Saturday, Nov 15, 2025

صفحه نخست » طرح امریکاییِ گروگانگیری: راهکار موفق امریکا برای خنثی‌سازی انقلاب ایران و حذف خادمان ایرانی. علی صدارت

Ali_Sedarat_3.jpgدر رابطه با گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ (یعنی کمتر از فقط ۹ ماه بعد از انقلاب بهمن ۱۳۵۷):

گروگان‌گیری طرحی بود که:

۱-در امریکا (از جمله توسط هنری کیسنجر، و دیوید راکفلر، و اشرف پهلوی) ریخته شد؛ و

۲-توسط رابط/رابطانی که هنوز نامشخص هستند، به ایران آورده شد(گر چه در این رابطه اسمی از موسویِ خوینی‌ها آورده شده)؛ و

۳-در ایران توسط «دانشجویان پیرو خط امام» اجرایی شد.

کیسینجر و شرکا صدور اجازهٌ ورود محمدرضا پهلوی به امریکا را به کارتر تحمیل کردند، که با جریحه‌دار کردن احساسات ایرانیان و افزایش خشم آن‌ها علیه دخالت‌های امریکا در امور داخلی ما، زمینه روانیِ حملهٌ دوباره به سفارت امریکا را فراهم کنند،

قرار بر این بود که بعد از حمله به سفارت، اشغال‌کنندگان مانند دفعهٌ اول بعد از یکی دو روز، محل را ترک کنند. بنا نبود که ۵۲ عضو سفارت امریکا را برای ۴۴۴ روز به گروگان نگه دارند.

رئيس جمهور امریکا کارتر، و رئيس جمهور ایران بنی‌صدر از همان ابتدا، به طریق قانونی و از راههای متداول دیپلوماتیک، تلاش داشتند گروگان‌ها در اسرع وقت، آزاد شوند و به امریکا باز گردند،

دورهٌ ریاست جمهوری کارتر در ژانویه ۱۹۸۰ تمام می‌شد. در سال ۱۹۷۹، جیمی کارتر از حزب دموکرات، و رونالد ریگن از حزب جمهوری‌خواه، فینالیست‌های مبارزات انتخاباتی برای کاخ سفید بودند. انتخابات برای ریاست جمهوری، در ماه نوامبر برگزار می‌شود.

وقایع و اتفاقاتی که در ماهها و هفته‌های آخر سال مبارزات انتخاباتی می‌افتند، تاثیر فراوانی در نتیجهٌ انتخابات می‌گذارد. در این رابطه ماه اکتبر به‌ویژه خیلی مهم است. وقوع و یا عدمِ وقوعِ اتفاقاتِ غافل‌گیر کننده در این ماه، به «اکتبر سورپرایز» معروف شده است.

کارتر می‌دانست که اگر بتواند گروگان‌ها را تا ماه اکتبر ۱۹۷۹ آزاد کند، انتخابِ مجدد خود را تضمین کرده است. وی تمام تلاش خود را در این زمینه انجام داد تا با وقوعِ آزادی گروگان‌ها و حل بحرانِ گروگان‌گیری، «اکتبر سورپرایز» را به نفع خود تمام کند.

ریگن هم می‌دانست که اگر بحرانِ گروگان‌گیری تا اکتبر-نوامبر ۱۹۷۹ حل نشود، برندهٌ انتخابات ریاست جمهوری وی خواهد بود. او هم تمام تلاش خود را انجام داد که با عدمِ وقوعِ آزادی گروگان‌ها و ادامهٌ بحرانِ گروگان‌گیری، با بی‌کفایت و بی‌لیاقت نشان دادن کارتر در افکار عمومیِ امریکا، «اکتبر سورپرایز» را به نفع خود تمام کند.

از جمله همکاران ریگن در مبارزات انتخاباتی، باید که از ویلیام کیسی (William Joseph Casey) و ریچارد آلن (Richard Allen) هم نامی برده شود، چرا که آن‌ها در اکتبر سورپرایز دیگری در سال ۱۹۶۸ برای برنده شده ریچارد نیکسون در انتخابات ریاست جمهوری، دست داشتند!

https://alisedarat.com/2024/10/31/13718/

ریگن و شرکا برای به تاخیر انداختن آزادی گروگان‌ها، به بنی‌صدر مراجعه کردند، و با قول قرارهایی او را تطمیع کردند. بنی‌صدر شرکت در این معاملهٌ پنهانی و این عمل غیرِ قانونی و خلاف حقوق را نپذیرفت.

در نتیجه، ریگن و شرکا به مخالفان بنی‌صدر یعنی خمینی و شرکا و بهشتی و رفسنجانی و خامنه‌ای و برخی اعضا حزب «جمهوری اسلامی» مراجعه کردند، و با استقبال آن‌ها از شرکت در این معاملهٌ پنهانی و این عملِ غیرِ قانونی و خلافِ حقوق، ننگ شریک جرم شدن ریگن و شرکا را پذیرفتند. آن‌ها به این معامله ننگ‌آمیز، به عنوان موقعیتی برای تخریب بنی‌صدر و تضعیف ریاست جمهوری می‌نگریستند، و حتی کفتند که از گروگان‌ها به عنوان یک «آتو» علیه بنی‌صدر استفاده می‌کنند. تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر، از همان اوایل انقلاب شروع شده بود وقتی که خمینی به پاریس رفت، بیشتر هم شد. به‌طوری که او را حتی در ابتدا در «شورای انقلاب» منصوب نکرده بودند. این تخریب و ترور شخصیت بنی‌صدر، از زمانی که وی نامزد مقام ریاست جمهوری شد، اوج گرفت. بهشتی گفته بود: «...یا انتخابات انجام نمی‌شود، و یا اگر بشود بنی‌صدر رئیس جمهر نخواهد شد...» این تقابل‌ها که البته در واقع به ضرر ایران و ایرانیان بود، در دوران جنگ صدام هم ادامه داشت به حدی که گفتند: «اگر نصف ایران هم برود، بهتر از این است که بنی‌صدر (فرماندهٌ کل قوا) در جنگ پیروز شود!...» و با کودتای خرداد ۱۳۶۰، تدابیر موفق او را برای پایان جنگ، متوقف کردند، و در نهایت جنگ فاجعه‌آمیز، نزدیک به ۸ سال طول کشید.

https://www.instagram.com/reel/DRBa3hqjTDA/

بنی‌صدر که با گروگان‌گیری مخالف بود، تلاشی خستگی‌ناپذیر برای حل این ابربحران و آزادی گروگان‌ها انجام می‌داد،

کارتر در دوران ریاست جمهوری خود، تعدادی از مقامات کشوری و لشکری، از جمله برخی امنیتی-اطلاعاتی‌هایی که در فسادها و کارهای خلاف قانون نیکسون و شرکا دخالت داشتند را اخراج کرده بود. بسیاری از آن‌ها، برای تخریب کارتر، همدست تیم مبارزات انتخاباتی ریگن شدند، و چوب لای چرخ امور حکومتی می‌گذاشتند. از جمله امور مربوط به قرارداد الجزایر برای آزادی گروگان‌ها،

حتی گفته شد که ممکن است برای شکست «عملیاتِ پنجهٌ عقاب» برای آزادی گروگان‌ها، احتمال دارد توسط آن‌ها خرابکاری‌هایی انجام شده باشد. گرچه این موضوع هیچوقت اثبات نشد،

گرچه در رابطه با گروگان‌گیری، و اکتبر سورپرایز، و ایران گیت در امریکا، اسناد و شواهد و تحقیقات متعددی منتشر شده است، ولی همه در میغ و محاق سانسور قرار گرفته‌اند. محققان و ناشران اطلاعات مربوط به این واقعیت، با عواقب سختی مواجه شده‌اند،

در ایران، همه کسانی که اطلاعاتی از واقعیات مربوط به گروگان‌گیری داشتند، حذف شدند: اعدام، زندان و شکنجه، منزوی و خانه‌نشین شدن، مهاجرت، و...

-

با انقلاب ۱۳۵۷، نه فقط ایران و منطقه، بلکه دنیا وارد عرصه و عصر جدیدی شد،

زدودن ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، و دانستن واقعیت‌های حقیقی در باره انقلاب ۱۳۵۷ و دلایل دزدیده شدن آن توسط ضدِ انقلابیون از همه طرف، پیش‌نیازی است برای استقرار، و استمرار، و پیشبرد مردمسالاری.

❊

مدیریت تدبیر امور امریکا، بر اساس سلطه‌سالاری و نیازهای آن است.

اگر قرار باشد سایر مردم دنیا هم مانند امریکایی‌ها زندگی کنند، کرهٌ زمین به ۵-۶ برابر منابع موجود نیازمند است! برای همین امریکا، با سازوکارهایی که بعد از جنگ جهانی دوم به‌کار برده، استقلال همهٌ کشورهای دیگر جهان را، با کیفیت و کمیت متفاوت، مورد تجاوز قرار داده است، و بر آن‌ها سلطه دارد، تا بتواند منابع طبیعی آن‌ها را به‌تاراج ببرد.

سلطه‌گری‌های دولت امریکا، در دوران نیکسون، شتاب‌گیر شد. این فرایند نمی‌تواند با بی‌قانونی و فساد و تجاوزها به حقوق، همراه نباشد،

روش و منش نیکسون، با سقوط وی، ساقط نگردید! افرادی چون ویلیام کیسی و ریچارد آلن، آن را به «اکتبر سورپرایز» انتخابات ریگن و دوران ریاست جمهوری او و جرج بوش پدر آوردند. دیک چینی (Cheney) هم آن را به دوران ریاست جمهوری جرج بوش پسر آورد و فاجعهٌ تجاوزها به افغانستان و غراق را روی دست مردم دنیا گذاشت. دیک چینی که بدون اغراق پرقدرت‌ترین معاون ریاست جمهوری تاریخ امریکا بود، روش و منش نیکسون و شرکا را به این دوران منتقل کرد و زمینه‌ساز پدید آمدن ترامپ و ترامپیسم شد،

در حکومت ترامپ این سلطه‌گری‌های دولت امریکا، واضح‌تر نمایان شده است.

در مقابلِ این سلطه‌گری‌های دولت امریکا، مردم مناطق مختلف، از جمله حتی مردم امریکا، مقاومت‌هایی از خود نشان داده‌اند،

ولی در مقابل مردم مناطق مختلف دنیا، دولت‌های آن‌ها قرار دارند. بسیاری از این دولت‌ها، به اشکال مختلف به اهرم‌های قدرت در امریکا و اسرائیل وابسته هستند. در کشورهای منطقهٌ ما، اگر چه ممکن است دولت‌مردان در ظاهر با اسرائیل و امریکا دشمنی بورزند، ولی در نهایت همهٌ آن‌ها از یک جنس هستند و مانند ظروف مرتبطه به هم ارتباط دارند، و همدیگر را پشتیبانی، و بلکه ایجاب می‌کنند،

برای این‌که ملت‌ها سلطهٌ قدرت‌ها را بر خود بپذیرند، مردم را باید «رام» کرد، و لازم است که با تحمیل انفعال به مردم، انسان‌ها را از منقلب شدن و انقلاب کردن، بازداشت! مدیریت این مهم، با جنگِ روانی ممکن می‌شود!

برای خنثی کردن انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، که به انقلاب اسلامی ایران معروف شد و منجر به جمهوری در ایران گشت، قدرت‌ها لازم دیدند، با جنگِ روانی، تدبیرهایی را اجرایی کنند، که برخی از آن تدبیرها عبارتند از:

گرفتن معنی واقعی این چهار واژه را از آن‌ها، و سپس معنی متضادی به آن‌ها دادن! آن چهار واژه عبارتند از: ۱-انقلاب؛ ۲-اسلامی؛ ۳-ایران؛ و ۴-جمهوری.

ناچیز کردن انقلاب در خشونت و قتل و غارت، و در یک کلام، نشاندن ضدِ انقلاب یه‌جای انقلاب، و نشاندن ضدِ انقلابیون یه‌جای انقلابیون،

مساوی کردن اسلام با خشونت و جنگ، و تبلیغ اسلام حوزویِ مطلوب خمینی و خامنه‌ای و شرکا، به عنوان «اسلام ناب محمدی»! تبلیغ تزویر و دروغ‌هایی چون حجاب اجباری، و ولایت فقیه، و... جعلیات مشابه به عنوان دین اسلام،

تغییر وجههٌ ایران و ایرانیان، از مردمی منقلب شده و برای استقلال و آزادی انقلاب کرده، به مردمی گروگان‌گیر و خشن و جنگ‌طلب و...، بی‌ثباتی‌سازی‌ها، از جمله دادن پول و اسلحه و...، و سایر امکانات به احزاب «اتنیکی» تجزیه‌طلب و پیش‌برد «فدرالیسم» به عنوان حرف رمزی برای تکه‌پاره کردن ایران،

مخدوش کردن معنای جمهوری به عنوان هرآنچه «جمهوری اسلامی ایران» می‌گوید و می‌کند، برای فرا کشیدن وابستگان فرومایه‌ای چون پهلوی و شرکا، و انتشار تاریخِ مثبتِ جعلی برای «دوران زرین پهلوی»،

و...

این نکات مختصر در رابطه با مدیریت تدبیر امور امریکا، بر اساس سلطه‌سالاری، روشن کنندهٌ نیاز حیاتی سلطه‌سالاران است برای بی‌ثباتی‌سازی‌هایی چون طرح بحران گروگان‌گیری، و ادامهٌ این بحران برای «اکتبر سورپرایز» و به‌قدرت رسیدن ریگن و بوش و شرکا!

علی صدارت

linktr.ee/sedarat

❊

برگرفته از «گاهنامهٌ گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها»

تعداد زیادی مرجع جمع‌آوری شده است که برای مشاهدهٌ آن‌ها می‌توانید به این لینک مراجعه بفرمایید:

alisedarat.com/2025/11/10/14852

❊

و نیز:

اکتبر ساپرایز، از ویتنام تا غزه! و البته باز هم وطن ما!

https://alisedarat.com/2024/10/31/13718/

-

https://alisedarat.com/?s=گروگان

-

https://alisedarat.com/?s=اکتبر

-

https://alisedarat.com/?s=ایران گیت

-

https://alisedarat.com/?s=ایران‌گیت

❊

همچنین:

برخی کتاب‌ها در همین رابطه، که می‌توانید آن‌ها را به طور رایگان پیاده (download) نمایید:

سیر تحول سیاست آمریکا در ایران، كتاب اول

https://enghelabe-eslami.de/56005/

-

سیر تحول سیاست آمریکا در ایران، کتاب دوم: گروگانگیری

https://enghelabe-eslami.de/56201/

-

سیر تحول سیاست آمریکا در ایران، کتاب سوم: ایرانگیت

https://enghelabe-eslami.de/56202/

❊

حیله یا خیانت سر اکتبر سورپرایز

https://enghelabe-eslami.de/56004/

❊

تحقیقها و یافته های جدید پیرامون «اکتبر سورپرایز» و «ایران گیت»

https://enghelabe-eslami.de/56003/

❊



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy