چگونه و چرا باید کلید باشیم؟
آقای خامنه ای کور و کر شده، و آقای پزشکیان اقرار میکند: "ایده ای برای حل مشکلات ندارد!"
تکلیف ما ملت روشن است، یا باید بسوزیم و بسازیم و منتظر وقایع بعدی و تقدیر و سرنوشت باشیم، و یا باید آستین ها را بالا بزنیم و با اتکا به "کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من"، مسئولیت ایرانی بودن را شرافتمندانه بپذیریم، و تکلیف خودمان را آگاهانه و با چشم های باز، مشخص کنیم.
نخست در کجا قرار دارم (سیاست داخلی)
سیاست فرقه گرای جمهوری اسلامی، تحریم ها را رقم زد و به مرور به اینجا رساند. در رابطه با نفت، بزرگترین سرمایه ملی کشور، سال ها است که نظام حاکم مجبور است، آنرا حراج کند و به یک سوم قیمت بفروشد! فقر و درماندگی گسترده و تورم شکننده در میهن ثروتمند مان نیز، زائیده فساد گسترده دست اندرکاران، بی کفایتی، و مدیریت "واکنشی" است.
پس از شکست خفت بار جمهوری اسلامی در مقابل اسرائیل، و آسیب پذیر کردن ایران، مقاله ی "رژیمی که توانائی دفاع از کشور را ندارد، ... باید استعفا بدهد" را منتشر کردم. بخشی از نوشته:
"اوضاع دردناک امروز ایران، نتیجه کم دانی، نداشتن دید باز برای آینده نگری؛ و نداشتن افق گسترده برای اداره کشور است. سیاست رژیم فقاهت در همه ابعاد خود، با شکست روبرو شده است. آقای خامنه ای، زمان آن فرا رسیده که استعفا بدهید و تا دیر نشده، کناره گیری کنید."
در ادامه نوشتم: "سیاست یک بعدی تان، اقتصاد را ورشکسته و ملت را درمانده کرده است. اداره کشور، نیاز به برنامه ریزی خرد گرانه و هدفمند دارد، نه رجز خوانی و ادعاهای آنچنانی! برخی از ناهنجاری های کم دانی و بی لیاقتی دست اندرکاران حکومت تان: تورم، بیکاری، بحران آب و انرژی، کاهش فاجعه انگیز ارزش ریال، ... لیست ادامه دارد!" (1)
برای اطلاع هم میهنانی که امید به آقای پزشکیان، رئیس جمهور رژیم، بسته بودند؛ روزنامه نیویورک تایمز بر اساس سخنان و اقرار های خود آقای پزشکیان می نویسد:
"در بحبوحه تورم سرسام آور، قطع آب و برق و چشم اندازهای رو به افول برای توافق با ایالات متحده، ظاهراً رئیس جمهور مسعود پزشکیان تسلیم شده است."
در ادامه، آمده: "اما اگر ایرانی ها بخواهند برای راه حل ها به رئیس جمهور مراجعه کنند، او اولین کسی خواهد بود که میگوید خودتان را به زحمت نیندازید."
آقای پزشکیان اخیرا در مجموعه ای از سخنرانی های عمومی به طرز چشمگیری صریح گفته است که ایران با مشکلات لاینحلی روبرو است و او ایده ای برای حل آنها ندارد.
او در جلسات با مقامات اذعان کرده است که دولت "گیر کرده است، واقعاً بدجوری گیر کرده است." او میگوید: "از همان روز اولی که ما آمدیم، فجایع در حال باریدن هستند و این روند متوقف نشده است." او تا آنجا پیش رفته است که میگوید مشکلات ایران خودساخته است - نتیجه فساد، اختلافات جناحی و دهه ها شیوه های هزینه کرد دولتی که او آنها را "کاری که دیوانه ها انجام میدهند" توصیف کرد - و تقصیر ایالات متحده یا اسرائیل نیست." (2)
اقرار رئیس جمهور رژیم که "دولت بدجوری گیر کرده و ایده ای برای حل آنها ندارد" را باید جدی گرفت و پذیرفت. اقرار آقای پزشکیان، مانند "لُنگ انداختن" است. برای اطلاع، زمانی که یک مبارزه تسلیم میشد، لُنگ می انداخت. در مسابقه بوکس، زمانی که یک بوکسور در خطر بود، مربی او، حوله سفید را به میان رینگ بوکس پرتاب میکرد، یعنی تسلیم و پذیرش باخت. واقعیت اینجا است که دولت آقای پزشکیان با بحران های همه جانبه روبرو است که حتی "یکی" از آن بحران ها میتواند باعث سقوط یک دولت گردد. برای نمونه، بحران تورم کمر شکن؛ آمار دولتی 42% - آمار واقعی بیش از 50% برآورد می شود. این حالت، غیرقابل تحمل است.
در این راستا، آسوشیتدپرس گزارش داد، "ریال ایران همچنان در حال سقوط است و به پایینترین سطح رکورد تاریخی خود رسیده است. سرعت بالای کاهش ارزش پول ملی، به رکوردی تاریخی دست یافته، فشارهای تورمی را تشدید کرده و به افزایش قیمت مواد غذایی و کالاهای ضروری روزمره دامن زده است!" (3)
سیاست خارجی
اسرائیل از آغاز شکل گیری، دنبال گسترش مرزها و نفوذ هر چه بیشتر در منطقه بوده است. امروز، نتنیاهو با پشتیبانی آمریکای ترامپ، به طبل های جنگ میکوبد و تهدید میکند؛ دست اندرکاران رژیم نیز با پاسخ های همیشگی خود، در این معرکه شرکت دارند و به ساز آنها می رقصند!
نتنیاهو، همسر و پسرش، هر سه، سالهاست در دادگستری اسرائیل پرونده های فساد دارند؛ ولی او با تردستی، زد و بند و ساخت و پاخت، مرتب در انتخابات شرکت کرده و توانسته در راس دولت باقی بماند.
نشریه اسرائیلی هاآرتس می نویسد: بنیامین نتانیاهو با حمایت از پدیده "ترس از جنگ"، از ایران تا غزه، تمرکز را از ماجرای قطرگیت و پرونده های فساد خود و خانواده اش، برمیدارد و منحرف میکند. (4)
اهریمن جنگ، نتنیاهو، بار دیگر برای هماهنگی با آمریکا، قصد سفر به واشنگتن دارد. او در مراسم فارغالتحصیلی خلبانان نیروی هوایی کشورش گفت "اسرائيل در حال رصد تحرکات حماس، حزبالله و ایران برای بازتسلیح است و در صورت لزوم اقدام خواهد کرد."
به گزارش وال استریت ژورنال، وزیر دفاع اسرائيل و فرمانده نیروی هوایی این کشور نیز در همین مراسم گفتند اسرائيل برای جلوگیری از شکلگیری تهدیدهای جدید وارد عمل خواهد شد. (5)
ژنرال آموس یادلین، رئیس پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائيل، مینویسد نگرانی اصلی تلآویو پس از جنگ ۷ اکتبر، نه فقط حماس و حزبالله، بلکه ایران و تلاش تهران برای بازسازی توان موشکی و نزدیک شدن دوباره به آستانه هستهای است. (6)
شش ماه پیش در مقاله ای هشدار دادم که "چنانچه اسرائیل، بار دیگر به ایران حمله کند، این حملات بی پایان خواهند بود و هر از گاهی به دلایل "ساختگی" تکرار خواهند شد، زیرا هدف اسرائیل، عادی سازی یورش ها و درهم شکستن ایران است. مانند آنچه در مناطق اشغالی، سوریه و لبنان انجام میدهد. بنابراین، بهتر است که با کنار گذاشتن (در حال حاضر) غنی سازی، تمرکز روی ارجحیت های دیگر کشور باشد." (7)
در این رابطه، مقامها و تحلیلگران اسرائيلی از جنگ دوازدهروزه بهعنوان "نخستین جنگ ایران" یاد میکنند و معتقدند در دور بعدی، اسرائيل با شدت بیشتری برنامه موشکی ایران و حتی خود حاکمیت را هدف خواهد گرفت. (7)
در ضمن، مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا میگوید: سیاست ایران در منطقه، همچنان به عنوان "عامل بی ثباتی" تلقی میشود. این اظهارات در پی انتشار گزارشی است که در آن مطرح شده بود مقامات اسرائیلی بیش از پیش نگران تولیدات برنامه موشکی ایران هستند و قرار است "بنیامین نتانیاهو" در سفر پیش روی خود به واشنگتن درباره گزینههای تهاجم دوباره به ایران توضیحاتی به ترامپ ارائه دهد.
رئیسجمهور آمریکا نیز طی اظهاراتی عنوان کرده بود در صورتی که ایران اقدام به بازسازی برنامه هستهای خود کند، حملات ماه ژوئن علیه ایران تکرار خواهند شد. (8)
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در جریان سفر خود به مسکو گفت تهران احتمال حملهای جدید را رد نمیکند و برای آن کاملا آماده و حتی "آمادهتر از گذشته" است.
آقای عراقچی همچنین گفت آنچه که در جنگ دوازده روزه آسیب دید اکنون بازسازی شده است و هرگونه حمله جدید "تکرار آن تجربه شکستخورده" خواهد بود. (9)
سرلشکر یحیی رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی خامنه ای در سخنانی از احتمال وقوع جنگ بین ایران و اسرائیل خبر داد. صفوی در این ویدیو تاکید کرد: "هر آن ممکن است جنگ مجددی بین ایران و اسرائیل رخ بدهد. باید استراتژی هجوم اتخاذ کنیم؛ بهترین پدافند حمله است." (10)
آنچه مسلم است، - نیروی های نیابتی رژیم، چنانچه نابود نشده باشند، تضعیف شده اند؛ - نیروی هوائی رژیم ناکارآمد است؛ و - برنامه هستی ای نیز عملا کاربردی ندارد؛ بنابراین، رژیم جز تقویت و حفظ سیستم موشکی خود، راه دیگری ندارد! و گرنه کشور از این هم آسیب پذیر تر خواهد شد.
اداره کشور، اهداف مشخص و ارجحیت های هدفمند و شعور لازم دارد، نه شعار!
عنوان این نوشتار، "در"، قفل، کلید!، اشاره دارد به این زبانزد که میگوید: "در"، از قفل بزرگتر است؛ کلید، از قفل هم کوچکتر است، اما "در" را باز میکند. یعنی یک کلید کوچک (عمل ساده) یک "در" بزرگ (چالش بزرگ) را باز میکند، نه به دلیل اندازه اش، بلکه به دلیل عملکردش.
هر کدام از ما در مقابل حکومت، مانند کلید در مقابل قفل و "در"، کوچک هستیم؛ ولی میتوانیم و باید قفل را باز کنیم.
چرا باید "کلید" باشیم؟؟
- خامنه ای درک نمیکند که استعفا دادن امروز، او را از انزجار عمومی و لعن و نفرین، و نابودی فردا، نجات میدهد!
- پزشکیان، آب پاکی را روی دست همه ریخته و میگوید: "ایران با مشکلات لاینحلی روبرو است و او ایده ای برای حل آنها ندارد."
- بحران های فلج کننده نیز در کشور بیداد می کنند: بحران آب و برق؛ بحران اقتصاد (بیکاری، تورم و بی ارزش بودن ریال)؛ بحران امنیت (شکست خفت بار در مقابل دشمن و بی دفاع و آسیب پذیر کردن کشور)، و بحران اعتماد (مردم نه تنها، هیج اعتمادی به رهبر و دست اندرکاران حکومت ندارند، بل که از آنها منزجر و گریزاتند)! امروز تردیدی برای ایرانیان باقی نمانده که رژیم غیر ایرانی آخوندی، باید سرنگون گردد.
ار اینرو، نیاز داریم مسئولیت ایرانی بودن مان را شرافتمندانه بپذیریم و تکلیف خودمان آگاهانه و با چشم های باز، مشخص کنیم. زمانی که هم رهبر، و هم رئیس جمهور، نمیخواهند و نمیتوانند راهگشا باشند؛ چنانچه "ما" مسئولیت شهروندی را انجام ندهیم و در تعیین سرنوشت میهن مان شرکت نکنیم؛ دیگران (جاه طلبان وابسته، گمراهان، و بیگانگان) با توطئه و دسیسه، و فریب و نیرنگ، "آلترناتیو سازی" میکنند و با رهبران ساختگی، آینده مان را در راستای منافع خودشان شکل میدهند. اسرائیل و آمریکا در تلاش هستند که با علم کردن مهره های خود فروخته، کنترل اهرم های قدرت و ثروت را در اختیار داشته باشند.
چگونه باید "کلید" باشیم؟؟
میدانیم که رژیم مذهبی و حکومت وابسته، هر دو، دشمن جامعه مدنی هستند. برپائی جامعه مدنی پیشرو، در گروی استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، و آزادی و حق انتخاب مردم است. بنابراین، هم نیاز به گذار از رژیم فقاهت داریم و هم نیاز به جلوگیری از شکل گیری حکومت وابسته. "ما" با یک انتخاب روبرو هستیم؟ یا خودمان انتخاب میکنیم، یا برایمان انتخاب میکنند، برنامه میریزند، و تعیین تکلیف میکنند.
اندیشکده آگاهی و شناخت، با این باور که مردم اصل هستند و همه چیز باید برای مردم و در خدمت مردم باشد، سیستم جمهوری مردمسالار ملی ایران را پیشنهاد می کند که حکومتی مردمی و شایسته سالار است. مسئولیت این حکومت، تأمین امنیت اجتماعی، رفاه و آسایش همه شهروندان در سراسر کشور است. جمهوری مردمسالار ملی ایران، در ضمنی که سیاست خارجی اش، بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک با کشورهای دیگر است، نیاز به داشتن یک ارتش مجهز، برای "بازدارندگی" و دفاع از کشور را درک و دنبال میکند.
برپائی چنین سیستمی، نیاز به شهروندان آگاه و پویا دارد،
یعنی باید "کلید" باشیم.
امیرحسین لادن
دوشنبه 8 دی 1404
(1) "رژیمی که توانائی دفاع از کشور را ندارد، ... باید استعفا بدهد"، نگارنده
(2) "من نمیتوانم" نیویورک تامیز
(3) یورو نیوز
(4) نشریه اسرائیلی هاآرتس
(5) وال استریت ژورنال
(6) نشریه تایمز اسرائیل
(7) اداره کشور، اهداف مشخص و ارجحیت های هدفمند و شعور لازم دارد، نه شعار!
(8) یورو نیوز
(9) نشریه آرمان امروز
(10) بی بی سی
(11) تابناک

















