Sunday, Nov 30, 2025

صفحه نخست » «من بی‌معنا هستم»؛ نتیجه ضربه اپوزیسیون به جنبش های اعتراضی، احمد حیدریان

Ahmad_Heidarian.jpgنقل‌قول «من بی‌معنا هستم» از برزو ارجمند، هنرمند ایرانی، فراتر از یک درد دل شخصی، نشانگر یک بیماری عمیق‌تر در میان کنشگران و بخشی از جامعه‌ای است که در معرض جنگ دائم روانی-رسانه‌ای قرار دارد. این حس «بی‌معنایی» و بی‌ثمر بودنِ تلاش، محصول مستقیم فضایی است که توسط رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی و اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی ایجاد شده است. این یادداشت، به تحلیل نقش این بازیگران در تشدید این وضعیت می‌پردازد و شکست‌های جنبش‌های مدنی را در پرتو این ذهنیت تحلیل می‌کند.

تزریق ناامیدی و سراب «سرنگونی آسان»

رسانه‌های برون‌مرزی با رویکردی عمدتاً رادیکال، با تمرکز افراطی بر شکست‌ها، ناکارآمدی‌ها و فسادهای سیستماتیک، یک تصویر تماماً سیاه از وضعیت داخلی ایران ترسیم می‌کنند. هدف، تهییج جامعه برای «قیام نهایی» است. در این فرآیند، هرگونه اقدام مدنی، اصلاحی، یا حتی تلاش‌های موفقیت‌آمیز برای مقاومت و کنشگری درون سیستم، یا نادیده گرفته می‌شود یا تحقیر می‌گردد. نتیجه این رویکرد، دامن زدن به احساس انفعال و بی‌فایده بودنِ کنشگری تدریجی است. وقتی راهکارهای میانی و اصلاح‌گرانه مدام بی‌ارزش و «سازش‌کارانه» خوانده شوند، انگیزه‌ای برای کنشگری باقی نمی‌ماند.

در این فضا، اپوزیسیون برانداز با ترویج ذهنیت «سرنگونی آسان»، نقش مخربی ایفا می‌کند. این ذهنیت که حسین باستانی در مقاله‌ای با همین عنوان به آن اشاره کرده، یک توهم خطرناک است: توهم اینکه نظام به اندازه‌ای ضعیف شده که با یک «فشار نهایی» یا «فراخوان سراسری» فرو می‌پاشد.

نقش ویرانگر ذهنیت «سرنگونی آسان» در جنبش‌های مدنی

تحلیل حسین باستانی در مورد ذهنیت «سرنگونی آسان» کاملاً با شکست‌های جنبش‌های مدنی در سال‌های اخیر همخوانی دارد. هنگامی که یک جنبش اعتراضی آغاز می‌شود (مانند اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ یا ۱۴۰۱)، این ذهنیتِ القایی باعث می‌شود که:

  • نادیده گرفتن برنامه‌ریزی: اپوزیسیون به‌جای سازماندهی ساختارهای زیرزمینی، ائتلاف‌سازی هدفمند و تعیین اهداف واقع‌بینانه، صرفاً بر تأکید بر «لحظه موعود» تمرکز می‌کند.

  • تشدید رادیکالیسم: شعارها و مطالبات از حد مطالبات مدنی (مانند حقوق صنفی، اقتصادی یا حتی اصلاحات ساختاری) فراتر رفته و مستقیماً بر براندازی فوری متمرکز می‌شوند.

  • خستگی و سرخوردگی: وقتی «سرنگونی آسان» در یک بازه زمانی کوتاه (چند هفته یا چند ماه) محقق نمی‌شود، حامیان و کنشگرانی که با این ذهنیت بسیج شده‌اند، به‌سرعت دچار سرخوردگی شدید و حس خیانت می‌شوند. این همان نقطه‌ای است که «من بی‌معنا هستم» متولد می‌شود؛ احساس اینکه تمام تلاش‌هایش (چه در داخل و چه در همراهی از خارج) صرفاً یک نمایش بی‌حاصل بوده است.

نتیجه: بی‌معنایی، هزینهٔ «براندازی نمایشی»

رسانه‌های برون‌مرزی و اپوزیسیون با اولویت دادن به «براندازی نمایشی» در فضای مجازی و رسانه‌ای، عملاً در عمل به فرسایش نیروهای مدنی و کنشگران واقع‌بین کمک می‌کنند. این رویکرد باعث می‌شود تا انرژی ارزشمند اعتراضات مدنی، به‌جای انباشت و تبدیل شدن به قدرت چانه‌زنی واقعی، به‌سرعت و در یک انفجار کنترل‌نشده مصرف شود. نتیجه این فرآیند، نه سرنگونی نظام، بلکه تولید انبوه حس «بی‌معنایی» در میان کسانی است که صادقانه به دنبال تغییر بوده‌اند. این هنرمند، برزو ارجمند، صرفاً صدای قربانیانِ ذهنیت توخالی «سرنگونی آسان» و قربانیان پروپاگاندای ناامیدکننده رسانه‌ای است.

احمد حیدریان



Copyright© 1998 - 2025 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy