• از کتاب در حال تالیف: "راه دمکراسی از یونان تا ایران"
پرسشی در کانال "پوپولیسم، مانع دمکراسی" توسط هموطن آگاهی مطرح شد که در واقع به همان مسئله لاینحل جامعه ایرانی امروز ما اشاره دارد:
"آیا مردم برای حرکت و جنبش اجتماعی و انقلاب، احتیاج به نظم و نهاد سیاسی (اورگانیزاسیون) دارند یا خیر؟
اگر آری، با اکثریت مردمی که به مانند سیاسیونشان عوام پسند و پوپولیست هستند، چگونه میتوان اورگانیزاسیون درست کرد؟ و سپس با آنان کار سیاسی کرد؟
چه بخواهیم و چه نخواهیم پوپولیستها و فاشیستها (به تعبیر جنابعالی) اکثریت هستند و من و شما اقلیت.
پس بنظر من طرح دیگری باید انداخت. "
از قضا، این پرسش پیچیده، بیانگر ذهن پیچیده ماست. طی ۴۶ سال بازیگریهای ج. ا. و آدرسهای اشتباه سیاسیون و الیت، ما را چنان پیچیدهاند که به این سردرگمی و بن بست مطلق فرو افتادهایم.
و اما جهت حل مسائل پیچیده، ابتدا باید مسئله را ساده کنیم.
پرسش اولیه اینطور خلاصه میگردد:
آیا مردم برای حرکت اجتماعی احتیاج به نظم و نهاد سیاسی (اورگانیزاسیون و رهبر و...) دارند یا خیر؟
پاسخ بسیار ساده و خلاف پیش داوریهای پرسش کننده و البته بسیاری از ما ایرانیان است: خیر! مردم برای حرکت اجتماعی و قیام و انقلاب احتیاج به نظم و نهاد سیاسی (اورگانیزاسیون و رهبر و...) ندارند.
خوشبختانه چنین است وگرنه جهان هیچگاه از چنگال پلید دیکتاتورهای تاریخ رهایی نمیافت. و هیچ دمکراسی یا مردم سالاری در جهان شکل نمیگرفت:
مگر در کشورهای دمکراتیک پیشرفته مردم برای حرکت اجتماعی به نظم و نهاد سیاسی و رهبر نیاز دارند؟
به هیچ وجه!
مگر انقلابهای فرانسه و آمریکا و بریتانیا که بزرگترین و مهم ترین و اولین انقلابهای تاریخ بودهاند، نظم و نهاد سیاسی (اورگانیزاسیون و رهبر و...) داشتند؟
این موضوعاتی که در پرسش فوق مطرح شده نتیجه ۴۶ سال آدرسهای غلط اپوزیسیون پوپولیست ماست. نتیجه ذهنیت استبداد زده ماست. نتیجه درک اشتباه ما از آزادی و حقوق اساسی مان است که برای ما موضوعاتی پیچیده بودهاند. و هنوز هستند.
حال آنکه این موضوعات در جوامع پیشرفته کاملا پیش پا افتاده و عادی هستند.
و جالب است که این سیاسیون و الیت پوپولیست ما، همانها که این موضوعات را بسیار "میپیچند"، حاضر به مناظره هم نیستند. و در بحثها، فقط با رفقای خود بحث میکنند. و گاه، با افراطیون مخالف خود. اما هیچگاه با مخالفان دمکراتیک خود بحث و مناظرهای حقیقی و چالشی نمیکنند!
البته این دقیقا از مشخصات پوپولیست هاست که در صورت احساس ضعف، از مناظره و بحث فراریاند. چنانچه در کانال "پوپولیسم، مانع دمکراسی"، فرهنگ دمکراتیک را ترویج میدهیم و مرتبا در رابطه با "معضلات"، طرح و پاسخ میدهیم. و همه موضوعات را بلا استثنا به بحث و مناظره میگذاریم.
بله. برای پاسخگویی به پرسش فوق، کافیست کتابهای تاریخ انقلابها را باز کنیم و تاریخ را از اول و با حوصله و دقت بخوانیم تا متوجه شویم که انقلابها که منجر به اساسی ترین تغییرات در نظام و بنابراین در قانون اساسی شدهاند، هیچکدام پیشاپیش، نظم و نهاد سیاسی (اورگانیزاسیون و رهبر و...) نداشتند.
در واقع، دقیقا به همین خاطر هم انقلاب شد. چون دیکتاتور یا فاشیست حاکم، اجازه ایجاد نظم و نهاد سیاسی (اورگانیزاسیون و رهبر و...) به مخالف خود نمیدهد. و نهاد سیاسی مخالف یا حتی رقیب را نابود میکند.
همین پاسخ را به پوپولیستهای ایرانی بارها دادهام و هیچ کدام پاسخی نداشتند.
انقلابها و جنبشها، در ابتدا، نه نقشه راه، نه نظم، نه نهاد سیاسی، نه حتی رهبر، داشتند.
رهبران انقلابها در طی قیام و انقلاب بالا میآیند و پیش میافتند.
اما اپوزیسیون و الیت ما اکثرا دروغ گو و نادانهای بزرگی هستند که تاریخ را وارونه میخوانند تا بدروغ به مردم ما روز و شب بگویند "برای انقلاب آماده نیستیم"!
مگر انقلاب ۵۷، از سال ۵۰ یا ۵۵ آماده شده بود؟
مگر خمینی وقتی به فرانسه رسید، رهبر انقلاب و راهپیماییهای مهم و بزرگ داخل و خارج کشور بود؟
مگر انقلاب رومانی پیشاپیش نظم و سازماندهی داشت؟
مگر حتی انقلاب چکسلواکی با رهبری واکلاو هاول شروع شد؟
بالواقع، اعتراضات و راهپیماییها شروع شده بودند که به ندرت واکلاو هاول رهبر انقلاب "شد"!
مثل خمینی سال ۵۷ زمانی که به پاریس رسید، در ایران بسیار شلوغ بود...
و حتی رهبران سیاسی جملگی اذعان میدارند که آماده نبودند.
خمینی سوار بر انقلاب ۵۷ شد. حتی خبرنگاران در ایران از بازرگان پرسیدند آیا شما رهبر انقلاب هستید و بازرگان در آن لحظه، با وحشت از ساواک شاه و دیگر مسائل روز، جرات نکرد پاسخ مثبت دهد. اما پاسخش برای بسیاری از ایرانیان تاریخی شد که مدام این پاسخ را طوطی وار تکرار میکنند.
با اینحال حقیقت این است که این پاسخ یک گزافه گویی بود.
چرا که اگر اینطور باشد تمام انقلابها رهبرشان، دیکتاتوری است که علیه او انقلاب میشود!
پس رهبر انقلاب آمریکا، مجلس بریتانیا بود؟
رهبر انقلاب فرانسه "شاه لویی شانزدهم" بود؟
و رهبر انقلاب بریتانیا، شاهان انگلستان بودند؟
و رهبر انقلاب رومانی، چائوشسکو دیکتاتور بی رحم بود که بلافاصله دستگیر و اعدام شد؟
مهرزاد نکوروح جم
کارشناس ارشد اروپا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
- https://t.me/populismir
- Samuel P. Huntington, Political order in changing societies, Harvard University. Center for International Affairs
- Gauchet Marcel, « La révolution moderne », Gallimard
- Populisme : le grand ressentiment, Éric Fassin
- Le siècle du populisme, Pierre Rosanvallon
- Ce côté obscur du peuple, Pascal Ory
- Peuple souverain, Pascal Ory
- Gauchet M., « Le mal démocratique », Esprit, octobre, 1993
- Apocalypse cognitive, Gérald Bronner

درس هایی که از انقلاب ۵۷ گرفتم، کیقباد یزدانی

گیروف، گیله مرد