"پردهها را بکشیم وبه تفکر بنشینیم" هنری چهارم
هیچگاه جمهوری اسلامی در چنین وضعیت شکنندهای قرار نداشته. رژیمی که مشروعیت خود از کف داده ودرتمامی برنامههای خودباشکست مواجهه گردیده است. تمامی شواهد نشان از نوعی سر در گمی بین حکومتیان ونیروهای نظامی و هراس آنها از آمدن ترامپ و چالشی بزرگ دردرون حکومت میدهد.
کابوس حمله اسرائیل و چگونگی برخورد با اواز یک طرف وهراس ازجامعه زخم خورده، تحقیر شده، سقوط کرده از نظر اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی و بسیارجوان از کف داده از طرف دیگرکار بر حکومت سخت کرده است.
مردمی تلنبارازخشم ونفرت که جانشان بلب رسده و مترصد فرصتی هستند که به خیابانها بریزندو دماراز روزگارهرچه آخوند جماعت در قدرت، نیروهای سرکوب در آورند. جامعه در پیچ تاب است، سرگشته، بلاتکلیف که به روزمرگی دلهره آوری مبتلا شده. مردمی که هر روزشان بد تر وناامید کننده تر از دیروز است و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
چیزی در اعماق میخروشد! دیگ جوشانی منتظر تلنگری که با حکومت در آویزد. زنان با همتی تحسین برانگیز یاسای چنگیزی خامنهای در مورد حجاب راسکه یک پول کردهاند. حرکتی شجاعانه که حکومت بهیچ عنوان قادربه شکستن آن نیست. پشم وپیله حجاب وحجاب بانان چنان فرو ریخته که تکرار هر باره آن چیزی جز تمسخر رژیم بهمراه ندارد.
زبان انتقادجامعه ازاستادان مطرح تا روزنامه نگاران شناخته شده، زندانیان سیاسی ومردم کوچه بازار گشوده شده است.
دیگراز آن نیم چه آبروی ادعائی خامنهای جز پوزخندی نمانده است. آنچه که در این روزهای ملتهب در جامعه میگذرد. بار دیگر لزوم اتحاد تمامی نیروهای مخالف و خواهان سرنگونی را طلب میکند. اما دریغ که هیچ کدام از مسائل عینی درون کشورمسئله جدی اپوزیسیون خارج از کشور نیست. آنچه که نیروهای خارج کشور با آن درگیرند مسائل ذهنی و تئوریک آن هاست که سال هاست آنها را در چنبره خود گرفته ومانع ازهماهنگ شدنشان با خواست ونیاز جامعه و افکار عمومی میگردد.
برخورد چهرههای سیاسی گرفتاردر زندان، نیروهاو فعالان سیاسیی درجامعه که در وحدتی دل چسیب بی آن که قصدی بر تخریب کسی داشت باشند امید آفرین است. نیروهای داخل کشور در کمال منطق به آرایش نیروها علی الخصوص حکومت نگاه میکنند. نقاط ضعف وقدرت آن را میسنجند وبدرستی بر شکل گیری یک نیروی مرکب از سلطنت طلبان، جمهوری خواهان، ودیگر نیروهای خواهان سرنگونی نظام تاکید میکنند. کاری که به مذاق شرطی شده نیروهای خارج از کشورمخالف حکومت چندان خوشایند نیست. شرایط عینی جامعه جائی برای برخورد باب طبع نیروها بسبک سیاسیون پیر شده در خارح نمیگذارد.
در خواست مکرر مبارزان درون کشور چه از درون زندانها، چه نیروهای فعال سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری برای همبستگی وشکل دادن به اتحادی گسترده جهت حمایت از مبارزان داخل متاسفانه ره بجائی نبرده وقادر نشده تمامی احزاب، سازمانها و برخی مدعیان آزادی خواهی را زیر یک شعار واحد یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی گرد آورد.
حداقل ائتلافی مقطعی برای این دوره از مبارزه ایجاد کند.
نتوانسته در برابر این همه شور و پایداری نسل جوان ومشتاق که جان بر سر شعار زیبای "زن، زندگی، آزادی" نهاده وبمیدان مبارزهای سخت نابرابر با حکومت مستبد و خون ریز جمهوری اسلامی آمدهاند! جوابی در خور و دلگرم کننده بدهد.
نتوانسته بر منیتها و پیشداوریهای اپوزیسیون خارج از کشور فائق شود. مبارزه مشترک بر علیه جمهوری اسلامی را به محور اصلی مبارزه در مرحله کنونی مبدل سازد. همآهنگ شدن باریتم زندگی درغرب که از شور مبارزه میکاهد و محاسبه گری پیرانه سری را بر آن میافزاید مانع از کنده شدن از مشغولیتهای ذهنی میگردد.
هراز چندی کسی موردی مانند توهین به "غلامحسین ساعدی" را بچنان امری بزرگ وحیاتی بدل میکند که تمام مسائل تحت الشعاع آن قرار میگیرد وباردیگرمبارزه با سلطنت طلبان را در سر فصل مبارزه اپوزیسیون خارج از کشور قرار میدهد. کاری که چهل واندی سال است به صور گوناگون تکرار میشود بی آن که به نتایج چنین برخورد هائی برای یک بار هم شده نقدی جدی وارد کنیم. عدم چنین نقدیست که در این روزهای سرنوشت ساز بار دیگر نقش وابتر بودن اپوزیسیون خارج از کشور را بنمایش میگذارد. "از ابر یائسه امید باران نیست". آیا واقعا وقت آن نرسیده که پردههای این تئاتر کهنه وتکراری را بکشیم و به تفکر بنشینیم؟
ابوالفضل محققی
*

اسلام و شیعه گری، تولید حشره و کرگدن، جلال ایجادی