ابرقدرتی با نقض صریح منشور سازمان ملل و قوانین بینالملل و قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهور کشور دیگری را با حمله نظامی میرباید و صریحاً میگوید که نفت ونزوئلا به آمریکا تعلق دارد و برای این، به ونزوئلا حمله کرده است.
آنگاه آن ایرانیانی که برای این عملیات به وسیله ابرقدرتی لات، که دنیا را جنگل و خود را تارزان میداند، جشن میگیرند و به هم تبریک میگویند، نشان میدهند که:
-
درکی از حقوق انسان ندارند.
-
درکی از حقوق شهروندی ندارند.
-
درکی از حقوق ملی ندارند.
-
درکی از حقوق اساسی (fundamental rights) کشورهای دموکراتیک ندارند.
-
درکی از قوانین بینالملل ندارند.
-
درکی از منشور سازمان ملل ندارند.
البته چنین افرادی انسانهای ایدهآل رژیمهای استبدادی میباشند؛ از جمله به این دلیل که زمانی که مستبد توی سر آنها بزند و تحقیرشان کند و حقوق آنها را نقض کند، دیگر هیچ ملجأ و مامن قانونی برای پناه بردن ندارند.
چرا که هر مرجع، ساختار و نهادی که میتوانست از حقوق آنها دفاع کند، توسط مستبدی که برای او هورا کشیده بودند، از قبل از بین رفته است.
چرا که خود کرده را تدبیر نیست.
تاسف بیشتر از اینجاست که هورا کشان وطنی ترامپ، از سرزمینی میآیند که انگلستان سلطهگر، مانند ترامپ در مورد ونزوئلا، نفت ایران را نفت انگلستان میدانست؛ و اینکه چگونه مصدق، این پیرمرد غشی جهان سومی، به خود جرئت داد تا نفت ما را ملی کند و بگوید که این نفت نه مال انگلستان که به ایرانیان تعلق دارد؟
هموطنان! استبداد پهلوی و استبداد مذهبی از آسمان بر ما نازل نشد و بیشتر محصولی داخلی است تا خارجی.
دکتر فاطمی هم گفته بود که اگر ما خائن نداشتیم، انگلستان هیچ غلطی نمیتوانست بکند.
اطلاعات تازه هم نشان میدهند که مادورو را خائنان داخلی در ازای پول به آمریکا فروختند.
هموطنان! علت طولانی شدن استبداد پخمهسالار مذهبی، بیش از آنکه نشان از توانایی درونی استبداد داشته باشد، نشان از آن دارد که اکثریت مطلق نیروهای مخالف از جنس خود رژیم میباشند.
در غیر این صورت چگونه میتوان توضیح داد که چرا:
-
نیروهای بسیار وسیع جمهوریخواه بعد و بیش از چهل سال هنوز قادر نشدهاند تا جبههای مشترک بر اصول راهنمای استقلال، آزادی و حاکمیت ملی به عنوان بدیل و آلترناتیو رژیم خیانت، جنایت و فساد تشکیل دهند؟
-
بدتر، بسیاریشان در جریان جنبش انقلابی مهسا/سیمرغ ایران زمین، یا با شعار «از تاجزاده تا شاهزاده» و اینکه رضا پهلوی سرمایه ملی!!! است و یا با شعار «همه با هم»، پهلویطلبان فاشیست و رضا پهلوی، عمله نتانیاهو را به داخل خود راه دادند.
اینگونه هم جنبش را به شکست کشاندند و هم رضا پهلوی، با کوشش در برانگیختن حمله نظامی اسرائیل و آمریکا، در عالم خواب و خیال، تاج کیانی آرزو کرد و مانع اتحادی گسترده شد.
در واقع، رضا پهلوی به واسطه هوش و شعور و سواد بالای خود، نقشی دو جانبه بازی کرده و میکند:
یکی همان نقش سپر استبداد حاکم که از زمان رفسنجانی بر عهده او افتاده بود (از جمله علی فلاحیان، وزیر اطلاعات رفسنجانی گفته بود که نباید رضا پهلوی را ترور کرد و برای اختلاف انداختن در بین مخالفان به او نیاز داریم)؛ و البته نقش سالهای اخیر که موساد بر عهده ایشان گذاشته است.
-
اینگونه است که این جنبش اعتراضی به حق حاضر، در راستای برنامه موساد و همکاری اسرائیل اینترنشنال و بازی صداگذاری پهلوی و به بازی گرفتن عده معدودی خشمگین از وضعیت اسفبار، به انحراف برده شد.
هموطنان، نمیتوان آرزوی آزادی داشت و آرزوی استقلال و آرزوی جمهوریتی در خدمت حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی و حقوق طبیعت داشت و در عین حال در اندیشه، رفتار و گفتار، این اصول راهنما را نقض کرد.
بنا بر این، تغییر پایدار و ماندگار، از تغییر خود و باورهایمان در راستای حقوق و کرامت انسان ممکن میشود.
چنین انسانی محال ممکن است:
-
آدمربایی رئیسجمهوری و همسرش را جشن بگیرد.
-
تحقیر ملتی و اینکه نفت آن ملت مال ماست را جشن بگیرد.
-
نقض قوانینی که بعد از جنگ جهانی دوم با هدف جلوگیری از حکومت قانون جنگل ریخته شده بود و بیاعتبار شدن سازمان ملل را جشن بگیرد.
یادمان باشد که از اعتبار افتادن «جامعه ملل» که بعد از جنگ جهانی اول ایجاد شده بود، سبب تجاوزات ژاپن، ایتالیای موسولینی و هیتلر به کشورهای دیگر شد و زمینهساز جنگ جهانی دوم گردید.
نمیتوانیم از استبداد بنالیم و در افکار، شخصیت و اعمال خود، رگههای عمیق استبدادی که در درون ما به تخت نشسته و بر ما حکومت میکنند را نبینیم؛ و این واقعیت که:
زی تیر نگه کرد پر خویش بر او دید / گفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»
محمود دلخواسته

تسخیر خیابان و منطق خشونتپرهیزی، حمید فرخنده















