اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران، بازار و تا حد زیادی ناشی از تشدید سریع وضعیت اقتصادی و تشدید تورم و گرانی نرخ ارز بود، زیرا ارزش ریال نیز به کمترین میزان خود رسید و هر دلار آمریکا معادل ۱٫۴۵ میلیون ریال شد. در واقع، نرخ دلار در یک سال و نیم اخیر تقریباً سه برابر شده است. اعتراض بازاریان نشاندهنده تعمیق شکافهای اقتصادی و سیاسی حتی در بخش بازار و با نظام حاکم است. چرا که معترضان با تجمعات علنی، به سر دادن شعارهای ضد دولتی پرداختند و در روز دوم اعتصابات و اعتراضات که منجر به استعفای رئیس کل بانک مرکزی نیز شد، ادامه یافتند.
نظام بیتفاوت نماند و نیروهای امنیتی با اقداماتی از جمله استفاده از گاز اشکآور واکنش نشان داد و از روز سوم اعتراضات مردمی دامن گستر شد و مطالبات و شعارهای معترضان از مسائل اقتصادی فراتر رفت و بدل به اعتراضات ضد نظام شد. اعتراضات به دانشگاهها کشید و دانشجویان با سر دادن شعار "آزادی" رنگ سیاسی به اعتراضات دادند. دامنه اعتراضات از تهران تا همدان و باباحیدر در استان چهارمحال و بختیاری، تا شیراز و فسا و مرودشت و کودهدشت لرستان، و بابل و فردیس و اصفهان و... گسترده شده و شعارهایی همچون «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنهای» و «ایرانی داد بزن، حقت رو فریاد بزن» آشکارا کل نظام و رأس آن را نشانه گرفته است.
زمینه این اعتراضات، همان مطالبات حقطلبانه مردم ایران برای استقرار استقلال و آزادی در وطن خود است که سالهاست علیه نظام ولایت فقیه ادامه دارد و به جنبش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" که هیچگاه آتشاش خاموش نشده بود، دوباره پیوند خورد وتا ۱۳ دی ۱۴۰۴، دستکم ۲۲ نفر در این اعتراضات کشته شدند. در پی خشونتورزی ماموران امنیتی، جان خود را از دست دادهاند. مردم در مراسم خاکسپاری جانباختگان عزیز میهن، سوگواریها را به اعتراض بدل کردند.
مردم در مراسم خاکسپاری جانباختگان عزیز میهن، سوگواریها را به اعتراض بدل کردند.
در مرودشت استان فارس، شهروندان شرکتکننده در مراسم خاکسپاری خداداد شیروانی منفرد، فریاد زدند: "توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه!" در فولادشهر استان اصفهان در ۱۲ دیماه، مراسم خاکسپاری داریوش انصاری بختیاروند که روز چهارشنبه ۱۰ دیماه با شلیک نیروهای حکومتی جان باخت، بدل به اعتراض و سردادن شعار علیه علی خامنهای شد. در کوهدشت استان لرستان نیز مراسم خاکسپاری امیرحسام خدایاریفرد با حضور گسترده مردم و شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» برگزار شد. در شهر ملکشاهی، استان ایلام، دستکم پنج نفر به نامهای رضا عظیمزاده، فارز آقامحمدی، محمد بزونه، علی کریمی باولکی و مهدی امامیپور با تیراندازی نیروهای حکومتی کشته شدند. در این روز دست کم ۳۰ نفر دیگر پس از زخمی شدن به بیمارستان این شهرمنتقل شدند.
مردم ایران زندگی خود و وطن خود را در چنبره یک سلسله بحرانها از قبیل: افزایش تورم و فقر گسترده و در واقع سیاستهای "فقیرسازی سیستماتیک"، نابودی طبقه متوسط، بحران فحشا و اعتیاد روزافزون، افزایش کودکان کار، بحران محیطزیست و آب، بیماریهای درماننشده و ورشکستگی بیمههای تأمین اجتماعی، فسادهای میلیاردی و رانتخواری نهادینه شده، زندانی شدن فعالان سیاسی و مدنی، شکنجه و اعدامهای روزمره، بحران هستهای و تحریمهای کمرشکن، سیاستهای خارجی جنگ ومنزویساز و خشونتمحور و... میبینند و واقفند که از رژیم بحرانساز نمیتوان توقع حل بحران را داشت. چرا که نظام ولایت فقیه برای ادامه حیات خود نیازمند زورگویی و ساختن بحران است. از طرفی تکیه به اصل استقلال و حفظ تمامیت ارضی و آشکار بودن طمع و قصد قدرتهای خارجی در تخریب و تجزیه ایران، ضرورت پاسداری از وطن را گوشزد میکند و مسلم میسازد که ملتی همچون ملت با تجربه و دارای فرهنگی کهن مانند ملت ایران، تا خود به جنبش برنخیزند، امکان حل این بحرانها وجود ندارد و خود نیز قادر و توانا به حل مسائل داخلی خود میباشد.
از این رو، اظهارات شخصی چون ترامپ در اعلام حمایت از اعتراضات و آمادگی اقدام در شبکه اجتماعی به سخره گرفته میشود و خود را نه تنها بینیاز از این نوع حمایتها میبینند، بلکه نگران این هستند که به بهانه نارضایتی مردم از نظام حاکم، ترامپ چشم طمع به ایران دوخته باشد و قصد تجاوز به حریم وطن و تخریب زیرساختهای ایران را، همچون همراهی با دولت نتانیاهو اسرائیل، داشته باشد.
در اهمیت پایداری در اتخاذ روش خشونت زدایی
تصویر آن جوان شجاع ایرانی که آرام، کف خیابان و روبهروی نیروی موتورسوار انتظامی به اعتراض نشسته بود، و یا دختران جوانی که در مقابل نیروهای سرکوب در اصفهان در کنار هم بر روی زمین اتحاد و مقاومت را نشان دادند ،گویای ماهیت اعتراضی مردم است. اعتراض غیر خشونتآمیز. ساماندهی اعتراضات و اعتصابات بدون افتادن در دام رادیکالیسم و خشونت، آزمونی جدی برای بلوغ سیاسی مردم ایران است.
معترضان به خوبی میدانند که نظام ولایت فقیه در اعمال خشونت و فرافکنی آن به نام مردم و معترضان تبحر دارد و در جنبش "زن، زندگی، آزادی" نیز سعی کرد خشونت را به مردم نسبت داده و با سرکوب و اعمال ترس کند. وچون هر رفتار و شعار خشونتزایی منجر به سرکوب جنبش مردم میشود، از این رو باید هشیار بود که هر کس یا عدهای در میان معترضان وارد شده و معترضان را به شعار و رفتار خشونتزا تشویق میکنند، بهطور قطع از حکومتیان است و ماموریت دارند تا تظاهرات مردم را به آفت خشونت آلوده سازند و بتوانند مجوز خشونت علیه کل جنبش را صادر کنند و یا حتی اگر ازمیان خود مردم است هنوز متاسفانه در نیافته که خشونت تا چه به حد به زیان جنبش است و همان روش استبداد را تکرار می کند. پس باید از آنها به جد دوری شود. ملت فهیم ایران قادر است ابتکار به خرج داده و روشهای خشونتزدا را به کار گیرد و شعارهایی را ابداع نماید که منجر به تنها گذاشتن نظام توسط ماموران نظام شود.
بر متخصصان جامعهشناس و روانشناس مستقل و آزاد ایران است که روشهای جلب این نیروها و چرخش وجدان در آنها را به مردم آموزش دهند.
از این رو، ضمن عرض شادباش به شجاعت و اراده هموطنان خود در پیگیری جنبش خود، یادآور میشوم که هیچ جنبشی، نه در ایران و نه در هیچ جای جهان، ابتدا به ساکن و بیبهره از تجارب مثبت و منفی جنبشها و حرکتها و انقلابهای پیشین در آن جامعه و بلکه در جهان، رخ نمیدهد. انسانهای تحولخواه هیچگاه خود را بینیاز از بهرهگیری از تجارب ارزنده ملت خود و ملتهای جهان نمیدانند. لذا در هر جنبش و انقلابی، آثار بس گرانقدری از کوشش و تلاش جامعه در حرکات و جنبشهای پیشین وجود دارد و ارزش هر جنبش در همین اثری است که در ارتقاء سطح آگاهی جامعه میگذارد. هرگاه جامعه بهواسطه حرکتی به اهداف خود برسد و پیروز شود، از یاد نمیبرد که جنبشهای قبلی و همه شرکتکنندگان و فعالان آن، همچون نردبانی عمل کردهاند و جامعه را در این مرحله به بلندای اهداف خود رساندهاند. اینگونه است که هیچ جنبشی را نمیتوان خاموش کرد بلکه جنبشها در نقش خود در ارتقاء وجدان تاریخی مردم زنده و حاضر و شاهدند. هر جنبش اعتراضی، نتیجه آگاهی و معرفت بخشی از جامعه به حقوقشان و اعتراض به سلب آن حقوق و انتقال آن آگاهی به سایر اقشار جامعه است. این انتقال زمینه شکلگیری و تقویت وجدان جمعی را به وجود میآورد.
هر جنبشی برای ابتر نماندن و پیروزی در هر مرحله نیاز به شناخت قوتها و ضعفهای خود دارد.
حتی اگر وقفه و فترتی در جنبش به وجود آید، دیدهبانان جنبش نباید دلسرد و ناامید شوند و فرصت را از دست دهند. کار شایسته و بایسته آن است که به تبیین قوتها و راهکارهای افزودن بر آنها و نیز شناخت و بررسی ضعفهای جنبش بپردازند. زیرا پر واضح است که جنبشها را شاید بتوان به زور خشونت و زور موقتا سرکوب کرد، اما هیچ جنبشی را نمیتوان خاموش کرد. چرا که روح این جنبش در اذهان مبتکر و آزاد مردم ایران و در زیر پوست جامعه در حرکت مدام است و تاریخ ایران گواه است که سیمرغ آزادی در بلندگاه دست نیافتنی وجدان جمعی ایرانیان آشیانه دارد و روزی نه چندان دور، باز به یکباره به پرواز درخواهد آمد.
تاریخ جنبشهای مردمی ایران گنجینهای از تجربیات گرانبها است. اگر این اعتراضات دور از هر خشونت ادامه یابند و از تجارب مثبت و منفی جنبشهای قبلی برای قوام و بالندگی جنبش در این مرحله درسهای ارزنده گرفته شود و شعارها هم سلبی و هم مثبت ایجابی باشند به نحوی که چشمانداز آینده را برای همه اقشار درون کشور و نیز افکار عمومی جهانی به شفافیت ترسیم کند و در این شعارها حقوق همگانی محور باشد، جنبش همگانی خواهد شد و به همه اقشار تسری مییابد.
شایان توجه است که نباید از یاد برد همانند هر بیماری که بدنش آلوده به میکروب است و سیستم دفاعی در ضعف است، سرطان فساد نیز پیکر نظام حاکم را در بر گرفته و از اینرو در ضعف کامل است. از اینرو مقاومت و پیگیری امر مبارزه و نیز یافتن بدیلی توانا و با برنامه و مشارکت فعال در ساختن بدیلی که بر اصول استقلال و آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی، تمامیت ارضی وطن، حقوق ملی و مشارکت مردمی، جمهوریت، جدایی بنیاد سیاسی از بنیادهای دینی و مرامی، انتخابات آزاد و منصفانه و تقویت نهادهای مدنی و مردمی متکی است و به آنها باوری واقعی دارد و نیز روش مبارزه و اداره کشور را روش خشونتزدای انتخاب میکند، مسیر اصلی پیروزی جنبش تعیین میشود. ایجاد و تشکیل کنگره ملی جمهوریخواهان ایران با حضور احزاب و تشکلها و نهادهای مدنی و صنفی و مردمی نیز رسیدن به هدف را ممکن میسازد.
استقامت شما مردم ایران بینظیر و حیرتانگیز است. جنبش را همین استقامت و شانه خالی نکردنها و مسئولیتشناسیهای شما به ثمر میرساند. چنانچه روشهای خود را با اهداف آزادیخواهانه همسان کنید و نماد اخلاق و شور زندگی و شادی و ابتکار و ابداع باشید، همین روحیه رمز پیروزی شماست.
ژاله وفا عضو مجامع اسلامی ایرانیان

















