربی است که به نظر می رسد بار ديگر در دام جمهوری اسلامی و بازی های خامنه ای افتاده اند. آنها می دانند که رفع برخی تحريم ها و آزاد سازی بخشی از پول های بلوکه شده ايران ، بيش از آنکه گره ای از مردم ايران باز کند دست رژيم را برای پيگيری اهداف ماجراجويانه خود در عرصه بين المللی باز خواهد کرد. ظاهرا ً عدم حل مشکلات مردم ايران ، دولت های طرف مذاکره جمهوری اسلامی را نگران نمی کند. اما قاعدتاً آنها مايل نيستند که مجری بخشی از بازی فريب خامنه ای به دست روحانی باشند. آن هم فريبی که فريب خورده اصلی آن ، همين دولت ها خواهند بود! پس به آنها هشدار می دهم "بازی مذاکرات جمهوری اسلامی" با امريکا و ساير قدرت های جهانی ، دارای دو مصرف داخلی و خارجی است . نظام ولايت فقيه از برگ همين بازی ها برای سرگرم سازی مردم در داخل ايران و عبور موقت از برخی بحران ها بهره می برد. ظاهراً برخی از طرف های مذاکره با جمهوری اسلامی ، از اين بابت نگرانی ندارند اما آيا آنها نگران بازی خوردن خود هم نيستند؟ اگر هستند با چشم بازتر به بازی های جديد جمهوری اسلامی نگاه کنند. بهروز بهبودی Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||